نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش سیاست خارجی ایرنا، نیویورکتایمز در این مقاله مینویسد: محمد مصدق، نخست وزیر اسبق ایران در تاریخ ۲۲ اکتبر ۱۹۵۱ در برابر ناقوس آزادی در فیلادلفیا ایستاد. او در برابر جمعیتی صدها نفری در تالار استقلال سخنرانی کرد و تلاش آن روزهای ایران برای رهایی از سلطه انگلیس بر امور داخلی و منابع طبیعیاش را مورد ستایش قرار داد. مصدق با صدای آرام و حزنانگیز که همچون امضای شخصیاش بود، گفت: «آرمان استقلال ملی، آرمانی جهانی است و همه ملتها به آن باور دارند.»
دو سال بعد، آمریکا و انگلیس بهدنبال تصمیم مصدق برای ملی کردن صنعت نفت ایران و در دست گرفتن کنترل «شرکت نفت انگلیس و ایران»، با یک کودتا او را از قدرت برکنار کردند. همزمان با مقطعی که بخش بزرگی از جهان پس از استعمار، هویتهای ملی تازه را در آغوش میکشیدند، نام مصدق به نمادی از استقلالطلبی و مبارزه با امپریالیسم غربی تبدیل شد و هنوز هم در بسیاری از کشورهای جنوب جهانی، از سرنگونی او بهعنوان نمونهای تلخ از مداخلات خارجی آمریکا یاد میشود.
امروز نیز مقاومت ایران در برابر فشارها و زورگویی غرب بار دیگر به شعار الهامبخش همبستگی بدل شده است. جنگ غیرمسئولانه دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا علیه ایران، حمله واشنگتن به تهران را به حکایتی هشدارآمیز بدل کرده؛ مجازاتی خشونتآمیز که ممکن است بر هر کشوری که آمریکا آن را یاغی تشخیص دهد، حادث شود. در بهار امسال، موجی از همدلی، حمایت و خشم به نیابت از ایران، در سراسر جهان غیرغربی طنینانداز شد. حتی کشورهایی که شاید هیچ علاقهای به رفتار حکومت ایران یا سیاستهای منطقهای آن ندارند، لحظهای شبیه به «Je suis Iran/ من ایران هستم» را تجربه میکنند.
بخش قابل توجهی از این احساس خشم از آنجا ناشی میشود که آمریکا و (رژیم)اسرائیل در مقطعی به ایران حمله کردند که جهان بار دیگر در حال بازآرایی نظم خود بود؛ این بار برای سازگاری با سیاستهای معاملهگرانه و غارتگرانه ترامپ. قدرتهای کوچک و متوسط به دنبال راههایی برای تقویت حاکمیت خود هستند؛ در برخی موارد این کار را از طریق کاهش وابستگی به آمریکا و گسترش روابط تجاری و سیاسی با چین و دیگر قدرتها انجام میدهند.
جنگ علیه ایران به سرعت به نقطه عطف این روند بدل شد. ایران نه تنها نشان داد که قادر است یکی از گلوگاههای دریایی مهم جهان را تحت کنترل بگیرد، اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد و در عین حال در برابر حملات هوایی قدرتمندترین ارتش دنیا مقاومت کند، بلکه این جنگ جایگاه تازهای را برای رهبران جمهوری اسلامی ایران در نظم جهانی در حال بازآرایی فراهم کرد. به ادعای نگارنده، «ایران که پیشتر در تاریکترین حاشیه نظم کهنه، منزوی، تحت تحریم و مغفولمانده شناخته میشد، حالا از نگاه بسیاری نماد مقاومت الزامی و شجاعت است.
کودتای ۱۳۳۲ و برکناری مصدق، زخمی عمیق بر پیکر ایران بر جای گذاشت و مردم این کشور را نسبت به اهداف آمریکا عمیقا بدبین کرد. محمدرضا پهلوی هرگز مشروعیتی که بهواسطه همکاری با واشنگتن از دست داده بود را بازنیافت و همین تردیدها درباره استقلال حقیقی وی، سرانجام با انقلاب ۱۳۵۷ در هم آمیخت. پس از آن، تنش میان جمهوری اسلامی و آمریکا به خصومت خشونتآمیز تبدیل شد.
لحن تقابل سیاسی دو کشور نیز از ادبیات دوران مصدق، به سخنان تند آیتالله روحالله خمینی که آمریکا را «شیطان بزرگ»، «مار زخمی» و «دشمن شماره یک محرومان و ستمدیدگان جهان» میخواند، تغییر یافت. در سوی مقابل نیز لفاظی آمریکاییها تندتر شد. تا اواخر دهه ۲۰۰۰ افرادی همچون جان مککین(سناتور اسبق آمریکایی) و هیلاری کلینتون(وزیر خارجه اسبق آمریکا)، تهدیدهای خشونتآمیز به بمباران ایران را به بخشی عادی از گفتمان سیاست خارجی آمریکا تبدیل کرده بودند.
آیتالله علی خامنهای(رهبر شهید انقلاب) نیز لحن تند و آتشین آیتالله خمینی را تا زمان (شهادت) در حمله مشترک واشنگتن و تلآویو در ۲۸ فوریه (نهم اسفند ۱۴۰۴) حفظ کرد. ایشان یازده روز پیش از شهادت، آمریکا را یک «امپراتوری رو به فروپاشی» توصیف کردند. رهبران جدید ایران نیز اکنون احتمالا این روایت را بازتابیافته در نقاط مختلف جهان میشنوند. چین و روسیه هر دو از گرفتار شدن آمریکا در جنگهای فرسایشی سود میبرند و خود را قدرتهای بزرگی معرفی کردهاند که آماده گسترش روابط با بلوکهای منطقهای ناراضی از این جنگ هستند.
زمانی که شی جینپینگ، رئیس جمهوری چین در پکن میزبان ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه بود، هر دو حملات «خیانتکارانه» آمریکا به کشورهای دیگر را محکوم کردند و رئیس جمهوری چین درباره «پسرفت» جهان و بازگشت به «قانون جنگل» هشدار داد. در ماه مارس، تلویزیون دولتی چین ویدئویی ساختهشده هوش مصنوعی منتشر کرد که در آن آمریکا در قالب «عقاب سفید» شرور و ایران در قامت «گربه ایرانی» مغرور به تصویر کشیده شده بود. این ویدئو حتی در شبکههای اجتماعی غربی نیز بسیار پربازدید شد.
پارلمان مالزی نیز در ماه مارس به احترام آیتالله خامنهای، دیگر رهبران ایران و همچنین حدود ۱۲۰ کودکی که در حمله هوایی آمریکا به مدرسهای در میناب کشته شدند، یک دقیقه سکوت کرد. انور ابراهیم، نخست وزیر مالزی، به حکومت و مردم ایران تسلیت گفت و درباره این «بدعتگذاریِ خطرناکی» که قواعد نظم بینالمللی را تضعیف خواهد کرد، هشدار داد.
در پاکستان، روزنامه معتبر و انگلیسیزبان «داون/ Dawn» نوشت که کشورهای جنوب جهانی «باید در کنار ایران بایستند» و در ادامه نیز با این استدلال که کشور بعدی «ممکن است آنها(پاکستان) باشد»، جنگ را محکوم کرد.
در ترکیه، ۹۳ درصد شرکتکنندگان در یک نظرسنجی با حمله به ایران مخالفت کردند و رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری آن هشدار داد که این جنگِ «بیمعنا و غیرقانونی» در حال تضعیف اروپا است.
در دیگر نقاط جهان نیز، این جنگ نگرانیهای دیرپا درباره حاکمیت ملی را تشدید کرد. در آفریقا، جنبشهای خواهان استقلال و خودکفایی که به دنبال کاهش وابستگی به اروپا هستند، اکنون «آیندهنگر» به نظر میرسند زیرا بسته شدن تنگه هرمز هزینههای سنگینی به اقتصادهای آفریقایی تحمیل کرده است.
در کوبا، مردم در ساعات محدودی که برق دارند، اخبار جنگ را مشتاقانه دنبال میکنند. سارا کوزامه، تاریخنگار کوبایی میگوید که «از نگاه کوباییها مهم است که ایران پیروز شود، چون شکست آمریکا میتواند احتمال حمله به کوبا را کاهش دهد.»
تهران پیشتر نیز در نقش یک تابوشکن که یک نظم جهانی ناعادلانه را به چالش کشیده، ظاهر شده بود. در دوران پسااستعمار، ایران نخستین کشور بزرگ نفتخیز خاورمیانه بود که برای ملی کردن صنعت نفت خود اقدام کرد. هنگامی که مصدق در سال ۱۹۵۱ در جریان سفری، در مصر توقف کرد، ۲۵۰ هزار نفر در خیابانهای قاهره به صف شدند و بسیاری از آنها شعار میدادند: «زنده باد رهبر مبارزه با امپریالیسم!»
سپس کودتا فرا رسید. مصدق شکست خورد اما بیپروایی او به ایجاد نظم جهانی تازهای کمک کرد. جمال عبدالناصر، رئیس جمهوری وقت مصر، با دقت اقدامات و البته اشتباهات او را مطالعه کرد و سه سال بعد، پیروزمندانه کانال سوئز را ملی کرد.
آنچه کشورهای کوچک و متوسط را در برداشت مشترک از درسهای این جنگ متحد میکند، این باور است که همگی بر زمینی لرزان ایستادهاند. آنها اکنون با اطمینان میدانند که ثروت و اقتصادشان از سوی این آمریکای جدید که خود را به قواعد بینالمللی قرن گذشته مقید نمیداند، ممکن است به خطر بیفتد. بنابراین، سالهای آتی را صرف بازتعریف جایگاه و موضع خود خواهند کرد.
شایدسرنوشت ایران این است که برای دومین بار در یک قرن، هم هدف تهاجم آمریکا و همزمان نماد مقاومت و طلایهدار طغیانگر جهان غیرغربی باشد. تاریخ چند هزار ساله این کشور، حفظ حاکمیت ملی را به دغدغه اصلیاش تبدیل کرده است، فارغ از اینکه چه کسی بر آن حکومت میکند.
اما خودِ ایرانیان کجای این داستان آشفته هستند و جنگ چه معنایی برای آنها دارد؟
به نظر میرسد که ترامپ و تلآویو ناخواسته به تقویت و تثبیت نظام سیاسی حاکم بر ایران کمک کردند؛ وجهه آن را به عنوان نمادی از مقاومت هوشمندانه ارتقا دادند و افزون بر این، دیدگاه بخشی از مخالفان داخلی را در قبال آن نرمتر کردند، زیرا بسیاری به این باور رسیدند که حکومت در هفتههای بمباران رعبآور از آنها و در واقع از کشور، جانانه دفاع کرده است.
ایران به اینکه خود را بخشی از یک کل بزرگتر بداند، عادت ندارد. اکنون ایران بار دیگر، داستانی برای گفتن دارد و مهمتر از آن، توانایی روایت کردن آن را هم به دست آورده است.
ماناسپهر - نیویورک -فرماندهی مرکزی نیروهای آمریکایی در منطقه موسوم به سنتکام، پایان محاصره دریایی ایران را اعلام کرد.
ماناسپهر - تهران- احزاب اصولگرا، اصلاحطلب و اعتدالی بهرغم تفاوت دیدگاهی که با یکدیگر دارند، براین باور هستند که در جریان تفاهم اسلام آباد باید از تیم مذاکره کننده حمایت و از حاشیهسازیها پرهیز کرد.
ماناسپهر - تهران -رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره تفاهمنامه رؤسای جمهوری ایران و آمریکا، پیامی خطاب به ملت ایران منتشر کردند.
ماناسپهر - نیویورک - رئیسجمهوری آمریکا پرداخت ۳۰۰ میلیارد دلار از سوی آمریکا به ایران را تکذیب و ادعا کرد این خبر جعلی است.