از ننه حلیمه که دستمایه ساخت خونه مادربزرگه شد تا نقش مادر در علاقه‌مندی به تئاتر

ماناسپهر - تهران- مرضیه برومند کارگردان سریال «خونه مادربزرگه» از جمله هنرمندانی است که خاطرات بسیاری را برای نسل‌های مختلف خلق کرده است؛ از ساخت آثاری چون خونه مادربزرگه که برگرفته از دیده‌های برومند از ننه حلیمه بود تا ادای دین به کودکان میناب با اجرای تئاتر خیابانی در خانه هنرمندان.

ایرنا – «من در دهه ۵۰ و ۶۰ با پیرزنی گیلکی به نام ننه حلیمه آشنا شدم که در روستایی در شمال کشور زندگی می‌کرد و مامای ده بود. این پیرزن با حیوانات خانه‌اش زندگی می‌کرد و با آنها حرف می‌زد. جالب است که من ندیدم در این خانه حیواناتش برای یکدیگر آزار ایجاد کنند. سریال عروسکی خانه مادربزرگه را با الهام از شخصیت این پیرزن مهربان ساختم.»

این بخشی از گفته‌های زنی است که شاید بتوان او را مادرعروسک‌های ایران دانست. از مجموعه مدرسه موش‌ها گرفته تا شهرموش‌های ۱ و ۲ . از خونه مادربزرگه گرفته تا قصه‌های تا به تا. زنی که در دوران کودگی فقط یک عروسک داشت و زیاد هم با آن بازی نمی‌کرد.

 

سبیل مادر

مرضیه برومند ۱۷ خرداد ۱۳۳۰ در تهران به دنیا آمد. ولی چون پدرش در شرکت دخانیات شهرستان خوی کار می‌کرد به این شهر رفت. مرضیه به زبان ترکی، زبان باز کرد. « از خوی خاطرات خیلی زیادی دارم. این شهر را یادم است. خانه‌مان را به خاطر دارم. کودکستان و مربی‌ام را که متاسفانه همان اوقات فوت کرد را هم یادم است.»

پدر مدتی بعد به تهران آمد و در اداره برق منصب مهمی گرفت و در حوالی میدان ژاله( میدان شهدای فعلی) سکنی گزید.

«۴ خواهر و ۲ برادر بودیم. پدرم بسیار باسواد و به ادبیات مسلط بود و ما با شعر و کتاب بزرگ شدیم. مادرم هم زنی خیلی خلاق بود و روحیه‌ای هنرمندانه داشت». مادر از همان بازی‌های کودکی و بچگی آگاهانه یا ناآگاهانه کودکانش را به خلاقیت وا می‌داشت. «یک بقچه داشت که داخل آن کلاه و چادر و … بود. وقتی ما سر و صدا می‌کردیم بقچه را باز می‌کرد و می‌گفت بازی کنید. خودش هم اهل نمایش بود و سر به سر ما می‌گذاشت. ما نمایش می‌دادیم. گاهی خودش هم شکلک‌هایی در می‌آورد و با مداد سبیل برای خودش می‌گذاشت.»

 

بلیت فروشی برای نمایش خانگی

مادر در تابستان به بچه‌ها فرصت بیشتری برای نشان دادن خلاقیتشان می‌داد. یعنی اجازه می‌داد آنها تئاتر بازی کنند و برای این نمایش بین همسایگان بلیت هم بفروشند.« گوشه‌ای از ایوان چادر می‌زدیم. پسران و مردان را هم راه نمی‌دادیم.»

مرضیه از مادرش به عنوان زنی بسیار جسور و پر دل و جرات یاد می‌کند.«مادرم زنی خیلی بلندپرواز و خط شکن و خلاق بود. من میل به تئاتر و سینما را از او به ارث بردم.»

مرضیه از بچگی خیلی به مطالعه علاقمند بود. ساعت ها مقابل کیوسک روزنامه فروشی می‌ایستاد تا مجله کیهان بچه‌ها بیاید و او آن را بخرد. «صفحات میانی این مجله که معمولا داستان‌های والت دیسنی بود مرا به رویا فرو می‌برد»

 

پیوند با عروسک‌ها

قهرمان قصه ما که در سراسر کودکی خود تنها یک عروسک داشت و با آن هم زیاد بازی نمی‌کرد دو دهه بعد در ۳۰ سالگی مجموعه‌ای تلویزیونی ساخت که جوان‌ترهایی مانند ایرج طهماسب و حمید جبلی صداپیشه و عروسک گردان آن شدند: مدرسه موش‌ها. این مجموعه که از شبکه یک سیما پخش می شد طرفداران بسیاری پیدا کرد. ۶ سال بعد از ساخت مدرسه موش‌ها، خونه مادربزرگه توسط مرضیه برومند کارگردانی و ساخته شد. این سریال نشان داد موفقیت کارگردان مدرسه موش‌ها تصادفی نبوده است. علاوه بر ایرج طهماسب و حمید جبلی؛ رضا بابک و فاطمه معتمدآریا نیز در آن به نقش آفرینی پرداختند.

ساخت این دو مجموعه موفق نشان داد که بین مرضیه و کار عروسکی پیوندی قوی اتفاق افتاده است. طوری که خودش گفت: «‌شاید این منم که دست از سر عروسک‌ها برنمی‌دارم»

 

ساخت فیلم برای بزرگسالان

در این بین یک اثر برومند در میان بزرگسالان محبوب شد: آرایشگاه زیبا. مجموعه‌ای که برای این گروه سنی ساخته و از شبکه دو سیما پخش شد. این سریال که با استقبال جامعه روبرو شد نشان داد کارگردان فیلم های عروسکی دستی هم بر آتش فیلم پرمخاطب ساختن برای سایر گروه‌های سنی هم دارد.

ساخت مجموعه ۴۳ قسمتی قصه‌های تا به تا در سال ۱۳۷۳ با استقبال کودکان و نوجوانان همراه شد. عروسکی که از یک سیاره ناشناخته به زمین آمده و مهم‌ترین توانایی او این بود که با خواندن وِرد «زی‌زی گولو آسی پاسی دراکوتا تابه‌تا»، کارهای خارق‌العاده انجام دهد.

کتابفروشی هدهد، آب پریا، شهرک کلیله و دمنه هم از جمله مجموعه‌های ساخته شده توسط مرضیه برومند است.

اما دیدگاه های این کارگردان نیز جالب و خواندنی است.

 

حساسیت روی محیط زیست

مرضیه دغدغه‌های محیط زیستی جدی‌ دارد. فرهاد توحیدی فیلمنامه نویس به ایرنا می‌گوید حتی کتک کاری مرضیه را به خاطر محیط زیست دیده است. ظاهرا این روحیه مرضیه از مادر به ارث رسیده است «مادرم شدیدا طبیعت دوست بود. یادم است هر وقت دودکشی دود می‌کرد مادر تذکر می‌داد و حتی دعوا می‌کرد. یک دیزی پزی بود که دود می‌داد. مادر پس از چند بار تذکر سرانجام رفت و با لگد دیزی‌های آنها را کف زمین ریخت. مادرم خیلی روحیه تهاجمی داشت و من از این نظر به او رفته‌ام.»

 

کار کردن با عشق

هر کاری می‌کنم با عشق و اعتقاد می‌کنم. هرگز کاری را بدون اعتقاد انجام نداده‌ام. هیچ وقت کاری را برای پول درآوردن یا حتی شهرت و جایزه انجام نمی‌دهم. به نظرم خود کار جواب خودش را می‌دهد. حتما اگر خوب کار کنی می‌توانی زندگی تامینی داشته باشی و افتخار هم نصیبت می‌شود و چه جایزه‌ای بالاتر از لطف مردم. من موفقیتم را مرهون و مدیون یک گروه خیلی خوب دوستان و همکارانم هستم و حتما خودم هم خوب این گروه را مدیریت کرده‌ام.

 

ذائقه ای از جنس ذائقه مردم با یک تبصره

اگر سلیقه‌ام به سلیقه مردم با فرهنگ نزدیک است این موهبتی است که خداوند نصیب من کرده است. البته از شما چه پنهان که تازگی‌ها فکر می‌کنم ذائقه‌ام دارد از ذائقه مردم دور می‌شود. البته عمدی در کار نیست. ذائقه مردم به خاطر دیدن سریال‌هایی که عمق ندارد و به لایه‌های دیگر نمی‌پردازد تغییر کرده است. من هم نمی‌خواهم با این نوع سلایق هم سلیقه باشم.

 

وحشت از سوسک

از سوسک می‌ترسیدم و هنوز هم می‌ترسم. البته از سوسک‌های فاضلاب. هر کس می‌خواهد مرا بترساند سوسک سمت من می‌اندازد.

 

وطن دوستی

آرزویم این است گه سرزمین‌مان را از روی آگاهی دوست داشته باشیم نه شعاری. اگر از روی آگاهی دوست داشته باشیم پای آن می‌ایستیم.

 

مهاجرت

هرگز به مهاجرت فکر نکرده‌ام. تب مهاجرت اصلا مرا نگرفته است. ما در جای دیگر هویت خود را از دست می‌دهیم.

 

سانسور

یک سریال تلویزیونی ساخته بودم. در قسمتی از آن خانمی به همسرش می‌گفت حمید جان. گفتند کلمه جان را باید درآوردید. البته الان شرایط فرق کرده است.

 

شخصیت عروسکی مورد علاقه

مخمل را خیلی دوست دارم. بیش از همه شخصیت‌های عروسکی. خیلی کاراکتر کاملی دارد. چند بعدی است. هم عروسک خیلی خوبی است و هم صدای صداپیشه آن بهرام شاه محمدلو خیلی خوب روی آن نشسته است. زی زی گولو را هم دوست دارم.