روایت نقطه به نقطه ایران (۱۱)

ملت ایران بار دیگر «وطن» را با «جان و تن» فریاد زدند

ماناسپهر - مردم نقطه به نقطه ایران، شامگاه یکشنبه - نهم فروردین ۱۴۰۵ - تا بامداد دوشنبه، در بیست و نهمین دور از اجتماع‌های شبانه پس از تجاوز دشمن صهیونی-آمریکایی، بار دیگر با حضور پرشور و گسترده خود نشان دادند که در بزنگاه‌های سخت، وطن فقط یک واژه نیست؛ «جان» است و «تن».

به گزارش ایرنا، شهرها و روستاهای مهین یکپارچه در تپش افتاد و تجمع‌های شبانه، از هر گوشه چراغی برای روشن ماندن امید برپاکرد. این شب‌ها، روایت بی‌وقفه‌ «حضور» است؛ حضوری که با شعار و رجز، بدرقه و وداع با شهیدان، ابتکارهای محلی و میدان‌داری‌های مردمی شکل می‌گیرد.

در بیست و نهمین دور از اجتماع‌های شبانه مردمی، شیرازی‌ها و سنندجی‌ها پیام ایستادگی را به نیروهای مسلح رساندند، در روستاهای هرمزگان و البرز ندای مقاومت طنین‌انداز شد و در دزفول، رجزخوانی عشایر، لرزه را از زمین ستاند.

در بوشهر، شبیه‌سازی مدرسه شجره طیبه میناب، معنای دیگری از همدلی ساخت و در ساری، وداع با شهیدی که جان بخشید، اشک را به سوگ آمیخت و سوگ را به عهد. خوی با محله‌محوری، زنجیره‌ی مشارکت را محکم‌تر کرد؛ ورزشکاران زنجان با شعار «ترامپ ورپریده، ایران باخت نمیده» ایستادند و در ساوه، دهه‌نودی‌ها میدان‌داری شبانه را به یک رسم افتخار بدل کردند.

در کرمانشاه نیز تشییع پیکر چهار شهیده دانش‌آموز دختر، عمق رنج و عظمت مسوولیت را به تصویر کشید؛ و در شیراز، قم، کرمانشاه، گرکان، شهرکرد و خمین، آیین بدرقه و تشییع شهیدان، حال و هوایی دیگر به اجتماع‌های شبانه داد.

خبرگزاری جمهوری اسلامی همچنین گستره‌ حضور منسجم و گسترده مردم را در اصفهان، اهواز، زاهدان، کرمان، مهریز یزد، ساری، بابل، نوشهر، قزوین، بجنورد، زنجان، همدان، بیرجند، مراغه، قصرشیرین، کاشان، دهدشت، گرمسار، ملارد، گناباد، رشت، همدان، کیش، شاهرود، سلماس و بیجار ثبت کرد تا «نقطه به نقطه بودن» این عاشقی، سندی زنده بماند.

و اکنون، در آستانه‌ سی‌امین گردهمایی «شب‌های اقتدار»، می‌توان گفت شبانه عاشقی در بزمگاه بیست‌ونهم، فقط یک صحنه نبود؛ یک جهانِ روشن از همدلی بود که گفت: وطنم، همه جان و تنم. و در هر میدان، محله و روستا، مردم با زبان دل خویش اعلام کردند که ایستادن، یعنی زندگی کردن به سبک ایران.

شبانه عاشقی در بزمگاه بیست‌ونهم؛ وطنم، همه جان و تنم

جلوه‌های همبستگی اجتماعی در تهران 

پایتخت در شب بیست‌ونهم، صحنه‌ای از حضور پررنگ مردم در میادین و محله‌های مختلف بود؛ جایی که صداها در هم آمیخت، سرودها طنین انداخت و آیین‌های مذهبی و یادبود، جلوه‌ای از همبستگی اجتماعی را به نمایش گذاشت.

تهران در شبی متفاوت، بار دیگر شاهد شکل‌گیری اجتماع‌هایی بود که از میادین مرکزی تا خیابان‌ها و محله‌های جنوبی و شمالی شهر امتداد یافت. از میدان جمهوری تا میدان انقلاب، از شهدا تا صادقیه و نازی‌آباد، جمعیتی از شهروندان گرد هم آمدند؛ حضوری که نه‌تنها از نظر تعداد، بلکه از حیث تنوع حال‌وهوا نیز قابل توجه بود.

در میدان جمهوری، صدای همخوانی سرودها، از جمله «سلام فرمانده»، فضای میدان را پر کرده بود؛ جمعیتی که با هم‌صدا شدن، نوعی وحدت ملموس را به نمایش می‌گذاشتند. اندکی آن‌سوتر، میدان انقلاب نیز میزبان مردمی بود که در کنار یکدیگر ایستاده بودند و با شعارها و حضور خود، صحنه‌ای از همبستگی را رقم زدند. در همین فضا، سخنرانی مهدی چمران نیز در میان جمعیت برگزار شد.

در میدان شهدا، طنین «الله‌اکبر» در میان جمعیت پیچید؛ نوایی که در نقاط دیگر شهر نیز شنیده می‌شد و به نوعی به یکی از مشترک‌ترین صداهای این شب بدل شده بود. در میدان منیریه، پخش سرود «ایران ایران» با صدای مرحوم رضا رویگری، حال‌وهوایی نوستالژیک و احساسی به فضا بخشید.

در بخش‌هایی از شهر، حال‌وهوای مذهبی پررنگ‌تر بود. قرائت دعای توسل در میدان قائم، جمعی از شهروندان را در فضایی معنوی گرد هم آورد؛ مراسمی که با سکوت و تمرکز حاضران همراه بود، هرچند همزمان گزارش‌هایی از شنیده شدن صدای انفجار در سطح شهر نیز مطرح شد که بر فضای کلی شب سایه‌ای از ابهام افزود.

در نازی‌آباد و شهرک ولیعصر(عج)، حضور مردم با شعارها و حرکت‌های جمعی در خیابان‌ها ادامه یافت؛ صحنه‌هایی که نشان‌دهنده گسترش این تجمع‌های از میدان‌های اصلی به بافت‌های محلی‌تر شهر بود. خیابان اندرزگو نیز از دیگر نقاطی بود که حضور شهروندان در آن به چشم می‌خورد.

در کنار این تجمع‌ها، آیین یادبود شهید حسن کریمی در بلوار قیام، حال‌وهوایی متفاوت اما همسو با روح کلی این شب داشت. خانواده، دوستان و شهروندان در این مراسم گرد هم آمدند تا یاد و خاطره این شهید را گرامی بدارند؛ آیینی که با تأکید بر ارزش‌های ایثار و فداکاری، به تقویت پیوندهای اجتماعی در سطح محله انجامید.

در برخی نقاط، از جمله میدان شهدا، واکنش‌هایی نسبت به قطعی برق نیز مشاهده شد که نشان می‌داد این شب، علاوه بر جلوه‌های همبستگی، با چالش‌هایی نیز همراه بوده است.
در مجموع، شب بیست‌ونهم در تهران، شبی بود که در آن صداهای مختلف از سرود و شعار تا دعا و یادبود در کنار یکدیگر قرار گرفتند و تصویری چندلایه از حضور مردمی را شکل دادند؛ حضوری که همزمان رنگی از احساس، اعتقاد، و واکنش اجتماعی را در خود داشت.

قرار دلدادگی مشهد

مشهدی ها صحنه حماسی دیگری را در زمینِ این شهرِ مقدس خلق کردند، «بیست و نهمین قرارِ دلدادگی»، نامی بود که بر این تجمع شبانه خودجوش نهاده شد.

هزاران مشهدی با در دست گرفتن پرچم‌های برافراشته و پلاکاردها و سر دادن شعارهای در حمایت از مدافعان وطن دلهایشان را با نیروهای مسلح کشورمان همراه کردند.

دیشب بار دیگر چون شبهای قبل فریادهایِ «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل»در کوچه پس‌کوچه‌های شهر پیچید و عزمِ پولادینِ ملتی را به نمایش گذاشت که در دفاع از آرمان‌هایش، لحظه‌ای تردید به خود راه نمی‌دهد.

این شب نه تنها شب ایستادگی که شب دلدادگی ملتی بود که هویت و امنیت خود را در اتحاد و همدلی می داند.

با فرود آمدنِ تاریکی بر پهنه‌ مشهد در بیست و نهمین قرار چون قرار هر شب در این ایام نوری دگرگون از کوچه‌ها آغاز به درخشیدن کرده نوری نه از جنسِ نور چراغ خیابان که از جوهر روح ملتی یکپارچه با قلب‌هایی که چون نبض واحدی می‌تپیند.

هزاران نفر گرد هم می آیند که خود نمایشی عمیق از همبستگی این ملت است. هوایی که معمولاً آکنده از همهمه شهر بود، اینک پژواک آوای قدرتمندِ وطن‌پرستی و حمایتی بی‌دریغ از دلاور مردان مسلح ایران است.

در میان جمعیت، انبوهی از دست‌ها پرچم‌ها را به اهتزاز درمی آورند، رنگ‌های زنده‌شان گواهِ غرورِ ملی است. پلاکاردها و بنرهایی که با دقت و ظرافت ساخته شده اند، پیام شجاعت و پایداری را فریاد می‌زدند.

سخن از قدردانی یک ملت و ایمانِ خلل‌ناپذیر مردمان است به پاسدارانشان. در ایستگاه‌هایِ برپا شده، خدمات گوناگونی ارائه می‌شود؛ حرکتی نمادین از حمایت عملی، راهی ملموس برای هر شهروند تا سهم خود را در این مسیر ادا کند، از توزیع نوشیدنی گرفته تا انتقال واژگان دلگرمی.

شب آکنده از شور معنوی است؛ مردمان در موکب‌هایِ برپا شده، پناه و قوت قلب را در نیایش دسته‌جمعی و تأمل می‌جویند. اینها صرفاً مکان‌هایی برای استراحت نیستند بلکه کانون‌هایی برای دلدادگی مشترکند، جایی که روح جمعی، جان تازه‌ای می‌گیرد.

اینجا در میان آوایِ هدف مشترک، افراد پیوندی عمیق‌تر با فداکاری‌هایی که در خط مقدم صورت می‌گیرد، احساس می‌کنند از آن رو که نقشِ خود را در این روایت سترگ دفاع ملی درک کرده‌اند.

با افزایشِ جمعیت، صداها نیز اوج گرفته؛ فریادهایی برمی خیزد که در سراسرِ این شهرِ کهن می پیچد: مرگ بر آمریکاو نابودی اسرائیل این شعارها از هزاران گلوگاه طنین‌انداز شده، بیانیه‌ای صریح و بی‌ابهام از موضع آنان در برابر کسانی که ملت و ارزش‌هایشان را تهدید می‌کنند. اینها صرفاً شعار نیست بلکه باورهایی عمیق و ریشه‌دار، اعلانی روحبخش و سیاسی علیه دشمنان است.

این گردهمایی شبانه در مشهد، چیزی فراتر از یک تظاهرات است؛ تابلویی زنده از احساسات، گواهی بر روح تسلیم‌ناپذیر مردمانش.

شب و شبهایی که جسارت با دلدادگی در هم آمیخته، شبی که عشق به وطن و حمایت بی‌کران از نیروهای مسلحش ملموس است.

شهر در پناه شب به فانوس مقاومت بدل شده، مردمانش چون جبهه‌ای واحد، استوار ایستاده، آماده برای رویارویی با هر چالشی، با صداهایی چون غرش رعد علیه بی‌عدالتی و روح‌هایی استوار.

روایتی از زنان متفاوت با هدف مشترک در زاهدان

زاهدان هم‌زمان با حملات دشمنان به خاک کشور، به صحنه‌ای از همبستگی زنانی تبدیل شد که با وجود تفاوت در پوشش و سبک زندگی، با تکیه بر باورهای مشترک، در دفاع از وطن، خونخواهی رهبر شهید و حمایت از مدافعان امنیت، در کنار یکدیگر ایستادند.

زاهدان که سال‌ها از آن با عنوان «پایتخت وحدت اسلامی» یاد می‌شود، این روزها چهره‌ای تازه از همدلی مردمی به نمایش گذاشته؛ اکنون ۲۹ شب است که مردم شیعه و سنی این شهرستان در دفاع از خاک کشور، نیروهای مسلح و خونخواهی از رهبر شهید در خیابان‌های مختلف این شهر تجمع برگزار می‌کنند.

خیابان‌ها آغوش خود را به روی مردمی گشوده‌اند که با تعلق خاطر به خاک کشور و دلبستگی به وطن، در کنار یکدیگر ایستاده‌اند و لحظه‌های پر از احساس و همراهی را رقم می‌زنند.

میعادگاه اصلی این آیین‌ها خیابان دانشجو است؛ خیابانی که با فرارسیدن شب، به صحنه‌ای زنده و پرشور تبدیل می‌شود. در کنار جمعیت پیاده‌ای که در خیابان قدم می‌زنند، رژه خودرویی نیز شکل می‌گیرد؛ خودروها با چراغ‌های روشن در صف‌های منظم از کنار مردم عبور می‌کنند، روی شیشه‌ها و کاپوت‌ها پرچم سه‌رنگ ایران نقش بسته و از بلندگوهایشان صدای شعارهای حماسی به گوش می‌آید، فضا آمیخته‌ای از نور، حرکت و احساس وطن‌دوستی به خود می‌گیرد.

در حاشیه خیابان‌های زاهدان موکب‌های پذیرایی نیز برپاست و موکب‌داران میزبان مردمی هستند که برای لحظه‌ای از ازدحام خیابان فاصله می‌گیرند، چای می‌نوشند و با گفت‌وگوهای صمیمی از حال و هوای این شب‌ها و ایستادگی تا پای جان می‌گویند.

در میان جمعیت، حضور زنان و دختران جلوه‌ای خاص دارد. دخترانی با دستبندهایی که با رنگ‌های پرچم ایران بافته‌اند، در کنار یکدیگر حرکت می‌کنند و گاه در میان شعارهای حماسی جمع، دست‌هایشان را بالا می‌برند و در میان جمعیت می‌درخشند.

زاهدان، این روزها روایت تازه‌ای از همدلی را در خود جای داده است؛ روایتی که در آن، زنان و دختران با هر ظاهر و سلیقه‌ای، به نقطه‌ای مشترک رسیده‌اند. در شرایطی که تهدیدهای خارجی تلاش داشت شکاف‌های اجتماعی را برجسته کند، آنچه در این شهر شکل گرفت، تصویری معکوس از کنار هم قرار گرفتن تفاوت‌ها در مسیر دفاع از ایران است.

در کوچه‌ها و خیابان‌های زاهدان، زنانی دیده می‌شوند که شاید در شرایط عادی کمتر در یک قاب مشترک قرار بگیرند، اما امروز در یک صف ایستاده‌اند. از پوشش‌های سنتی تا سبک‌های متنوع‌تر، همگی در یک باور مشترک به هم رسیده‌اند؛ اینکه امنیت و آرامش کشور، مسئولیتی همگانی است و نمی‌توان آن را به گروه خاصی محدود کرد.

این همگرایی، بیش از آنکه ظاهری باشد، ریشه در اعتقادات عمیق دارد. بسیاری از این زنان، دفاع از خاک کشور را بخشی از باور دینی و هویت ملی خود می‌دانند. همین نگاه باعث شده تا در روزهای حساس، اختلاف‌ها به حاشیه برود و آنچه باقی می‌ماند، اشتراک در هدفی بزرگ‌تر به نام «وطن» باشد.

پژواک همبستگی در رگ‌های ارومیه

با فرارسیدن شب، خیابان‌های ارومیه با قدم‌های شهروندان جان می‌گیرند؛ همه هم‌صدا، هم‌قدم، از پیر تا جوان، در سرمای این شب‌های پاییزی، گرد هم آمدند، تا بار دیگر فریاد یکپارچگی سردهند.

دیشب هم، مردمان آذربایجان‌غربی از سردشت در جنوب تا پلدشت در شمال و ارومیه در مرکز این استان، با اراده‌ای از جنس مقاومت که در نگاهشان موج می‌زد، در قلب شهر، در خیابان‌ها و میدان‌ها، حضوری پرشور داشتند.

این، نمایشی از همراهی و دلگرمی با رزمندگان است که از عمق جان برمی‌خیزد و موجی از همبستگی را در برمی‌گیرد.

آری دیشب هم در ارومیه، بیست و نهمین شب از آغاز جنگ رمضان، مردم شهر از همان ساعت‌های ابتدایی شب، در میدان ولایت فقیه و کوچه‌های اطراف، باز گرد هم آمدند و با برافراشتن پرچم‌های ایران عزیز، گویی نبض شهر در دستانشان می‌تپید و حضورشان، لرزه‌ای بود که در دل هر دشمن صهیونی امریکایی می‌افتاد.

خانواده‌ها، از کودکان خردسال تا سالخوردگان، همگی در این حضور سهیم بودند. در میان همهمه موتورها، دوچرخه‌ها و خودروهایی که با چراغ‌های روشن در مسیرهای مختلف شهر حرکت می‌کردند، پرچم‌های زیبا و پر افتخار وطن به اهتزاز درآمده بود.

این پرچم‌های سه رنگ کوچک و بزرگ نمادی از پیوندها و احساساتی بودند که مردمان این سرزمین را به هم گره می‌زد و شعارهایشان، پژواکی از دل‌هایشان بود، فریادهایی که وحدت و یکپارچگی را در شب ارومیه طنین‌انداز می‌کرد.

در خیابان‌های ارومیه و سایر شهرها، جوانان با برپایی موکب‌هایی با چای و خرما کام حاضران را شیرین می‌کردند و این شب‌ها را با نوای مداحان مزین می‌کردند.

اینگونه، شب‌های ارومیه به روایت حضور و همبستگی بدل شد؛ روایتی که در هر قدم، در هر نگاه و در هر شعار، عطر ایستادگی، مقاومت، انسانیت و یگانگی را پراکنده می‌ساخت. مردمان این دیار، با حضور خود در کف خیابان‌ها، نه تنها پیوندی عمیق میان خود و نیروهای مسلح را به نمایش گذاشتند، بلکه داستانی از دلگرمی و ایستادگی را در دفتر خاطرات دفتر انقلاب ثبت کردند؛ قصه‌ای که در سکوت شب و نور چراغ‌ها، با هر تپش قلبشان، تکرار می‌شد و نویدبخش روزهایی بود که در سایه همین همبستگی، معنا می‌یافتند.

ترنم همبستگی در شب‌های اقتدار بجنورد

ترنمی از همبستگی در شب‌های اقتدار بجنورد برخاسته است به گونه ای که علمای اهل سنت نیز هر شب دوشادوش دیگر اقشار با فریاد اتحاد، بر جنایت‌های دشمن خط بطلان کشیده و پیام غیرت ملی را طنین‌انداز می‌کنند.

در روزگاری که آسمان، گاه ابری از غم و اندوه بر چهره‌اش می‌نشیند و خبر مظلومیت‌ها، قلب هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد، گاه تماشای ایستادگی ملتی صبور، روحیه‌ای تازه می‌بخشد.

هنگامی که دست‌های پلید استکبار، به بهانه‌های واهی، قصد خدشه‌دار کردن امنیت و تمامیت ارضی کشوری را دارد، غیرت و همبستگی مردمی که ریشه در خاک این سرزمین دارند، چون آتشی سوزان، شعله‌ور می‌شود.

«شب‌های اقتدار» در بجنورد، تجلی همین غیرت بود؛ تجمعی که در آن، درد مشترک، مردم را به هم پیوند زد و ندای اعتراض، از اعماق جان برخاست.

اما این بار، این صدا، با حضوری ارزشمند و وحدت‌آفرین، معنایی عمیق‌تر یافت.

در پی اقدام‌های خصمانه و حملات اخیر رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه خاک ایران، مردم ولایت‌مدار بجنورد، مرکز استان خراسان شمالی همزمان با سراسر کشور در اقدامی با شکوه، در «شب‌های اقتدار» گرد هم آمدند.

میدان شهید، این بار نه تنها شاهد حضور پرشور اقشار مختلف جامعه، از جوانان تا ریش‌سفیدان، بلکه صحنه نمایش اقتدار ملی و اتحاد ناگسستنی مردم در مقابل تهدیدهای خارجی بود.

فریادهای یکپارچه «مرگ بر اسراییل»، «مرگ بر آمریکا»، «حیدر حیدر» و انزجار از جنایت‌های جنگی، پژواک فریادهای میلیون‌ها ایرانی بود که خواهان حفظ کرامت و امنیت خود هستند.

این تجمع، بار دیگر ثابت کرد که ملت ایران، با وجود تمامی مشکل‌ها، در دفاع از ارزش‌های خود و سرزمینش، لحظه‌ای درنگ نخواهد کرد.

یکی از برجسته‌ترین و دلگرم‌کننده‌ترین جنبه‌های «شب‌های اقتدار» این دوره، حضور فعال و چشمگیر علمای برجسته اهل سنت استان خراسان شمالی بود.

این شخصیت‌های مذهبی، با حضور خود در کنار سایر شرکت‌کنندگان، پیام قدرتمندی مبنی بر وحدت اسلامی و همبستگی ملی ارسال کردند.

در شرایطی که دشمنان همواره به دنبال ایجاد شکاف و تفرقه میان مذاهب اسلامی هستند، این اقدام علمای اهل سنت، مشت محکمی بر دهان آنان بود و نشان داد که در دفاع از ایران اسلامی و محکومیت ظالمان، هیچ مرز مذهبی وجود ندارد.

این اتحاد، تضمین‌کننده اقتدار و صلابت ملت ایران در برابر هرگونه تجاوز است.

«شب‌های اقتدار» در بجنورد، فراتر از یک تجمع، به نمادی از وحدت و انسجام ملی تبدیل شده است.

حضور گسترده مردم و به ویژه علمای اهل سنت، پیامی روشن را به جهانیان مخابره کرد: ملت ایران، یکپارچه و متحد، در برابر هرگونه تهدید و تجاوز ایستاده است.

این اتحاد، سرمایه‌ای عظیم برای حفظ امنیت و پیشرفت کشور محسوب می‌شود و نشان می‌دهد که همدلی و همبستگی، کلید غلبه بر تمامی چالش‌هاست.

این رویداد، یادآور آن است که در بزنگاه‌های حساس، همه باید با هم، برای سربلندی ایران بکوشیم.

قرار همدلی با فریادهای «حیدر حیدر» در استان مازندران

همزمان با بیست و نهمین شب از حماسه‌های مردمی، میادین اصلی شهرهای مازندران شاهد صحنه‌ای کم نظیر از غیرت و بصیرت بوده است. موج خروشان مردم ولایتمدار این دیار، با شعارهای «حیدر حیدر» و «خیبر خیبر یا صهیون» و مشت‌های گره کرده بر سر استکبار، بار دیگر حمایت قاطع خود را از جمهوری اسلامی و آرمان‌های انقلاب اسلامی به نمایش گذاشتند.

شهرستان ساری در شامگاه نهم فروردین شاهد بیست و نهمین شب حضور بی‌وقفه مردم در میدان امام حسین(ع) در حمایت ازجبهه حق و بیعت با رهبری است.

مردم ساری این شب‌ها مظهر غیرت و وفاداری امت اسلامی را به رخ جهانیان کشیدند، مردمی که در خروشی خودجوش، بیست و هشت شب متوالی را با عشق به ولایت و شهدای اقتدار پشت سر گذاشته‌اند تا حمایت قاطع خود را از رزمندگان شجاع اسلام اعلام کرده و مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی، صهیونیست‌های جنایتکار و منافقین وطن‌فروش بزنند.

شب‌های شهرستان ساری مزین به نغمه‌های «لبیک یا خامنه‌ای» و سردادن شعارهای انقلابی، است. این مردم ولایتمدار بار دیگر ثابت کردند که خون شهیدان، هیچ‌گاه از رگهای مردم این خطه قطع نمی‌شود.

آنچه این اجتماع عظیم را متمایز می‌کند، تداوم بی‌نظیر آن است. مردم همیشه در صحنه ساری، گویی پیمانی نانوشته با شهدای اقتدار و رهبر فرزانه انقلاب بسته‌اند که هر شب، بی‌ادعا و با پای کار آمدن خود، تجدید بیعت کنند. این حضور خستگی‌ناپذیر که به بیست و هشت شب متوالی رسیده، نه یک راهپیمایی معمولی که نمایشی از بصیرت، استقامت و همدلی است.

شهرستان زیراب نیز صحنه نمایش شکوهی بی‌بدیل از غیرت ملی و انسجام اسلامی را به تصویر کشید. هزاران نفر از مردم ولایتمدار این دیار، با خروشی کم‌نظیر، حماسه‌ای ماندگار در حمایت از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران آفریدند.

در این اجتماع عظیم، مردم مؤمن و انقلابی زیراب با مشت‌های گره کرده و فریادهای رسا، ضمن تجدید بیعت با آرمانهای والای نظام، بر ضرورت خونخواهی سردار دلها و قائد امت، رهبر فرزانه جهان اسلام، حضرت امام خامنه‌ای (مدظله العالی)، تأکید کردند.

فضای شهر زیراب در این شب معنوی، غرق در شور حسینی است. مردم با حمل پلاکاردها و تصاویر رهبر معظم انقلاب، یکصدا فریاد می‌زدند که در برابر توطئه‌های دشمنان، همچون کوهی استوار در پشت سر ولایت و نیروهای مسلح خواهند ماند.

اجتماع مردم بابلسر در خونخواهی رهبر شهید و اعلام بیعت با سومین رهبر انقلاب شامگاه شنبه هشتم فروردین با حضوری پرشور به صحنه‌ای کم‌نظیر از همبستگی و احساسات انقلابی تبدیل شد؛ جایی که صدای یکپارچه مردم، شب شهر را به حماسه‌ای ماندگار بدل کرد.

این اجتماع پرشور بابلسری‌ها با حضور خانواده معظم شهدا و ایثارگران، حجت الاسلام والمسلمین محمد اسماعیل قلی پور، امام جمعه بابلسر، قدیر گرجی، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران بابلسر، علی اصغر باقر زاده، نماینده مردم بابلسر و فریدونکنار در مجلس شورای اسلامی و تنی چند از مسئولان شهری شهرستان بابلسر برگزارشد.

برنامه های متنوع فرهنگی و هنری نظیر سرود دختران بابلسری، اجرای سرود دست‌جمعی مردم مختص به بابلسری‌ها به اجرا در آمد.

خیابان‌های کرمانشاه همچنان صحنه انزجار از آمریکا و اسرائیل

خیابان‌های کرمانشاه در بیست و نهمین اجتماع شبانه همچنان صحنه انزجار و نفرت از دشمنان ملت ایران بود و مردم این دیار به مانند شب‌های گذشته حیدرگویان با شعارهای مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل بار دیگر تنفر خود را از این رژیم های جنایتکار و کودک‌کش اعلام کردند.

اجتماع دیشب مردم کرمانشاه تحت تاثیر تشییع پیکر مطهر چهار دختر شهیده بود و اجتماع‌کنندگان با شور حماسی و حیدر گویان پیکر این کودکان مظلوم را بر روی دستان خود تشییع کردند.

اجتماع یکشنبه شب مردم کرمانشاه که از میدان فردوسی تا میدان آیت‌الله کاشانی برگزار شد حال و هوای خاصی داشت و ورود پیکر مطهر کودکان شهیده فضا را معنوی‌تر و آکنده از سوگ و ماتم کرد.

این کودکان مظلوم در حمله ناجوانمردانه دشمن صهیونیستی آمریکایی در عصر جمعه به منطقه مسکونی چقاگلان شهر کرمانشاه به شهادت رسیدند و برگ دیگری بر جنایت‌های استکبار جهانی اضافه کردند.

سرما، باران و باد نیز مانع حضور مردم کرمانشاه در تجمع های شبانه نمی شود و عاشقان ایران و انقلاب در هر شرایطی با حضور در خیابان ضمن سوگواری برای رهبر شهید با رهبر معظم انقلاب اسلامی تجدید بیعت و حمایت و پشتیبانی خود را از رزمندگان شجاع اسلام اعلام می‌کنند.

شب‌های ایلام روایت بیداری و همدلی در هوای بهاری

شب‌های بهاری ایلام با گردهمایی مردمان به محفل مقاومت و پایداری و همدلی تبدیل شده است، مردمانی که گرد هم می‌آیند تا روایتی زنده از عشق به وطن و پیوندی ژرف از انسجام و اتحاد شکل دهند.

شب که بر ایلام می‌نشیند خیابان‌ها رنگ دیگری به خود می‌گیرد و نبض شهر در میدان‌ها می‌تپد و مردمی که از هر کوی و برزن گرد آمده‌اند قصه‌ای مشترک روایت می‌کنند.

این شب‌ها اکنون دیگر شبیه شب‌های گذشته نیست و هر گوشه از شهر آینه‌ای از حضور مردمی می‌شود که بی‌هیچ دعوت رسمی تنها با ندای دل پا به میدان می‌گذارند و از کودکانی که دست در دست پدر و مادر دارند تا مادربزرگی که با چشمانی پر از خاطره تصویر رهبر شهید را در آغوش می‌گیرد و هر شب وعده دیدارش میدان ۲۲ بهمن می‌شود.

باران که می‌بارد زیبایی این روایت دوچندان می‌شود و آسمان می‌گرید و زمین جان می‌گیرد اما هیچ چیز از عزم مردمی که آمده‌اند نمی‌کاهد.

حتی هشدارهای هواشناسی هم در مقابل این اراده رنگ می‌بازد و باران در این شب‌ها نه مانع بلکه همراهی را معنا می‌کند و قطره‌هایی که بر شانه‌های مردم می‌نشیند مهر تأییدی بر اتحادشان می‌زند.

روایت یکدلی برای ایران در قبله تهران؛ از معلم و پزشک تا کارگر و دانشجو

میدان‌های اصلی شهرری این روزها صحنه حضور گسترده اقشار مختلف مردم است؛ از خانواده‌ها و دانشجویان تا کارگران، پزشکان و سالمندان که در کنار یکدیگر گرد آمده‌اند و به گفته مسئولان محلی، این حضور جلوه‌ای از همبستگی اجتماعی و واکنش جامعه به تحولات اخیر است.

از ساعت‌های اولیه یکشنبه شب حدود ساعت ۲۰ میدان‌های اصلی شهرری حال‌وهوای متفاوتی به خود می‌گیرند. در دولت‌آباد، میدان نماز، منطقه ۱۳ آبان و برخی محله‌ها و روستاهای اطراف، جمعیت آرام‌آرام شکل می‌گیرد؛ خانواده‌هایی که دست در دست هم آمده‌اند، جوانانی که در میان جمعیت دیده می‌شوند و سالمندانی که با قدم‌های آهسته اما مصمم در میان مردم حضور دارند.

در میان جمعیت، تنوع چهره‌ها و حرفه‌ها به چشم می‌آید. دانشجویی که با دوستانش آمده، کارگری که بعد از پایان شیفت کاری خود را به میدان رسانده، پزشکی که با خانواده‌اش در میان مردم ایستاده، معلمی که همراه شاگردان سابقش دیده می‌شود و حتی آشپزی که می‌گوید بعد از پایان کار روزانه‌اش برای حضور در جمع مردم آمده است. برخی با پرچم در دست، برخی در حال گفت‌وگو و برخی تنها نظاره‌گر این اجتماع مردمی هستند.

یک مرد میانسال که به همراه همسر و فرزندش در میدان حضور دارد، می‌گوید: ری همیشه شهری بوده که مردمش در روزهای مهم کنار هم جمع می‌شوند. امروز هم آمده‌ایم تا کنار بقیه باشیم. کمی آن‌طرف‌تر، پیرمردی که عصا در دست دارد، آرام در میان جمعیت حرکت می‌کند و می‌گوید حضور مردم در کنار یکدیگر برایش یادآور روزهایی است که این شهر بارها صحنه همدلی و همراهی مردم بوده است.

اجتماع میدان‌ها تا پاسی از شب ادامه دارد. گروهی شعار می‌دهند، برخی در حال گفت‌وگو درباره رویدادهای روز هستند و برخی دیگر در سکوت، تنها نظاره‌گر جمعیتی هستند که لحظه‌به‌لحظه بر آن افزوده می‌شود.

سمنان میعادگاه عشق و اقتدار در شب نورانی وحدت 

بیست و نهمین «شب اقتدار» آسمان معراج‌الشهدای سمنان شاهد نمایشی از جنس خدمت، پیوند قلب‌ها، همدلی و حضوری بود که چون نگینی، بر تارک سمنان درخشید.

گویی نهم فروردین ۱۴۰۴، بیست و نهمین نوبت از «شب‌های اقتدار» در سمنان حال و هوایی دیگر داشت.

مردم از قشرها و با شغل‌های مختلف با هر سن و سالی از پزشک، پرستار، مهندس، معلم، کارگر، بازاری، دانشجو و خبرنگار گرفته تا نیروهای امدادی، مسوولان نظم و موکب‌های پذیرایی همه در کنار هم برای هم در یک مسیر مشترک گرد هم آمده بودند و جز خدمت‌گزاری بی‌دریغ و مهربانی بی‌چشم‌داشت جریان نداشت.

هر گروه در کنار دیگری، بی‌آن‌که مرزی میان خود ببیند، تلاش می‌کرد تا با گرمای حضور قوت قلب رهبر معظم انقلاب و رزمندگان جانفشان باشد.

گویی دست‌ها به هم پیوسته بود و دل‌ها با یک آهنگ واحد می‌تپید آهنگی که شکوه آن شب را معنا می‌بخشید و صحنه‌ای می‌آفرید که زمان را برای لحظاتی در سکون زیبایی‌اش نگه می‌داشت.

«شب‌های اقتدار» در سمنان فقط یک تجمع نیست؛ صحنه مقاومت است و بازیگران آن، مردمی هستند که با «خودجوشی» و «تداوم» نقش خود را در این صحنه‌ تاریخ ایفا می‌کنند. تنوع سن و شغل و نگاه‌ها، همگی در یک کلام خلاصه می‌شود: «ما هستیم، همان‌طور که شما هستید».

فریاد وحدت و پشتیبانی از ولایت در اراک 

یکشنبه‌شب حماسه‌ای دیگر در قلب شهر اراک رقم خورد؛ جایی که میدان شهدا در بیست‌ونهمین شب حضور مردمی، صحنه‌ تجلی وحدت، همدلی و پایبندی به ارزش‌ها شد و مردمی که با فریادهای خود، بار دیگر نشان دادند در مسیر ولایت، پشتیبانی از نیروهای مسلح و رهبر معظم انقلاب استوار و هم‌صدا ایستاده‌اند و این حضور پرشور، پیامی روشن از انسجام و بیداری به همراه داشت.

میدان شهدای اراک، دیشب نگینی از غیرت و ایمان بود و با وجود سردی هوا و بارش نم نم باران خانواده‌ها، پیران، جوانان و حتی کودکان با پای پیاده یا با خودروهای شخصی خود را به میدان رساندند تا بار دیگر به دشمنان ثابت کنند که ملت ایران پای آرمان‌های انقلاب و شهدا ایستاده‌اند و هرگز از مسیر ولایت خارج نخواهند شد.

موکب‌های متعددی که از حدود یک ماه پیش در میدان شهدا و خیابان‌های منتهی به آن برپا شده‌اند، یکشنبه شب با شور و نشاطی مضاعف از جمعیت پذیرایی می‌کردند. چای داغ و غذاهای گرم در میان جمعیت توزیع می‌شد و موکب‌داران با لبخند و مهربانی، از هر رهگذری پذیرایی می‌کردند. فضای میدان آکنده از شعارهای «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «لبیک یا خامنه‌ای» بود که در سرمای هوا گرمابخش دلها می‌شد.

یکی از صحنه‌های تأمل‌برانگیز، حضور خانواده‌های شهدا با تصاویر عزیزانشان بود. مادری که عکس شهیدش را بر سینه داشت، با چشمانی خیس اما استوار می‌گفت: این اجتماع کوچک‌ترین نشان از وفاداری ما به شهداست. آنها رفتند تا نظام بماند و ما هم تا آخرین قطره خون پای این نظام می‌ایستیم.

خبرنگار ایرنا در میان جمعیت به گفت‌وگو با مرد جوان ۲۰ ساله‌ای پرداخت که با پای پیاده و از یکی از روستاهای اراک خود را به میدان رسانده بود.

روایت حماسه مردم کازرون 

با گذشت یک ماه از آغاز تجاوز رژیم‌های جنایتکار آمریکایی صهیونیستی به خاک کشورمان و شهادت رهبر انقلاب و جمعی از مردم و مقامات، مردم شهر کازرون همانند بسیاری از شهرهای استان فارس و کشور، ۲۹ شب پیاپی در میدان‌ها و خیابان‌های این شهر گردهم آمده‌اند؛ دیشب نیز میدان شهدای کازرون شاهد حضور پرشور مردم، خانواده‌ها، موکب‌داران و هیات‌های مذهبی بود که برای میدان‌داری و دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی در صحنه حضور داشتند.

در شامگاه یکشنبه – نهم فروردین ۱۴۰۵ – و همزمان با بیست‌ونهمین شب ایستادگی، جمعیت انبوهی از اهالی شهر و روستاهای اطراف کازرون به میدان شهدا آمدند؛ خیابان‌های منتهی به میدان مملو از زن و مرد، پیر و جوانی بود که با در دست داشتن پرچم‌های ایران و تصاویر رهبر شهید و شهدا، گردهم آمده بودند تا بار دیگر بر تداوم راه آنان و دفاع از ایران اسلامی تاکید کنند.

نوای مداحی و شعارهای حماسی در فضای میدان طنین‌انداز بود و مردم بار دیگر با صدای رسا اعلام کردند پای نظام و انقلاب تا آخرین قطره خون خود ایستاده‌اند.

پیرمردی که از یکی از روستاها خود را به میدان شهدای کازرون رسانده بود، گفت: ما آمده‌ایم نشان دهیم که پشت به پشت هم هستیم و نمی‌گذاریم دشمن روحیه مردم را هدف بگیرد؛ با صدای رسا فریاد می‌زنیم آمریکا و اسرائیل هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند.

میدان شهدا در کازرون که طی یک ماه گذشته به‌ صورت خودجوش به محلی برای حضور مردم و حماس آفرینی آنان تبدیل شده بود، دیشب نیز شاهد حضور جمعیتی باشکوه بود که همچنان برای حمایت از ایران اسلامی مصمم هستند و خستگی در وجودشان معنا ندارد.

به گزارش ایرنا، اجتماع‌های «شب‌های اقتدار»، از جنس «عشق» است؛ عشقی که به شکل شعار درمی‌آید، به صورت بدرقه و تشییع شهیدان خود را نشان می‌دهد، و در قالب ابتکارهای محلی و میدان‌داری جوان‌ترها تداوم پیدا می‌کند. هر شب، یک نام تازه از مقاومت است و هر شهر و روستا، یک فصل تازه از روایت.

در این شب‌ها، دشمن فهمید که امید در ایران شکستنی نیست؛ چون مردم، حتی هنگام سوگ، دست به دامان همدلی می‌شوند و حتی در سکوتِ اندوه، صدای همبستگی‌شان بلندتر از همیشه است.

این «عاشقی شبانه» یعنی وطن را نه پشت شیشه‌ حرف‌ها، بلکه روی زمین حضور، پاس می‌دارند.

و سرانجام، این پیام در سراسر گزارش‌ها جاری است: وقتی مردم یک‌صدا می‌ایستند، تاریخ هم گوشه‌ای از دل‌شان را ثبت می‌کند.

بیست‌ونهمین دورِ این شب‌ها به پایان می‌رسد، اما عهدش می‌ماند؛ عهدی که می‌گوید: شبانه عاشقی ادامه دارد، چون وطنم همه جان و تنم است.