معلم، راهنمای خوبی ها و هدایتگر بیدارکننده

چندین سال است روز شهادت معلمی بزرگ و فرزانه، استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری دستمایه قدردانی و تجلیل از معلم شده ، معلمی که انسان‌ساز و فرداپرداز بود و تکریم و تعظیم او، تکریم و تعظیم علم است. معلم، معمار قلب هاست و بذر نور در دل‌ها می‌افشاند. قدردانی و تجلیل از معلم، قدردانی […]

چندین سال است روز شهادت معلمی بزرگ و فرزانه، استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری دستمایه قدردانی و تجلیل از معلم شده ، معلمی که انسان‌ساز و فرداپرداز بود و تکریم و تعظیم او، تکریم و تعظیم علم است. معلم، معمار قلب هاست و بذر نور در دل‌ها می‌افشاند. قدردانی و تجلیل از معلم، قدردانی از باغبانی است که هر صبح، سبدی از صمیمیت با خود به کلاس می‌برد و با انگشتان مهربان خویش، بر شاخه قلب‌ها فردا را پیوند می‌زند.
معلم را توقع نام و نان نیست. این گمنام، هر روز از تنور داغ جانش، هزاران نان بر سفره گرسنه دل‌ها می‌بخشد و از علقمه قلبش، هزاران مشک به خیمه‌های عطش می‌رساند. تجلیل معلم، سپاس از انسانی است که هدف و غایت آفرینش را تأمین و سلامت امانت‌هایی را که به دستش سپرده‌اند، تضمین می‌کند.
تعلیم و تعلم از شئون الهی است و خداوند، این موهبت را به پیامبران و اولیای پاک خویش ارزانی کرده است تا مسیر هدایت را به بشر بیاموزند و چنین شد که تعلیم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرینش درآمد. انسان نیز با پذیرش این مسئولیت، نام خویش را در این گروه و در قالب واژه مقدس معلم ثبت کرده است.
معلم، ایمان را بر لوح جان و ضمیرهای پاک حک می کند و ندای فطرت را به گوش همه می رساند. همچنین سیاهی جهل را از دل ها می زداید و زلال دانایی را در روان بشر جاری می سازد. دغدغه معلم همیشه این است که حیات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انسانی بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دین، همت اساسی آدمی باشد و هیچ بیگانه ای را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشی دین و میهن فراهم نیاید.
در این مسیر خطیر، بزرگانی گام نهاده اند که نام شان بر تارک زمان می درخشد. علامه شهید استاد مطهری از همین طایفه مقدس است که در سنگر تعلیم و تعلم، به قله های رفیعی دست یافت تا آنجا که حضرت امام خمینی (ره) معمار انقلاب اسلامی ـ که خود معلمی بزرگ است ـ همه آثارش را مفید می داند و بهره برداری از آنها را سفارش می کند.
اما امروزه کلمه علم در زبان فارسی و عربی به دو معنای متفاوت بکار برده می شود:
۱- معنای اصلی و نخستین علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن کریم به این معنا اشاره دارد که «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون»، آیا یکسانند آنان که می دانند و آنان که نمی دانند.(زمر/ ۹) از این منظر به همه دانستنی ها صرف نظر از نوع آنها علم گفته می شود. مطابق این معنا، اخلاق، ریاضیات، فقه، ‌دستور زبان، مذهب، زیست شناسی و نجوم همه علم هستند.
۲- کلمه علم در معنای دوم منحصرا به دانستنی هایی اطلاق می شود که بر تجربه مستقیم حسی مبتنی باشند. علم در این جا در برابر همه دانستنی هایی قرار می گیرد که آزمون پذیر نیستند. اخلاق (دانش خوبی ها و بدی ها)، متافیزیک (دانش احکام و عوارض مطلق هستی)، عرفان (تجارب درونی و شخصی)، منطق (ابزار هدایت فکر)، فقه، اصول، بلاغت، و … همه بیرون از علم به معنای دوم آن قرار می گیرند.
دیده می شود که علم در این معنا بخشی از علم به معنای اول را تشکیل می دهد و به سخن دیگر علم تجربی نوعی از انواع دانستنی های بسیاری است که در اختیار بشر می تواند قرار گیرد. رشد علم به معنای دوم عمدتا از آغاز دوره رنسانس به بعد است در حالی که علم به معنای مطلق آگاهی (معنای اول) تولدش با تولد بشریت هم آغاز است. آیه قرآنی «خلق الانسان علمه البیان» خداوند رحمان انسان را آفرید و بیان را به وی تعلیم داد (رحمن/4و3) بهترین موید این معناست.
اما در نگاه اول به علم که نگاه ترکیبی به معرفت است خداوند معلم اول و پیامبر معلم ثانی است، چرا که پس از تعلیم آدم توسط خداوند دستور قال یا آدم اننبئهم باسمائهم؛ ای آدم ملائکه را به این اسماء آگاه ساز (بقره ۳۳) به آدم (ع) داده شده و این بدان جهت است که اساساً هدف آفرینش انسان با علم و معرفت پیوند ناگستنی دارد.
در بیان رسا و جامع سید شهیدان امام حسین (ع) این معنا به خوبی روشن است که: ما خلق العباد الا لیعرفوه،‌ فاذا عرفوه عبدوه؛ بندگان را نیافرید مگر برای آنکه او را بشناسند پس چون او را شناختن عبادت اش خواهند کرد.
در این معنا هدف از ارسال معلم ثانی ارائه معرفتی است که انسان به واسطه آن به عبادت می رسد. هو الذی بعث فی الامیین رسولاً منهم تیلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین؛ اوست خدایی که پیامبر بزرگوار از میان شان برانگیخت تا بر آنان آیات وحی را تلاوت کند و آنان را پاک سازد و شریعت کتاب و حکمت الهی را بیاموزد که پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی بودند (جمعه/۲). در این آیه همه علوم از جمله بیان، اخلاق،‌ تعلیم کتاب و حکمت، برای رهایی از گمراهی و یافتن راه هدایت (عبادت) توسط پیامبر (ص) معرفی شده است.
اما باید گفت که آموختن، تنها مورد تاکید مکتب والای اسلام نیست؛ بلکه بسیاری از فرزانگان غیر مسلمان هم چون سقراط، افلاطون، نیوتن و… نیز بر اهمیت آن صحّه گذاشته‌اند. از دیدگاه اسلام، انسان آگاه با انسان ناآگاه مساوی نیستند. کسی که بدون آگاهی گام در راهی می‌گذارد و عملی را انجام می‌دهد، به بیراهه رفته است و هرچه در این بیراهه پیش رود، از مقصد خویش بیشتر فاصله می‌گیرد.
شاید به همین دلیل است که حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: «هیچ گنجی سودمندتر از علم نیست؛ در فراگیری آن بکوشید که فراگرفتنش نیکوست» و رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فراگرفتن علم را بر هر مسلمان واجب می‌داند و تاکید می‌کند که ارجمندترین مردم، دانشمندان آنان و کم ارج‌ترین، کم دانش‌ترینشان است.
اما داشتن علم، به تنهایی ارزش نیست. هستند کسانی که دانش فراوان دارند، ولی مانند ظرفی پر از عسل اند که هیچ منفذی برای استفاده از عسل‌ها در آنها نیست. علم دانشمند زمانی اهمیت دارد که آن را به دیگران منتقل کند و البته زکات دانش، آموختن آن به بندگان خداست.
عنایت خداوند متعال به معلم پاک نهاد و ایجاد توفیقات بسیار زیاد برای او در صحنه‌های گوناگون زندگی خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و … و نزدیکی به امامان معصوم علیهم‌السلام یکی از آثار تعلیم است. به اعتراف بسیاری از معلمان، یاد دادن به دیگران، بهترین عامل برای جای‌گزین شدن مطالب علمی در ذهن است؛ زیرا معلم در مقام تعلیم، راهبر و راهنمای علمی افراد زیادی است و این موقعیت حساس، سبب تلاش او در حل مشکلات علمی می‌شود که نتیجه‌اش، بالا رفتن سطح علمی وی نیز خواهد بود.
دانش شخصی که بیاموزد ولی تربیت نشود، مانند اسلحه‌ای است که با آن جان انسان‌ها را به خطر می‌اندازد. در قرآن کریم که از تعلیم و تربیت به عنوان هدف پیامبران ذکر شده، در سه مورد تربیت بر تعلیم مقدم گردیده و تنها در یک آیه تعلیم بر تربیت مقدم شده است.
اما شرافت و مرتبت معلم زمانی اهمیت دارد که بتواند شأن خداوند و پیامبران را در وجود خود محقق سازد و پیوند انسان به هدف متعالی خلقت یعنی عبادت را برقرار سازد. لذا در این تعریف شهید مطهری یکی از آن معلمان راستین است که اولاً با نگاه ترکیبی به همه معارف بشری نظر می کند و ثانیا تمامی تلاش های علمی و عملی را مقدمه ای برای عبادت می داند و در این راه به مرحله سوم دینداری راه می یابد و با شهادت، عبادت عملی و علمی خود را کامل می سازد.
همچنین سخنی زیبا از امام صادق (ع) ارزش و مقام معلم خوب را روشن می‌سازد. حضرت می‌فرماید: «تمامی جنبندگان روی زمین و ماهی‌های دریا و هر کوچک و بزرگ در زمین و آسمان خدا، برای آموزگار خوب طلب آمرزش می‌کنند». معلم، شاگردانش، این امانت‌های الهی را از آلودگی‌ و تباهی‌ها حفظ کرده و سعی می‌کند با تعلیمات خود و تربیت آنان، زمینه رشد و کمالشان را فراهم آورد. انتظار جامعه از افراد به اندازه ارزش و مقام آنان است و بنابراین، معلمی که این چنین مقامی دارد، هیچ گاه مرتکب اعمال ناشایست نمی‌شود.
اما باید در نظر داشت که معلمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنر توانمندی است معلمی در قرآن به عنوان جلوه ای از قدرت لایزال الهی نخست ویژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی است. در نخستین آیات قرآن که بر قلب مبارک پیغمبر اکرم(ص) نازل شد، به این هنر خداوند اشاره شده است: اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم (علق:1ـ ۵) بخوان به نام پروردگارت که جهانیان را آفرید. انسان را از خون بسته سرشت بخوان! و پروردگارت کریم ترین است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آن چه را که نمی دانست.
در این آیات خداوند، خود را معلم می خواند و جالب اینکه معلم بودن خود را بعد از آفرینش پیچیده ترین و بهترین شاهکار خلقت، یعنی انسان آورده است. مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرینش قرارداد. نوعی انسانی را که هیچ نمی دانست، به وسیله قلم آموزش داد که این از اوج خلاقیت و هنر شگفت خداوند در امر آفرینش حکایت دارد، از این رو می توان گفت که هنر شگفت معلمی از آن خداوند عالم است.
شهید ثانی درباره هنر معلمی خداوند می فرماید: خداوند از آن جهت به وصف (اکرمیت) و نامحدود بودن کرامت اش، توصیف شد که علم و دانش را به بشر ارزانی داشته است. اگر هر مزیت دیگری، جز علم و دانش، معیار فضیلت به شمار می رفت، شایسته بود همان مزیت با وصف (اکرمیت)، در ضمن این آیات همراه و هم پا گردد و آن مزیت به عنوان معیار کرامت نامحدود خداوند به شمار آید. کرامت الهی در این آیات با تعبیر الاکرام بیان شده است. چنین تعبیری می فهماند که عالی ترین نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترین مقام و جایگاه او، یعنی علم و دانش هم طراز است. به همین جهت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) می فرمود: معلم اول خدای تبارک و تعالی است به وسیله وحی؛ مردم را دعوت می کند به نورانیت؛ دعوت می کند به محبت؛ دعوت می کند به مراتب کمالی که از برای انسان است.
همچنین امام جعفر صادق(ع) نیز در این باره می فرمایند: هنگامی که روز قیامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع می کند و چون ترازوی اعمال نهاده شد و خون شهیدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهیدان فزونی خواهد داشت. این ارزش بدان جهت است که شهیدان در سایه علم و تربیت معلمان و تعلیم شایسته آنان به خدا راه یافته و لیاقت شهادت نصیب شان شده است.
امام سجاد(ع) هم در زمینه حفظ حقوق معلم می فرماید: حق معلم بر تو آن است که همواره، با دیده تعظیم و تکریم به او بنگری، مجلس او را گرامی بداری و به سخنانش با دقت گوش دهی، رو به جانب او بنشینی و صدایت را در حضورش بلند نکنی.
همچنین مرحوم شهید ثانی در مورد لزوم دلسوزی معلم نسبت به شاگرد می نویسد: معلم باید درباره شاگردان، خواهان اموری باشد که نسبت به آنها، در خود احساس علاقه و دوستی کند و از هرگونه شر و بدی که برای خویش نمی پسندد برای شاگردانش نیز نپسندد؛ زیرا این گونه دلسوزی و برابر اندیشی نسبت به شاگردان، حاکی از کمالِ ایمانِ معلم و حُسن رفتار و برادری، نمایان گر روح تعاون و همبستگی معلم نسبت به آنان می باشد.
امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب نیز نقش معلم در جامعه را نقش انبیا دانسته و درباره مقام معلم می فرمایند: «نقش معلم در جامعه، نقش انبیاست؛ انبیا هم معلم بشر هستند. نقش معلم، بسیار حساس و مهم است و مسئولیت بسیار زیادی دارد. نقش مهمی است که همان نقش تربیت است که اخراج من الظلمات الی النور است. معلم، امانت داری است که [امانت او] غیر از همه امانت هاست؛ انسان، امانت اوست. امانت های دیگر را اگر کسی خیانت به آن بکند، خلاف کرده است، اما امانت اگر انسان باشد، اگر خدای نخواسته به این امانت خیانت شد، یک وقت می بیند خیانت به یک ملت است، خیانت به یک جامعه است، خیانت به اسلام است. معلم، امانت دار نسلی است که تمام مقدرات یک کشور، به آن نسل سپرده می شود و تربیت شما باید همراه با تعلیم باشد».
همچنین آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در سخنانی به جایگاه والای معلم اشاره می کنند و فرمودند: «جلسه‌ی ما با معلمان در هر سال، یک هدف اصلی دارد و چند هدف پیرامونی؛ هدف اصلی تکریم نمادین از معلم است. ما می خواهیم با این دیدار ارادت خودمان را به مقام معلم ابراز کنیم؛ این حرکت نمادین کار لازمی است، باید تکریم معلم و حرفه‌ تعلیم در جامعه‌ ما همگانی بشود، همه افتخار کنند به معلم بودن، همه افتخار کنند به اینکه به معلم سلام می کنند، احترام می کنند. مقام معلم هرچه بالا برود، مقام تعلیم و تربیت در جامعه بالا رفته است. نگاه کوته‌بینانه به معلم برای جامعه یک خسارت است، این را باید مانع شد؛ نگاه به معلم باید نگاه تکریم‌آمیز باشد. بسیاری از مشاغل گوناگون در کشور با زرق‌وبرق، با جلوه‌گری‌های گوناگون وجود دارند که جایگاه همه‌ی اینها از شأن تعلیم و حرفه‌ی تعلیم بسیار پایین‌تر است؛ این را باید همه‌ی ما بفهمیم و درک کنیم. وقتی از قول پیغمبر اکرم نقل میشود که فرمود: اِنَّما بُعِثتُ مُعَلِّماً، (۱) این بالاترین افتخار است که پیغمبر خود را معلم میداند. سطح تعلیم و محتوای تعلیم، طبعاً یک سطح متفاوتی است، امّا در رتبه‌ی عالی و در رتبه‌های امثال ماها، حقیقت تعلیم یک چیز است؛ این مایه‌ی افتخار است. این، مطلب ما است. ما میخواهیم با این دیدار نشان بدهیم که برای معلم احترام قائلیم، تکریم قائلیم، زیر بار منّت معلمیم؛ هم برای خودمان، هم برای فرزندانمان و عزیزانمان و کسانی که آینده‌ی آنها برای ما مهم است. همه‌ی مردم در این جهت شریکند؛ همه زیر بار منّت معلمانیم. مطلب اصلی ما این است.»
رهبر معظم انقلاب همچنین در سخنانی دیگر درباره نقش معلم می فرمایند: « معلم کسی است که دارد نیروی انسانی را آماده میکند برای اداره و گذران زندگی کشور و زندگی جامعه در آینده‌ی نه چندان دوری. چشم به هم بزنیم، همین جوانهای شما، همین محصلین شما، مردانی هستند که کارهای این جامعه بر دوش آنهاست؛ در هر رتبه‌ای که باشند، در هر سطحی که باشند. در بین همینهاست که برجستگان و مردان بزرگ به وجود میآیند؛ در بین همینهاست که مجاهدان راه حق، پاکبازان و مخلصانِ سر و پا نشناخته‌ی در راه اهداف الهی به وجود میآیند؛ در بین همینهاست که دستهای توانائی به وجود می‌آید که چرخ اقتصاد کشور را بچرخاند، فرهنگ کشور را سر و سامان بدهد؛ همین بچه‌هایی که امروز در کلاس درس شمایند. شما میخواهید اینها را از آب در بیاورید. شما میخواهید اینها را پرورش بدهید که فردا در آنجایی که قرار گرفتند، بتوانند خوب کار کنند، درست کار کنند، مایه‌ پیشرفت باشند، مایه‌ عقبگرد و فساد نباشند. ببینید چقدر مهم است.
من عرض کردم؛ تاثیر شما که معلم هستید، در موارد بسیاری حتی از تاثیر وراثت ها بیشتر است. خصال وراثتی و ارثی چیزهایی است که با انسان همراه است، اما با تمرین و با عادت های ثانوی می توان بر همین خصال فائق آمد. این تمرین عادت ثانوی را معلم می تواند به دانش‌آموز خودش، به شاگرد خودش ببخشد و بدهد. یعنی شما می توانید به معنای حقیقی کلمه، انسان طراز اسلام را به وجود بیاورید؛ می توانید نیروی انسانی طراز جمهوری اسلامی را به وجود بیاورید؛ این نقش معلم است. اینها تعارف نیست؛ اینها حقایقی است که وجود دارد.
یکی از کارهای واجب ما این است که آحاد ملت ما، از کوچک و بزرگ، از مقامات عالی تا آحاد مردم، قدر معلم را بدانند، اهمیت معلم را درک کنند، حرمت معلم را بشناسند؛ این از کارهای بسیار اساسی است. رسانه‌ها باید نقش ایفاء کنند، مسئولان باید نقش ایفاء کنند. به تعارف هم برگزار نشود؛ تفهیم شود. امثال منِ نوعی بفهمیم که چقدر مهم است نقش این مردی، این زنی که در کلاس، عمر خودش را دارد برای تربیت این نوجوان ما، این کودک ما، این فرزند ما مصرف میکند. البته خود معلم هم این نقش را بدرستی درک کند و اهمیت آن را بفهمد. این از کارهای اساسی و مهم ماست. بنابراین ارزش معلم، هفته‌ی معلم، روز معلم، چیزهای بسیار برجسته و بزرگی است.»
اما شهید عزیز، معلم برجسته و همیشه زنده و پایدار، شهید مطهری نیز درخصوص جایگاه معلم فرمود: «معلم باید نیروی فکری متعلم را پرورش دهد و او را به سوی استقلال رهنمون شود. باید قوه ابتکار او را زنده کند؛ یعنی در واقع، کار معلم آتش گیره دادن است. فرق است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا آن را داغ کنید و تنوری که در آن هیزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گیره از خارج می آورید و آن قدر زیر این چوب ها و هیزم ها قرار می دهید که این ها کم کم مشتعل شود.»
در هر حال یکی از بهترین و موثرین ترین اقشار اجتماعی، معلمان و اساتید و مربیان هستند و همان طور که شمع خود می سوزد و اطرافش را روشن می کند، معلمان دلسوز و وظیفه شناس که دانش آموزان و دانشجویان خود را با زحمات شبانه روزی به سوی روشنایی و هدایت می برند نیز جامعه را به نور علم و معرفت خویش روشن می سازند و برای همین، شایسته است که مقام معلمان و مدرسان را همه طبقات، محترم بشمارند.
یکی از مهم ترین مصادیق تعظیم معلمان و اساتید، حضور در کلاس درس آنان است که انسان علاوه بر اینکه مطالب بسیاری از آنان می آموزد، از آداب و رسوم و اطلاعات غیر درسی نیز بهره مند می شود؛ افزون بر آن، به مقام دوستان خداوند و ثواب آنچه نزد خداست نیز دست می یابد. در حقیقت آموزه های معلم، همانند قطرات باران دلهای تشنه را سیراب و استعدادها را شکوفا می کند.
حال امروز یعنی روز دوازدهم اردیبهشت ماه، روز حق گزاری همه ملت ایران از معلم است، بنابراین اگر بگوئیم که روز معلم روزی است که در آن سراسر این ملک به تعظیم و تجلیل از مقام معلم بر می‌ خیزد سخنی‌ به گزاف نگفته‌ ایم./ایرنا