نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
محور مقاومت قائم به فرد نیست. مکتب امام خمینی (ره) با شهادت اعضا و پیروانش هر روز قوی تر از گذشته خود می شود. امروز هم بعد از شهادت «اسماعیل هنیه» رئیس دفتر سیاسی حماس، «خالد مشعل» به عنوان رهبر جدی حماس معرفی شد.
گروه ایرنازندگی؛ روایت – مریم قاضی سعیدی: «خالد مشعل جایگزین شهید اسماعیل هنیه شد.» بعد از غمی جانکاه ، چقدر این خبر برای من پر از شوق و امید بود. من خالد مشعل را میشناسم. یا شاید بهتر باشد بگویم دیده ام. هیچ وقت یادم نمی رود. دومین دوره همایش «حمایت از انتفاضه» فلسطین بود، در تهران. در تدابیر امنیتی شدید خودم را به خالد مشعل رساندم. آن موقع خوب یادم می آید. اسماعیل هنیه و خالد مشعل به سختی با ایران ارتباط داشتند. هنوز جهان عرب تاب تحمل عجم ها را نداشت. اما این دو بزرگوار محکم و قاطع و صبور پای مکتب امام خمینی رحمه الله علیه از اینکه چرا با ایران مرتبط هستند، طعنه ها شنیدند.
من یادم میآید که با حرارت تمام از خالد مشعل خواستم راهی جلوی پایم بگذارد برای حمایت از مردم فلسطین. برای مبارزه با رژیم صهیونیستی! او هم خیلی صبور و با حوصله به من گوش میداد. یک دفتر همراهم بود. خودکار را گرفت و با متانت تمام نوشت: «الدعا»
ماناسپهر - پیروزی قاطع دموکراتها در انتخابات میاندورهای چهارم نوامبر ۲۰۲۶ را باید فراتر از یک جابهجایی معمول قدرت در کنگره آمریکا ارزیابی کرد. این انتخابات به صحنه اعتراض گسترده بخشی از جامعه آمریکا به سیاستهای دونالد ترامپ، عملکرد دولت جمهوریخواه، بحران معیشتی و پیامدهای ماجراجوییهای نظامی واشنگتن تبدیل شد؛ شکستی که میتواند معادلات سیاسی آمریکا و جایگاه بینالمللی این کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
ماناسپهر - فرمانده سپاه امیرالمؤمنین(ع) استان ایلام با تشریح دستاوردهای عملیات محرم گفت: موفقیتهای حاصل از این عملیات نقش مؤثری در تقویت ساختار و توان رزمی یگانهای سپاه داشت و زمینه ارتقای برخی تیپها به لشکر و آمادگی برای اجرای عملیاتهای گستردهتر را فراهم کرد.
ماناسپهر - جانشین سازمان بسیج مستضعفین با تأکید بر اینکه خصومت آمریکا و متحدان غربی آن با جمهوری اسلامی ایران ناشی از از دست رفتن منافع نامشروع و ناکامی در مهار استقلال کشور است، گفت: نیروهای مسلح ایران در پاسخ به تهدیدها، محدودیتی جز ملاحظات راهبردی و تدابیر فرماندهی ندارند.
ماناسپهر - هوا کمی سرد شده است، ناخودآگاه دستهایم را در هم گره میکنم؛ شاید گرمای دستها بتواند سرمای صبح را از یادم ببرد، هنوز آفتاب طلوع نکرده و جاده، آرام و خاموش، ما را از ایلام دور میکند.