«بی‌بی مریم‌ها» هنوز زنده‌اند+ فیلم

ماناسپهر - دزفول – از همان شیرزنان است؛ از همان تبار «بی‌بی‌مریم» قامتش خمیده اما غیرتش سخت و استوار، چون فولاد است؛ قطار فشنگ بر کمر بسته، بر شانه برنو و در دست پرچم مقدس جمهوری اسلامی دارد؛ سال‌ها از جوانی‌اش گذشته اما وقتی پای دفاع از وطن به میان می‌آید، میدان را ترک نمی‌کند.

ایرنا – در روزهای پرآشوب مشروطه، نام زنی در میان مجاهدان آزادی‌خواه بر سر زبان‌ها افتاد؛ «بی‌بی مریم بختیاری»، دختر حسین‌قلی‌خان ایلخانی. او که در هنگامه فتح تهران، سوار بر اسب، قطار فشنگ بر کمر، برنو به دست و پرچم آزادی بر دوش، در صف مقدم نیروهای مشروطه‌خواه ایستاد و نام «بی‌بی مریم» را به نمادی از ایستادگی زنان ایرانی در تاریخ معاصر بدل ساخت.

امروز، بیش از یک قرن پس از آن روزهای پرالتهاب، روایت آن ایستادگی نه فقط در سطرهای تاریخ، بلکه در کف خیابان جاری است. در گوشه‌ای از این آب و خاک، در دیار مقاومت و ایستادگی و در میان هیاهوی خیابان‌ها و جمعیت جان‌فدایان ایران، پیرزنی ایستاده است با همان نشانه‌ها؛ قطار فشنگ بر کمر، برنو بر شانه و پرچم مقدس ایران به دست؛ گویی «بی‌بی مریم» بار دیگر در قامت زمانه ما ظهور کرده است.

 

«بی‌بی شکر»، «بی‌بی مریم» دیگر

«بی‌بی شکر» صدایش می‌زنند؛ حدود ۷۰ سال سن دارد و با وجود کهولت، هنوز استوار و پابرجاست. چین‌های عمیق صورتش، روایت سال‌هایی است که بر او گذشته، اما نگاهش همچنان پرصلابت و آرام است. از همان روزهای ابتدایی جنگ سوم تحمیلی در اجتماعات حضور دارد و قطار فشنگ بر کمر، برنو به شانه و پرچم مقدس ایران به دست، او را به نماد ایستادگی زنان ایران تبدیل کرده است.

نحوه در دست گرفتن برنو نشان می‌دهد که با سلاح آشنایی دیرینه دارد. می‌گوید: من بختیاری هستم و از نوجوانی با برنو بزرگ شده‌ام. سید مجید (فرمانده هوافضای سپاه) گفت میدان با ما، خیابان با شما. من هم آمده‌ام تا بگویم ما پای کار هستیم. اسلحه به دست گرفتم تا بگویم ترسی از جنگ نداریم؛ لازم باشد همه برای دفاع از ایران با دشمن می‌جنگیم.

 

جان همه ما فدای رهبر

پاتوقش موکب مسجد حضرت حجت‌بن‌الحسن(عج) دزفول است؛ همان‌جا که این روزها به یکی از کانون‌های اصلی حضور مردمی تبدیل شده است. موکبی که از همان روزهای ابتدایی جنگ، به همت جوانان مسجد شکل گرفت و به محلی برای سازماندهی بسیج مردمی برای پشتیبانی از جنگ در میدان و خیابان تبدیل شد.

آموزش کار با سلاح انفرادی یکی از برنامه‌های این موکب است. در گوشه‌ای از محوطه موکب، گروهی از مردم گرد آمده‌اند و زیر نظر مربیان، اصول اولیه کار با سلاح را تمرین می‌کنند.

«مریم» یکی از زنان فعال موکب است. ۵۴ سال سن دارد و سه پسرش در گردان‌های مردمی امام حسین(ع) به خطوط پدافندی اعزام شده‌اند.

او که در حال جا انداختن خشاب کلاشینکف است، می‌گوید: جان همه ما فدای رهبر.» بغضی می‌کند و ادامه می‌دهد: می‌خواستیم که جان فدای آقای شهیدمان شویم، ولی او جانش را فدای ما کرد؛ تا انتقام نگیریم و دشمن را سر جایش ننشانیم، آرام نمی‌گیریم.

در کنار او زنان و مردان دیگری نیز ایستاده‌اند؛ برخی نخستین‌بار است که سلاح در دست می‌گیرند و برخی تجربه سال‌های دفاع مقدس را در حافظه دارند، اما آنچه همه را کنار هم جمع کرده، حس مشترکی است؛ دفاع از وطن.

 

آغاز زندگی زیر سایه جنگ

عروس خانم، چادر سفید بر سر دارد و داماد در کنار او با لبخند منتظر است تا «بله» را از عروس بگیرید. اطرافشان را دوستان و خانواده گرفته‌اند و صدای شادباش در فضای موکب می‌پیچد. چهار زوج جوان آمده‌اند تا آغاز زندگی مشترکشان را نه در تالارهای مجلل که در خیابان و در کنار مردم جشن بگیرند.

سفره عقدی ساده در گوشه‌ای از موکب پهن شده است؛ قرآن، آیینه و شمعدان، حلقه‌هایی که برق می‌زنند و لبخندهایی که زیر چادرهای سفید پنهان مانده‌اند. با هر «بله» که از زبان عروس‌ها، جمعیت یکصدا صدای صلوات بلند می‌شود.

«نازنین» یکی از این نوعروسان است که با کسب اجازه از امام زمان(عج) و پدر و مادرش «بله» را می‌گوید و ادامه داد: زندگی حتی در سخت ترین شرایط هم ادامه دارد.

یکی از مربیان سلاحی آموزشی به دست عروس می‌دهد. عروس با لبخندی که از زیر چادر پیداست، سلاح را می‌گیرد؛ داماد کنار او ایستاده و جمعیت با صلوات و تشویق همراهی می‌کند. عروس لوله سلاح را رو به آسمان می‌گیرد و شلیک می‌کند.

 

موکبی به وسعت ایران

چند قدم آن‌سوتر، «وحید» ایستاده است؛ جوانی خوش‌ذوق و پرانرژی که مسئولیت ساماندهی بسیاری از برنامه‌های موکب را برعهده دارد. او فرمانده پایگاه بسیج مسجد حضرت حجت‌بن‌الحسن(عج) است؛ پایگاهی که این روزها به یکی از محورهای اصلی فعالیت‌های مردمی در دزفول تبدیل شده است.

وحید از روزهای ابتدایی شکل‌گیری این حرکت مردمی می‌گوید: از همان روزهای نخست جنگ، بچه‌های مسجد دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند هر کاری از دستشان برمی‌آید برای کمک به جبهه مقاومت انجام دهند. به همین دلیل این موکب را راه‌اندازی کردیم تا هم محلی برای حضور و هم‌افزایی مردم باشد و هم بتوانیم فعالیت‌ها را ساماندهی کنیم.

به گفته او، فعالیت‌های موکب تنها به برگزاری تجمع‌های مردمی محدود نمی‌شود و طیف متنوعی از برنامه‌ها را در بر می‌گیرد: آموزش‌های مقدماتی کار با سلاح، برگزاری جشن‌های عقد و عروسی، برگزاری دوره‌های آموزشی کمک‌های اولیه، برپایی غرفه‌های مختلف کودکان، فرهنگی و مشاوره خانواده، ثبت‌نام از داوطلبان مردمی برای حضور در خطوط پدافندی و همچنین برنامه‌های جهاد تبیین، تنها بخشی از این فعالیت‌هاست.

او ادامه می‌دهد: کارهای پشتیبانی هم در کنار این امور انجام می‌دهیم؛ از جمع‌آوری کمک‌های مردمی گرفته تا تدارکات و پشتیبانی برای نیروهایی که در خطوط پدافندی حضور دارند. علاوه بر اعزام نیرو به منطقه، آشپزخانه موکب نیز در یکی از مرزهای کشور برای پشتیبانی از رزمندگان مستقر شده است.

فرمانده پایگاه مسجد حجت‌بن‌الحسن(عج) دزفول با اشاره به حضور پررنگ زنان در این فعالیت‌ها می‌گوید: یکی از جلوه‌های زیبای این حرکت مردمی، حضور فعال بانوان است. از پشتیبانی و تدارکات گرفته تا شرکت در دوره‌های آموزشی؛ امروز زنان مانند دوران دفاع مقدس هشت‌ساله، نقش کم‌نظیری در پشتیبانی از جنگ و حفظ سنگر خیابان دارند.

 

از پخت غذا تا دوخت لباس رزمندگان

حضور زنان محدود به شرکت در اجتماعات و ایستادن در خیابان نیست. در حالی‌که نیروهای مردمی در نقاط مختلف شهر مشغول حراست از امنیت هستند، زنان نیز در پشت این میدان، نقشی کلیدی در پشتیبانی از آنان و رزمندگانی که به خطوط پدافندی اعزام شده‌اند، برعهده دارند.

«فاطمه» یکی از همین بانوان است؛ زنی که در سال‌های دفاع مقدس هشت‌ساله از نیروهای پشتیبان جبهه بوده و اکنون نیز بار دیگر در همان سنگر ایستاده است. تجربه سال‌های جنگ در صدایش موج می‌زند و وقتی از نقش زنان سخن می‌گوید، لحنش قاطع و مطمئن است.

او درباره نحوه سازماندهی بانوان در موکب می‌گوید: در کنار آشپزخانه مرکزی موکب، تیمی از بانوان ساماندهی شده و یک برنامه روزانه میان آن‌ها تقسیم شده است؛ هر نفر متعهد شده برای پنج رزمنده غذا تهیه کند. با همین برنامه‌ریزی ساده اما منظم، هر روز ده‌ها پرس غذا طبخ و میان نیروهای مستقر در داخل شهر توزیع می‌شود.

به گفته فاطمه، این کار تنها به پخت غذا محدود نیست؛ از سوی یکی از گردان‌های مردمی برای دوخت لباس و کوله‌های امدادی مورد نیاز رزمندگان به ما اطلاع داده شد، بانوان با همان چرخ‌های خیاطی شخصی‌شان پای کار آمدند و در کمترین زمان ممکن لباس‌ها و تجهیزات مورد نیاز آماده و تحویل داده شد.

 

بانوان مرزداران واقعی ایران

آنچه این روزها در کوچه‌ها و خیابان‌های دزفول و شهرهای کشور جریان دارد، تجلی جلوه‌های یک ملت مبعوث شده است؛ روایتی زنده از همان روحیه‌ای که در بزنگاه‌های تاریخ این سرزمین، بارها خود را نشان داده است.

از «بی‌بی مریم بختیاری» در روزهای پرآشوب مشروطه تا «بی‌بی شکر» در روزگار ما، رشته‌ای نامرئی از ایستادگی و غیرت، نسل‌های زنان این سرزمین را به یکدیگر پیوند داده است. زنانی که گاه در میدان و گاه در پشت جبهه، اما همیشه در متن دفاع از وطن حضور داشته‌اند.

زنانی که در کنار مردان ایستاده‌اند؛ برخی با پرچم و برخی با دیگ‌های غذا و چرخ‌های خیاطی. هر کدام به سهم خود بخشی از بار این ایستادگی را بر دوش گرفته‌اند.

شاید آنان در خط مقدم نباشند، اما پشت هر رزمنده‌ای که برای دفاع از این خاک می‌ایستد، دستانی از جنس مهر و اراده حضور دارد؛ دستان مادران، همسران و دخترانی که بی‌صدا اما استوار، سنگر پشتیبانی را حفظ کرده‌اند.

روایت همچنان ادامه دارد…

 

دانلود فیلم