نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش سیاست خارجی ایرنا، تارنمای خبری – تحلیلی «کانوِرسِیشن/theconversation» در این تحلیل مینویسد: ماهها پس از آنکه آمریکا و (رژیم)اسرائیل عملیات موسوم به «خشم حماسی» را علیه ایران آغاز کردند، تنگه هرمز همچنان بسته است. انگلیس تصمیم گرفت تا بهطور مستقیم وارد این درگیری نشود؛ با این حال، از افزایش بیسابقه قیمت گازوئیل تا جهش تورم، به شدت در معرض پیامدهای این بحران قرار گرفته است.
این شرایط بازتاب بحرانی دیگر در خاورمیانه است. دولت مصر هفتاد سال پیش کانال سوئز را ملی اعلام کرد. این کانال که از خاک مصر عبور میکند و دریای سرخ را به دریای مدیترانه متصل میسازد، رابط حیاتی برای کشتیهایی بود که میان اروپا و آسیا رفتوآمد میکردند.
بهدنبال ملیشدن کانال سوئز از سوی قاهره، پاریس و لندن به همراه تلآویو به مصر حمله کردند تا کنترل این گذرگاه حیاتی را دوباره به دست بگیرند. اما این تجاوز نظامی شکستی حیرتانگیز بود و محکومیت جامعه جهانی را در پی داشت. این بحران به نمادی از افول جایگاه انگلیس بهعنوان یک ابرقدرت بدل شد.
امروز هم انتخابات میاندورهای آمریکا فشارها بر دولت ترامپ را در ارتباط با جنگ جاری تشدید کرده است. انتخابات «کِنست» (پارلمان رژیم اسرائیل) هم روند این درگیری را تحتالشعاع قرار داده؛ بهطوری که گزارشهای اخیر حاکی از آن است که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر (رژیم) اسرائیل، پیش از برگزاری انتخابات برای از سرگیری حملات فشار آورده است. گزارشهای دیگری نیز نشان میدهند که واشنگتن و تلآویو طرحهایی برای ازسرگیری حملات یعد از انتخابات تدوین کردهاند.
در سال ۱۹۵۶ نیز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا یکی از بخشهای مهم در محاسبات بود. اما آن زمان، انگلیس و فرانسه تصور میکردند که انتخابات، توجه آمریکا را از اقدامات آنها منحرف خواهد کرد. این یک اشتباه محاسباتی بود. دوایت آیزنهاور، رئیس جمهوری وقت آمریکا، روز بعد از انتخابات در گفتوگو با آنتونی ایدن، نخست وزیر وقت انگلیس، به روشنی اعلام کرد که دولتش اقدامات ادامهدار لندن، پاریس و تلآویو را تحمل نخواهد کرد و خواستار دستیابی به راهحلی مبتنی بر مذاکره و با میانجیگری سازمان ملل شد.
شباهتهای میان بحران سوئز و بحران هرمز فراتر از بستهشدن دو آبراه حیاتی است. هر دو بحران یک پرسش اساسی را مطرح میکنند: قدرت ژئوپلیتیکی تا کجا میتواند از قدت اقتصادی فراتر برود؟
ابرقدرتها در مسیر افول ویلیام فاکس، استاد سیاست خارجی آمریکایی، در سال ۱۹۴۴ واژه «ابرقدرت» را برای نخستین بار بهکار برد و آن را حاصل برخورداری از «ثروت عظیم، جمعیت زیاد و موقعیت جغرافیایی مطلوب» تعریف کرد. این تعریف به آنچه فیلیپس اوبراین، مورخ آمریکایی، امروزه از قدرتهای بزرگ ارائه میکند، شباهت دارد. ویلیام فاکس در آن زمان سه ابرقدرت شامل آمریکا، انگلیس و اتحاد جماهیر شوروی را شناسایی کرده بود. او بعدها اذعان کرد که قرار دادن انگلیس در این فهرست اشتباه بوده است چرا که به باور وی، قدرت این کشور در مقایسه با آمریکا و سپس دیگر کشورهای اروپایی رو به افول گذاشته بود.
در رابطه با بهترین معیار برای سنجش اندازه اقتصاد کشورها بحث و اختلاف نظر وجود دارد، اما اگر قدرت اقتصادی را بر مبنای قدرت خرید بسنجیم، این تحول بسیار چشمگیر است. چین که در سال ۱۹۹۰ به لحاظ وسعت تنها بخش کوچکی از اقتصاد آمریکا محسوب میشد، اکنون با فاصله از این کشور پیشی گرفته است.
در قرن نوزدهم، انگلیس قدرت غالب جهان بود و از امتیازی بهره میبرد که اقتصاددانان آن را «امتیاز گزاف» مینامند. منظور از این امتیاز، توانایی تامین مالی بدهیها با هزینه و نرخ بهره مطلوب بود؛ زیرا پوند استرلینگ نقشی مرکزی در نظام پولی بینالمللی ایفا میکرد و لندن نیز مرکز مالی پیشتاز جهان به شمار میرفت.
اما با افول قدرت انگلیس، این امتیاز رفتهرفته به آمریکا منتقل شد. از دست رفتن این جایگاه، بهویژه در جریان بحران سوئز و زمانی که پوند تحت فشار شدید قرار گرفت، به مسئلهای جدی تبدیل شد. امروز نیز به طور مشابه، نشانههایی از فشار و تنش در نظام مالیای دیده میشود که ستون فقرات قدرت آمریکا را تشکیل میدهد.
در جریان بحران سوئز، تضعیف ارزش پوند و وابستگی انگلیس به حمایت مالی آمریکا، بهرغم توان نظامی قابلتوجه آن، توانایی لندن را برای اقدام مستقل محدود کرد. این بحران همچنین بخشی از رقابتهای گستردهتر ژئوپلیتیکی جنگ سرد بود. توافق تسلیحاتی مصر و اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۵، موازنه قدرت منطقهای را بر هم زده بود و در تصمیم تلآویو برای ورود به جنگی که آن را «پیشگیرانه» میخواند، نقش داشت.
آمریکا در واکنش به این توافق تسلیحاتی، تامین مالی احداث «سد اسوان»، یکی از طرحهای بزرگ زیرساختی روی رود نیل، را متوقف کرد. سپس در سال ۱۹۵۶، مصر کانال سوئز را ملی اعلام کرد و بحران آغاز شد. سران انگلیس تلاش میکردند جمال عبدالناصر، رئیس جمهوری وقت مصر، را دیکتاتوری مشابه رهبران دهه ۱۹۳۰ میلادی و درصدد سلطه بر منطقه، جلوه دهند. مداخله آمریکا در ایران نیز از جهاتی تداعیکننده همان رویکرد است. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، ترورها در ایران اقدامی ضروری برای جلوگیری از آنچه «تهدیدی وجودی از سوی دشمن قسمخورده آمریکا» میخواند، است!
ژئواکونومی، به معنای پیوند میان اقتصاد و ژئوپلیتیک، نیز در بحران سوئز نقشی محوری ایفا میکرد. کانال سوئز یکی از گذرگاههای اصلی انتقال نفت خاورمیانه بود و نگرانیهایی وجود داشت مبنی بر اینکه ملیشدن آن، عرضه نفت به انگلیس را مختل کند. اما طنز ماجرا این است که آنچه به کمبود نفت و سهمیهبندی سوخت در انگلیس منجرد شد، تصمیم لندن برای حمله به مصر بود.
امروز آمریکا بیش از پیش تحت فشار قرار گرفته است و این فشار به وضوح در کاهش ذخایر مهمات این کشور قابل رویت است. ذخایر تسلیحاتی آمریکا پیش از این نیز(تا حدی به دلیل حمایت از اوکراین) تحت فشار بود و جنگ با ایران آن را بیش از پیش تحلیل برده است.
بحران سوئز به روشنی نشان میدهد که سران سیاسی گاهی بهکَُندی و خیلی دیر متوجه میشوند که محدودیتهای اقتصادی تا چه اندازه میتواند جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی آنها را در منگنه قرار دهد. آمریکا امروز انگلیس ۱۹۵۶ نیست، اما جنگ با ایران پرسشهایی جدی درباره محدودیتهای قدرت واشنگتن مطرح کرده است. اکنون که برتری اقتصادی نسبی آمریکا به چالش کشیده شده است، آیا این کشور نیز ناچار خواهد شد که در دامنه تعهدات نظامی خود در سراسر جهان تجدیدنظر کند؟
ماناسپهر - تهران- معاون اول رئیسجمهور با تاکید بر اینکه مجاهدت و مشارکت مردم در روزهای جنگ و پس از آن با معیارهای مالی قابل محاسبه نیست، گفت: ظرفیت انسانی، مزیت اصلی ماست و این ظرفیت، باید امروز مبنای برنامههای توسعه کشور قرار گیرد.
ماناسپهر - تهران- وزیر امور خارجه با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران هیچگونه خصومتی با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ندارد، از نقش مثبت قطر و عمان قدردانی کرد و نوشت: گفتوگوهای خود با عربستان سعودی را ادامه میدهیم.
ماناسپهر - تهران- رئیس مجلس شورای اسلامی گفت:جمهوری اسلامی ایران همان گونه که با انگشت روی ماشه برای نبرد آماده است، پاسخی مقتدرانه و عقلانی به طرف آمریکایی داده و اکنون توپ در زمین آمریکاست که از جنگ جلوگیری کند. همزمان ما در عرصهی میدانی و نظامی در بالاترین سطح آمادگی دفاعی قرار داریم و اگر واشنگتن باز هم دچار خطای استراتژیک شود، بداند که این بار با میدانی جدید از جنگ مواجه شده و درمانده تر از امروز به دنبال راه فرار خواهد بود.
ماناسپهر - محمدرضا فرهادیپور، مدیرعامل شرکت بیمه ملت، در پیامی فرارسیدن بیستوسومین سالروز تأسیس این شرکت را تبریک گفت.