نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
امروز برای من، روز ثبت خاطراتی است که نامشان با اربعین گره خورده است؛ خاطراتی به وسعت ایران، هر سال با فرارسیدن اربعین، انگار تمام ایران ایلام میشود و نام ایلام با مهران معنا پیدا میکند، اربعین برای من همیشه آمیزهای از تلخی و شیرینی بوده است؛ خاطراتی که با شنیدن نامش، لبخندی به خنکای صبح یک روز گرم تابستانی بر لبانم مینشیند.
غرق در همین افکارم که خود را در کنار دوستان و همکارانم مییابم؛ در مسیر مرز بینالمللی مهران، جاده اربعین امسال بوی دیگری دارد؛ بوی دلتنگی. انگار قلبم با هر کیلومتر این مسیر، سنگینتر میشود.
به پایانه مرزی مهران که میرسم، این حس آشناتر میشود، با خود میگویم؛ چرا اربعین امسال اینقدر رنگ غربت دارد؟ چند قدم که وارد پایانه میشوم، پاسخ سوالم را پیدا میکنم، عکسهای رهبر شهید در دستان زائران، گویای همه چیز است، آری، اربعین امسال دلتنگ اوست، دوباره موسم زیارت فرا رسیده، اما در میان این خیل عاشقان، جای مردی خالی است که بسیاری او را دلسوز ایران میدانستند و تا واپسین لحظه حیات مبارکش از تلاش و مجاهدت دست نکشید.
چشمم که به تصویرش میافتد، بیاختیار آهی میکشم و در سکوت، چهرهاش را به تماشا مینشینم.
در میان جمعیت، مردی میانسال را میبینم که تصویر رهبر شهید را در دست گرفته و راهی کربلاست، از او میپرسم: چرا این عکس را با خود به کربلا میبرید؟ نگاهم میکند، اشک در چشمانش حلقه میزند. تصویر را بالا میآورد و میگوید؛ مرد بزرگی بود… کاش زودتر قدرش را میدانستیم، این عکس را همراه آوردهام، چون میدانم دلش برای کربلا میتپید و این کمترین کاری است که از دستم برمیآید. کمی جلوتر، دختر جوانی را میبینم که تصویر رهبر شهید را در آغوش گرفته و آرام قدم برمیدارد. هنوز چیزی نپرسیدهام که میگوید؛ تا انتقام خون رهبر شهیدمان گرفته نشود، آرام نمیگیریم و بیآنکه مکث کند، در میان سیل زائران گم میشود.
در ادامه مسیر، پیرمردی با دیدن پرچمی از اسرائیل که بر زمین نقش بسته، با تمام توان بر آن لگد میکوبد؛ چنان که گویی تمام خشم و اندوهش را زیر پا میگذارد، با لهجه شیرینش چیزی میگوید که همه واژههایش را نمیفهمم، اما زبان احساس، نیازی به ترجمه ندارد.
اندکی آنسوتر، دخترکی ششساله در کنار مادرش قدم برمیدارد، تصویر رهبر شهید را چنان محکم در آغوش گرفته که گویی نمیخواهد کسی حتی لحظهای آن را از او جدا کند از او میپرسم؛ رهبر شهید را دوست داری؟ لبخندی میزند و میگوید؛ آره… خیلی! چون با دختر کوچولوها خیلی مهربون بود. و دوباره، کودکانه و بیریا، در مسیر عشق قدم برمیدارد.
کمی از جمعیت فاصله میگیرم و به موج بیپایان زائران نگاه میکنم. احساس میکنم هر کدام، تصویری از دلتنگی خود را در دست گرفتهاند؛ گویی با یاد پدر شهیدشان راهی خانه دوست شدهاند؛ خانهای که شاید بتواند مرهمی باشد بر اشکها، دلتنگیها و امیدهایشان.
ماناسپهر - در مدرسه متوسطه اول و دوم دخترانه سما ایلام، آموزش تنها به کتاب و کلاس محدود نمیشود. بهرهمندی از کادر آموزشی ممتاز، برنامهریزی تحصیلی هدفمند، آزمایشگاه مجهز، محیطی شاداب و استاندارد و اجرای فعالیتهای فرهنگی و تربیتی متنوع، فضایی فراهم کرده است تا دانشآموزان در کنار موفقیت تحصیلی، مهارتهای فردی و اجتماعی خود را نیز تقویت کنند و با آمادگی بیشتر برای آینده گام بردارند.
ماناسپهر - تهران- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور بیانیهای با اشاره به اینکه بستن حساب کاربری روابط عمومی سپاه، نشانه وحشت جبهه استکبار از دادههای دقیق و هماهنگی میان ملتهای آزادیخواه منطقه است، تاکید کرد که بستن یک حساب کاربری، هرگز نمیتواند صدای حق را خاموش سازد.
ماناسپهر - گتوند- محمد جزایری جوان ۲۵ ساله گتوندی هنگام دفاع از کیان مرزهای کشورمان در حملات اخیر آمریکا به اروندکنار آبادان به درجه رفیع جانبازی نایل آمد و پای خود را از دست داد.
ماناسپهر - تهران- سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه با انتقاد از رویکرد کییف تاکید کرد که حمله اوکراین به کشتی ایرانی مصداق واقعی یک اقدام تروریستی بود.