روایتی از بدرقه رهبر شهید در صحن امام حسین(ع)؛

بدرقه‌ای که کربلا را به اشک نشاند

ماناسپهر - تهران - پیکر مطهر رهبر شهید برای بدرقه‌ای تاریخی وارد صحن نورانی امام حسین(ع) شد. از همان نخستین لحظه، همه چیز رنگ و بوی عاشورا گرفت؛ گویی کربلا بار دیگر شاهد بدرقه یکی از فرزندان مکتب سیدالشهدا(ع) بود.

به گزارش ایرنا، پیر حسین کولیوند رییس جمعیت هلال احمر ایران با روایت تشییع باشکوه پیکر مطهر آقای شهید ایران در کربلا، نوشت: نزدیک اذان صبح بود؛ ساعتی که دل‌ها بیش از هر زمان دیگری آماده مناجات با خداوند هستند. در همان لحظات ملکوتی، با ابتکار آقای صفری، سرکنسول محترم کشورمان در کربلای معلاء پیکر مطهر رهبر شهید برای بدرقه‌ای تاریخی وارد صحن نورانی امام حسین(ع) شد. از همان نخستین لحظه، همه چیز رنگ و بوی عاشورا گرفت؛ گویی کربلا بار دیگر شاهد بدرقه یکی از فرزندان مکتب سیدالشهدا(ع) بود.

هم‌زمان با ورود پیکر مطهر، نوای ماندگار رهبر شهید در فضای حرم طنین‌انداز شد؛ نوایی که با قرائت «السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین…» ـ فرازی از زیارت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و این فرازها مرتب با بلندگوی حرم پخش می‌شد واقعا همه حس کردیم رهبر عزیزمان بصورت زنده و خی در خال زیارت حضرت سیدالشهداء ع(ع) هست و این نوای نورانی و معنوی دل‌های هزاران دلداده را لرزاند.

این صدا تنها یک تلاوت نبود؛ تجدید پیمان با راه عاشورا و یادآور پیوند عمیق رهبر شهید با فرهنگ ایثار و شهادت بود. اشک از چشمان مردم جاری شد و صحن مطهر یکپارچه به صحنه بدرقه‌ای عاشقانه و حماسی تبدیل شد.

پیکر مطهر بر دوش مردم بود و هیچ‌کس حاضر نبود این بدرقه به پایان برسد. هر قدم با صلوات، اشک و زمزمه سلام بر امام حسین(ع) همراه بود. مردم گویی می‌خواستند زمان را متوقف کنند تا لحظه بدرقه عزیزشان طولانی‌تر شود. این صحنه یادآور بدرقه مردان بزرگی بود که عمر خود را در راه عزت اسلام، دفاع از مظلومان و خدمت به مردم سپری کردند؛ بدرقه‌هایی که در حافظه ملت ایران به عنوان جلوه‌های وفاداری و قدرشناسی ثبت شده‌اند.

به عنوان خدمتگزار جمعیت هلال احمر، در مأموریت‌های فراوانی حضور داشته‌ام، اما بدرقه رهبر شهید در کربلا، تجربه‌ای متفاوت و فراموش‌نشدنی بود. در آن لحظات، امدادگران نیز همچون مردم، تحت تأثیر عظمت این بدرقه قرار گرفته بودند. همه آمده بودند تا سهمی هرچند کوچک در بدرقه مردی داشته باشند که زندگی خود را وقف مجاهدت، ایثار و خدمت کرده بود.

با فرارسیدن وقت نماز، بر پیکر مطهر رهبر شهیدمان خود را به نزدیکی پیکر مطهر رساندم. نماز بر پیکر رهبر شهید به امامت حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی کربلایی اقامه شد. سخنان ایشان در فرازهای نماز، سرشار از تجلیل از مجاهدت‌ها، ایثار، اخلاص و ازخودگذشتگی و نهایتا شهید شدن رهبر شهید بود؛ سخنانی که از دل برمی‌آمد و بر دل‌ها می‌نشست. متن نماز و فضای معنوی آن نیز چنان تأثیری بر حاضران گذاشت که ازدحام و بی تابی آمیخته با اشک مردم، گویاتر از هر توصیفی بود.

آن صبح، کربلا تنها میزبان پیکر یک شهید نبود؛ شاهد بدرقه باشکوه مردی بود که راه خود را از مکتب عاشورا آموخته بود. نوای «السلام علی الحسین»، اشک‌های مردم، دستانی که پیکر مطهر را بر دوش گرفته بودند و نماز باشکوه در جوار حرم سیدالشهدا(ع)، همگی تصویری ماندگار از بدرقه‌ای تاریخی را رقم زدند؛ بدرقه‌ای که نشان داد راه شهیدان با اشک، ایمان و وفاداری مردم ادامه خواهد یافت و فرهنگ عاشورا همچنان الهام‌بخش ملت‌های آزاده هست

در پایان این بدرقه باشکوه، بیش از هر زمان دیگری احساس کردم که مسئولیت ما تنها به انجام یک مأموریت امدادی محدود نمی‌شود. حضور در چنین لحظات سرنوشت‌سازی، برای من عهدی دوباره با آرمان‌های شهدا و فرهنگ خدمت بود. با خود پیمان بستم که تا آخرین توان، راه خدمت بی‌منت به مردم، پاسداری از ارزش‌های انقلاب و زنده نگه داشتن یاد و راه شهیدان را ادامه دهم؛ چرا که این بدرقه، برای من تنها بدرقه یک رهبر شهید نبود، بلکه تجدید احساس تکلیف برای ادامه راهی بود که با ایثار، اخلاص و مجاهدت ترسیم شده است.