ابختی سنجابی؛ خبرنگاری که ایلام فراموشش کرد؟ ✍️ عبدل خزلی

ماناسپهر - خبرنگار یعکسی نی که در سرمای استخوان‌سوز زمستان و گرمای طاقت‌فرسای تابستان، شب و روز نمی‌شناسد. کسی که آرامش خود را فدای آرامش مردم می‌کند تا حقیقت پنهان نماند. خبرنگار، صدای بی‌صدای مردم است؛ بی‌ادعا، بی‌چشمداشت و صادق.

در میان این انسان‌های شریف، نام‌هایی هستند که عمرشان را پای قلم گذاشته‌اند؛ یکی از آن نام‌ها در ایلام، استاد ابختی سنجابی است. مردی که سال‌ها از جوانی‌اش را در مطبوعات، در مسیر خدمت به مردم و نظام مقدس، بی‌وقفه صرف کرد. کسی که برای نوشتن درد مردم، شب تا صبح بیدار ماند، اما امروز خودش دردی دارد که گویا کمتر کسی صدایش را می‌شنود.
استاد ابختی سنجابی، مدتی‌ست با بیماری سختی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ بیماری‌ای که حتی به از دست دادن یک پای ایشان انجامیده است. خبرنگاری که عمرش را صرف بازتاب مشکلات مردم کرد، امروز خودش گرفتار مشکل است؛ آن هم نه مشکل کوچک، بلکه رنج جسمی، روحی و فشارهای درمان و هزینه‌های سنگین رفت‌وآمد به تهران.
سؤال صریح و بی‌پرده اینجاست:
مسئولان استان ایلام کجا هستند؟
همان‌هایی که در جلسات و سخنرانی‌ها از «رسانه»، «خبرنگار» و «آزادی بیان» دم می‌زنند، امروز چرا حتی یک احوال‌پرسی ساده از این خبرنگار باسابقه نکرده‌اند؟
آیا جز نماینده محترم ولی‌فقیه در استان ایلام، که با پیگیری و سرکشی‌های مداوم همواره قوت قلب این استاد بوده‌اند، کسی از مدیریت ارشد استان یا مدیران دستگاه‌ها، سراغی از ایشان گرفته است؟
آیا انصاف است خبرنگاری که سال‌ها بدون هیچ چشمداشتی کنار مردم ایستاد، امروز در اوج بیماری و گرفتاری مالی، تنها بماند؟
آیا قدردانی از خبرنگار فقط برای روز خبرنگار و پشت تریبون است؟
آیا ارزش قلم فقط تا زمانی‌ست که به کار مدیران می‌آید؟
این سکوت، این بی‌تفاوتی، دردناک‌تر از خود بیماری است.
ایلام، استانی که مدیون قلم‌های صادق است، نباید خبرنگارانش را این‌گونه تنها بگذارد.
امروز مطالبه ما روشن است:
قدردانی واقعی، نه شعاری. حمایت عملی، نه وعده‌های توخالی.
اگر مسئولان ما قدردان خدمتگزاران بی‌ادعای این جامعه نباشند، فردا هیچ قلمی با دل و جان برای مردم نخواهد نوشت.
ابختی سنجابی، فقط یک خبرنگار نیست؛
او آینه وجدان رسانه‌ای ایلام است.
فراموش کردن او، فراموش کردن اخلاق، انسانیت و انصاف است.