آموزش مجازی؛ عادت تازه روزهای ناپایدار

ماناسپهر - تهران- دیگر کلاس‌های آنلاین صرفاً یک راه‌حل اضطراری نیستند، بلکه به بخشی از واقعیت آموزش بدل شده‌اند. این روند که از سال ۱۳۹۸ و با شیوع کرونا آغاز شد، دیگر موقتی نیست؛ بلکه به یک «عادت» در روزهای ناپایدار تبدیل شده است. آموزش مجازی، از آلودگی هوا و قطعی برق گرفته تا کمبود گاز و حالا جنگ، به شیوه‌ای پایدار برای ادامه یادگیری در بحران‌ها تبدیل شده است.

به گزارش ایرنازندگی – کلاس‌های آنلاین دیگر فقط یک راه‌حل موقت برای روزهای بحران نیستند؛ به‌تدریج به بخشی از واقعیت آموزش در ایران تبدیل شده‌اند. مسیری که از سال ۱۳۹۸ و با شیوع کرونا آغاز شد، در ابتدا واکنشی ناگهانی به تعطیلی مدارس بود و بسیاری گمان می‌کردند خیلی زود پایان می‌یابد. اما آموزش مجازی نه‌تنها ماندگار شد، بلکه کم‌کم به عادتی در روزهای ناپایدار بدل شد؛ راهی برای ادامه درس خواندن در میانه آلودگی هوا، ناترازی برق، کمبود گاز و حالا جنگ.

در این الگوی تازه، کلاس درس بیش از هر زمان دیگری به عواملی بیرون از مدرسه وابسته شده است؛ به اینترنت، کیفیت آنتن و توان مالی خانواده‌ها. سه عاملی که حالا نقش مستقیمی در امکان یادگیری دارند و می‌توانند مسیر آموزش را هر لحظه تغییر دهند. آموزش مجازی اگرچه راهی برای تداوم یادگیری است، اما هم‌زمان نابرابری‌هایی را هم آشکار کرده که پیش‌تر کمتر به چشم می‌آمدند.

بیش از سه ماه است که مدارس دوباره به‌طور کامل آنلاین شده‌اند. تصمیمی که این بار نه با کرونا، بلکه با شرایط امنیتی و جنگ اخیر گرفته شد. همین موضوع باعث شده آموزش مجازی، بیش از گذشته به عنوان یک «مدل مکمل و در حال تثبیت» در کنار آموزش حضوری دیده شود؛ مدلی که هنوز در حال تکامل است.

 

کلاس‌هایی که در ریتم تازه آموزش پیش می‌روند

برای بسیاری از معلمان، آموزش آنلاین دیگر تجربه‌ای تازه یا اضطراری نیست، بلکه بخشی از روال کاری روزانه شده است. اگر در سال‌های ابتدایی کرونا، ورود به کلاس مجازی با سردرگمی همراه بود، امروز معلمان با ابزارها و تجربه بیشتری وارد این فضا می‌شوند.

یک معلم پایه سوم ابتدایی از تغییر شکل کار خود می‌گوید:«در حالت عادی ما از ساعت ۷ صبح تا ۲ بعدازظهر مدرسه بودیم. حضوری، با بچه‌ها، با برنامه مشخص. الان ظاهرش اینه که کلاس‌ها شده ۳-۴ ساعته. اما واقعیت اینه که ما از صبح تا شب درگیریم؛ تدریس، آماده کردن طرح درس، جواب دادن به پیام‌ها، چک کردن تکالیف. عملاً آموزش تموم نمی‌شه. از زندگی شخصی‌مون هم خیلی وقت‌ها می‌زنیم.»

او مکثی می‌کند و بعد اضافه می‌کند:«کلاس آنلاین ساعت نداره… وسط روز تموم نمی‌شه، توی گوشی ادامه داره، توی خونه ادامه داره، حتی وقتی داری کار دیگه‌ای انجام می‌دی هنوز یه پیام، یه تکلیف، یه سوال جدید میاد.»

این همان نقطه‌ای است که تجربه معلم‌ها را از یک برنامه کاری مشخص به یک وضعیت پیوسته تبدیل کرده است؛ وضعیتی که در آن آموزش دیگر فقط در زمان کلاس اتفاق نمی‌افتد، بلکه در طول روز پخش شده است. یعنی معلم همزمان که در خانه است، باید به پیام‌های دانش‌آموزان جواب بدهد، تکالیف را بررسی کند، فایل‌ها را ببیند و گاهی همان لحظه به سوال‌ها پاسخ دهد؛ بدون اینکه مرز روشنی بین «کلاس» و «غیرکلاس» باقی بماند.

 

وقتی آموزش فقط «ارسال تکلیف» می‌شود

در سوی دیگر، برخی دانش‌آموزان تجربه متفاوتی از همین کلاس‌ها دارند؛ تجربه‌ای که بیشتر شبیه دریافت دستورالعمل است تا یادگیری.

یک دانش‌آموز پایه پنجم ابتدایی می‌گوید:«معلم ما درس رو آنلاین توضیح می‌ده و با بچه‌ها سؤال و جواب می‌کنه. اگر کسی متوجه نشه، دوباره با حوصله توضیح می‌ده. حتی بعضی وقت‌ها اگر مشکلمون حل نشه، خودش پیگیری می‌کنه؛ یا حضوری میاد مدرسه یا ما رو دعوت می‌کنه تا اشکالاتمون رو برطرف کنه.»

در مقابل، دانش‌آموز دیگری تجربه ساده‌تری را روایت می‌کند:«معلم ما بیشتر تکلیف می‌ده و درس رو با ویس می‌فرسته. بعضی وقت‌ها دقیق متوجه نمی‌شیم و مجبوریم دوباره از بقیه بپرسیم یا خودمون تمرین کنیم.»

این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که کیفیت آموزش آنلاین تا حد زیادی به شیوه تدریس، امکانات معلم و میزان ارتباط فعال او با دانش‌آموزان بستگی دارد. در واقع، آموزش مجازی در یک قالب واحد خلاصه نمی‌شود و طیفی از تجربه‌ها را در بر می‌گیرد.

 

آموزش آنلاین؛ میان دلسوزی و فرسودگی

این تفاوت‌ها فقط تفاوت روش نیست، بلکه تفاوت در میزان توان، امکانات و حتی انرژی معلم‌هاست. برخی با صرف وقت بیشتر تلاش می‌کنند ارتباط انسانی آموزش را حفظ کنند؛ برخی دیگر به دلیل شرایط زندگی یا محدودیت‌های فنی، به حداقل‌ها بسنده می‌کنند و همین دوگانگی، آرام‌آرام یک پیامد مهم‌تر را شکل می‌دهد: نابرابری آموزشی در دل آموزش آنلاین. وقتی بخشی از معلم‌ها با دلسوزی کامل آموزش را ادامه می‌دهند و بخشی دیگر به دلیل فشار سیستم ناچار به روش‌های ساده‌تر می‌شوند، نتیجه نهایی برای دانش‌آموزان یکسان نیست. همین تفاوت‌هاست که در بلندمدت می‌تواند روی کیفیت یادگیری، انگیزه دانش‌آموزان و حتی عدالت آموزشی اثر بگذارد.

 

اینترنت؛ هزینه‌ای که هر هفته تکرار می‌شود

در سوی دیگر ماجرا، خانواده‌ها با واقعیتی روبه‌رو هستند که کمتر در تصمیم‌گیری‌های آموزشی دیده می‌شود: هزینه.

یکی از والدین می‌گوید:«تقریباً هر هفته باید بسته اینترنت بخریم. چون فقط دیدن کلاس نیست؛ بچه‌ها باید فایل آپلود کنن، تکلیف بفرستن، ویدئو ببینن. اینترنت خیلی زودتر از قبل تموم میشه. حالا هزینه اینترنت هم به سبد هزینه‌های خانواده اضافه شده.»

در کنار اینترنت، مسئله دیگری هم وجود دارد: ناپایداری. حتی در پلتفرم‌هایی مثل «شاد» که برای آموزش طراحی شده‌اند و اینترنت آن در بسیاری از اپراتورها نیم‌بها یا رایگان محاسبه می‌شود، کاربران از قطعی، کندی و خروج ناگهانی از کلاس‌ها گلایه دارند.

دانش‌آموزی از پایه یازدهم می‌گوید:«وسط امتحان آنلاین یا کلاس، یک دفعه صدا قطع میشه یا از برنامه می‌پره بیرون. بعد باید دوباره وصل بشیم. بعضی وقت‌ها هم اصلاً نمی‌تونیم وارد بشیم.»

 

وقتی امتحان نزدیک است و کلاس‌ها هنوز آنلاین است

نکته مهم اینجاست که این اختلال‌ها در دوره‌ای اتفاق می‌افتد که فشار آموزشی بالاست. امتحانات نزدیک است، ارزیابی‌ها در حال انجام است و دانش‌آموز باید بیشترین تمرکز را داشته باشد.اما کلاس آنلاین، با همه مزایایش، هنوز نتوانسته ثبات کلاس حضوری را بازسازی کند. حتی برای معلم‌ها هم ارزیابی دقیق دشوارتر شده است. یکی از معلمان می‌گوید: «وقتی دانش‌آموز رو حضوری می‌بینم، می‌فهمم یاد گرفته یا نه. ولی آنلاین، خیلی چیزها پشت صفحه پنهان می‌مونه.»

 

از بحران به تجربه‌ای در حال تثبیت

اگر سال ۱۳۹۸ آغاز ناگهانی آموزش آنلاین بود، امروز این تجربه به مرحله‌ای رسیده که می‌توان آن را «در حال تثبیت» توصیف کرد. آموزش مجازی دیگر صرفاً یک جایگزین موقت نیست، بلکه بخشی از یک مدل ترکیبی در حال شکل‌گیری است؛ مدلی که میان آموزش حضوری و آنلاین در رفت‌وآمد است و به تدریج در حال پیدا کردن شکل پایدارتر خود است.

این تغییر البته هنوز در حال کامل شدن است؛ از یک‌سو نیاز جدی به تقویت زیرساخت‌های فنی و اینترنتی دارد، از سوی دیگر به حمایت‌های جدی‌تر از معلمان، دانش‌آموزان و خانواده‌ها، و همچنین به توسعه ابزارهای آموزشی کارآمدتر و پایدارتر وابسته است. تجربه این سال‌ها نشان داده که ادامه‌دار شدن آموزش آنلاین بدون این پشتوانه‌ها می‌تواند فشارها و نابرابری‌ها را بیشتر کند.

در همین چارچوب، آنچه بیش از همه احساس می‌شود، ضرورت توجه به دغدغه‌های روزمره معلمان و دانش‌آموزان است؛ از هزینه اینترنت و کیفیت دسترسی گرفته تا شیوه‌های تدریس و ارزیابی. بسیاری امیدوارند هم‌زمان با تثبیت این الگوی جدید آموزشی، تدابیری عملی و مؤثر برای کاهش این مشکلات و تقویت زیرساخت‌ها در دستور کار قرار گیرد؛ تدابیری که بتواند هم کیفیت آموزش را ارتقا دهد و هم فشار این تغییر را از دوش خانواده‌ها و معلمان کمتر کند.

در عین حال، این روند نشان می‌دهد که نظام آموزشی در حال تجربه، یادگیری و تطبیق با شرایط جدید است؛ مسیری که شاید هنوز کامل نشده، اما متوقف هم نشده است.در نهایت، کلاس‌های آنلاین نه به‌عنوان جایگزین کامل، بلکه به‌عنوان بخشی از یک مسیر جدید آموزشی در حال شکل‌گیری‌اند؛ مسیری که تلاش می‌کند آموزش را در هر شرایطی ادامه‌دار نگه دارد.