در یادداشتی برای ایرنا؛

خلیج فارس نامی نه بر آب که بر حافظه تاریخ نقش بسته؛ چرا تحریف از توپ و تانک خطرناک‌تر است؟ *دکتر محمدحسین امیرحسینی استاد دانشگاه شرق لندن

ماناسپهر - تهران- دکتر محمد حسین امیرحسینی استاد دانشگاه شرق لندن، در یادداشتی برای ایرنا نوشت: در جهان امروز ، منازعات گاهی با یک وایه شروع می شوند، حذف صفت «فارس» از نقشه خلیج فارس، تلاشی برای بریدن پیوند تاریخی ایران با تمدنی کهن و نوعی «ایرانی زدایی نمادین» است. او تاکید می کند که این نام نه بر آب که بر حافظه تاریخ نوشته شده و دفاع از آن ، دفاع از حقیقت در برابر تحریف الگوریتی و سیاسی است.

دکتر محمدحسین امیرحسینی استاد دانشگاه شرق لندن و تحلیلگر مسائل بین الملل در یادداشتی برای ایرنا نوشت: در جهان امروز منازعات تنها در میدان‌های نظامی شکل نمی‌گیرند، گاه یک واژه، یک نام یا حتی حذف یک صفت از نقشه‌ها آغازگر نزاعی عمیق‌تر است؛ خلیج فارس جایی است که تاریخ، سیاست و هویت در یک نام تلاقی پیدا می‌کنند.خلیج فارس نه فقط یک نام جغرافیایی، که حافظه تاریخی یک تمدن است.
متن کامل یادداشت:

در جهان امروز، جنگ‌ها همیشه با توپ و تانک آغاز نمی‌شوند. گاهی از یک واژه شروع می‌شوند؛ از جابه‌جا کردن یک نام روی نقشه، از حذف یک صفت تاریخی در یک اطلس، از جایگزین کردن یک اصطلاح جعلی در خبرگزاری‌ها، از عادی‌سازی تدریجی یک تحریف. خلیج فارس دقیقاً در چنین میدانی ایستاده است: نه فقط به‌عنوان یک پهنه‌ی آبی، بلکه به‌عنوان سند زنده‌ی پیوند تاریخ، جغرافیا، فرهنگ، سیاست و حافظه‌ی ایرانی.

مسئله‌ی خلیج فارس، صرفاً اختلافی لفظی بر سر یک نام جغرافیایی نیست. این نام حامل لایه‌هایی از تاریخ ایران، شبکه‌های بازرگانی، دریانوردی، امنیت منطقه‌ای، زبان نقشه‌ها، ادبیات سفرنامه‌ها، اسناد دیپلماتیک و نظام نام‌گذاری بین‌المللی است. به همین دلیل، تلاش برای حذف واژه‌ی «فارس» از این پهنه‌ی آبی، در واقع تلاشی برای بریدن رابطه‌ی تاریخی ایران با یکی از مهم‌ترین حوزه‌های تمدنی و ژئوپلیتیکی آن است.

 

۱. نام خلیج فارس؛ قدیمی‌تر از دولت‌های مدرن، پایدارتر از سیاست‌های روز

نخستین نکته‌ای که باید روشن گفت این است: «خلیج فارس» نامی تازه، سیاسی یا واکنشی نیست. این نام ریشه‌ای عمیق در جغرافیای تاریخی دارد. در منابع کلاسیک یونانی، از جمله سنت جغرافیایی منسوب به هکاتئوسِ میلِتوسی در حدود ۵۰۰ پیش از میلاد، اصطلاحی معادل Persikos Kolpos، یعنی «خلیج پارسی»، شناخته شده بود. دانشنامه‌ی ایرانیکا نیز تصریح می‌کند که جغرافی‌دانان یونانیِ دوره‌ی باستان با این نام آشنا بوده‌اند.

این نکته اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد نام خلیج فارس نه محصول دولت-ملت مدرن ایران است، نه ساخته‌ی ادبیات ملی‌گرایانه‌ی قرن بیستم. این نام از دل تجربه‌ی طولانی تمدن‌ها، راه‌های دریایی، تجارت، امپراتوری‌ها و شناخت جغرافیایی جهان باستان بیرون آمده است. در نقشه‌ها و متون کهن، درک جهان از این آبراه با ایران و پارس گره خورده بود؛ نه به‌عنوان ادعا، بلکه به‌عنوان واقعیت شناخته‌شده‌ی جغرافیایی.

از سوی دیگر، در سنت نقشه‌نگاری اروپایی نیز همین نام استمرار داشته است. آرشیوهای معتبر بریتانیایی، از جمله مجموعه‌های نقشه‌ی British Library، نمونه‌های متعددی از نقشه‌ها و چارت‌های دریایی با عنوان «Persian Gulf» را ثبت کرده‌اند؛ از جمله نقشه‌ها و چارت‌های دریایی مربوط به قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم. حتی در برخی نقشه‌های مرتبط با عمان و منطقه، عنوان «Persian Gulf» در کنار نام‌های محلی و عربی به‌کار رفته است، که نشان می‌دهد حتی زمانی که نقشه‌نگاران اروپایی در حال ثبت نام‌های عربی سواحل جنوبی بودند، نام کل پهنه‌ی آبی را «خلیج فارس» می‌دانستند.

بنابراین، اگر کسی امروز بگوید «خلیج فارس» فقط یک نام ایرانی است، باید از او پرسید: پس چرا نقشه‌نگاران یونانی، اروپایی، بریتانیایی، هلندی، فرانسوی و نهادهای بین‌المللی برای قرن‌ها همین نام را به کار برده‌اند؟

 

۲. جغرافیا چگونه حافظه می‌سازد؟

نام‌های جغرافیایی فقط ابزار آدرس‌دهی نیستند. آن‌ها حامل حافظه‌اند. وقتی می‌گوییم «دریای مدیترانه»، «اقیانوس هند»، «کانال سوئز» یا «خلیج فارس»، در واقع از فشرده‌شده‌ی تاریخ صحبت می‌کنیم. هر نام، یک روایت تاریخی را در خود نگه می‌دارد.

خلیج فارس از دیرباز بخشی از حوزه‌ی تمدنی ایران بوده است؛ نه به این معنا که همه‌ی ساکنان پیرامون آن ایرانی بوده‌اند یا فرهنگ‌های دیگر در آن حضور نداشته‌اند، بلکه به این معنا که نام، کارکرد، مسیرهای تجاری، بنادر، امنیت دریایی و تخیل سیاسی این پهنه برای مدت‌های طولانی با ایران پیوند داشته است. هویت این منطقه، هویتی چندلایه است؛ اما ستون تاریخی و نام رسمی آن «فارس» بوده و هست.

اینجا باید از یک خطای رایج پرهیز کرد. دفاع از نام خلیج فارس به معنای نفی حضور تاریخی اعراب، هندی‌ها، آفریقایی‌ها یا اروپایی‌ها در این پهنه نیست. خلیج فارس همواره محل رفت‌وآمد فرهنگ‌ها، زبان‌ها و کالاها بوده است. اما چندفرهنگی بودن یک منطقه، مجوز تحریف نام تاریخی آن نیست. همان‌گونه که حضور اقوام و ملت‌های گوناگون در مدیترانه باعث نشده نام تاریخی آن را تغییر دهند، حضور ملت‌های مختلف در پیرامون خلیج فارس نیز دلیلی برای حذف نام فارس نیست.

 

۳. تحریف نام؛ از نقشه تا سیاست

تلاش برای تغییر نام خلیج فارس عمدتاً پدیده‌ای متأخر است. در دوره‌ی پس از جنگ جهانی دوم، به‌ویژه با رشد ناسیونالیسم عربی، رقابت‌های ژئوپلیتیکی منطقه، خروج تدریجی بریتانیا از شرق سوئز و افزایش اهمیت نفت، برخی جریان‌های سیاسی کوشیدند اصطلاحات جایگزین را وارد ادبیات رسمی و رسانه‌ای کنند. این تلاش‌ها بیش از آنکه بر اسناد تاریخی تکیه داشته باشند، از رقابت سیاسی و هویت‌سازی جدید منطقه‌ای تغذیه می‌کردند.

اهمیت ماجرا در این است که تحریف نام خلیج فارس معمولاً نه با یک اعلامیه‌ی رسمی بزرگ، بلکه با تکرارهای کوچک و تدریجی پیش می‌رود: یک رسانه از واژه‌ی مبهم «خلیج» استفاده می‌کند؛ یک پلتفرم دیجیتال نامی دوگانه نشان می‌دهد؛ یک مقام سیاسی در سخنرانی غیررسمی اصطلاحی تازه را به کار می‌برد؛ یک نقشه‌ی تجاری، برای رضایت بازار منطقه‌ای، واژه‌ی تاریخی را حذف می‌کند. اینجاست که جغرافیا تبدیل به میدان جنگ نرم می‌شود.

نمونه‌ی قابل‌توجه آن، مسئله‌ی National Geographic در سال ۲۰۰۴ بود. در آن زمان، استفاده از نام جایگزین در کنار «Persian Gulf» با اعتراض گسترده ایرانیان روبه‌رو شد و ایران نیز واکنش رسمی نشان داد. گزارش‌های همان دوره نشان می‌دهد که دولت ایران فروش نشریات National Geographic را تا اصلاح آن نام‌گذاری محدود کرد. این اتفاق نشان داد که مسئله فقط حساسیت احساسی نیست؛ بلکه موضوعی مرتبط با استانداردهای علمی، نقشه‌نگاری و اعتبار تاریخی است.

 

۴. سازمان ملل و نام رسمی: «Persian Gulf»

در سطح بین‌المللی نیز نام «Persian Gulf» جایگاه مستند دارد. دستورالعمل رسمی سازمان ملل درباره‌ی کاربرد اصطلاح «Persian Gulf» تصریح می‌کند که در اسناد سازمان ملل، برای این پهنه‌ی آبی از عبارت کامل «Persian Gulf» استفاده می‌شود. همچنین در منابع گروه کارشناسان نام‌های جغرافیایی سازمان ملل، اسناد مربوط به اعتبار تاریخی، جغرافیایی و حقوقی نام خلیج فارس ثبت شده است.

در نظام نام‌گذاری جغرافیایی آمریکا نیز موضوع جالب است. هیئت نام‌های جغرافیایی ایالات متحده، یعنی U.S. Board on Geographic Names، در سندی تصریح کرده است که نام استاندارد و مورد تأیید برای کاربرد رسمی دولت آمریکا همچنان «Persian Gulf» است. همان سند می‌گوید که در سال ۱۹۹۳، کمیته‌ی نام‌های خارجی این نهاد پیشنهاد تغییر نام از «Persian Gulf» به «Arabian Gulf» را رد کرده است. این نکته بسیار مهم است، زیرا نشان می‌دهد حتی در درون ساختار رسمی آمریکا، علی‌رغم ملاحظات نظامی و سیاسی در منطقه، استاندارد جغرافیایی رسمی همچنان خلیج فارس بوده است.

از منظر هیدروگرافی نیز، پایگاه Marine Regions نام «Persian Gulf» را با ارجاع به نسخه‌ی سوم Limits of Oceans and Seas سازمان بین‌المللی هیدروگرافی ثبت کرده است. این‌ها نشان می‌دهد که دفاع از نام خلیج فارس، دفاعی صرفاً احساسی یا ملی نیست؛ پشتوانه‌ی حقوقی، نقشه‌نگارانه و نهادی دارد.

 

۵. چرا حذف «فارس» مهم است؟

ممکن است برخی بگویند: «نام چه اهمیتی دارد؟ مهم واقعیت سیاسی و اقتصادی امروز است.» پاسخ این است که در سیاست جهانی، نام‌ها خود بخشی از واقعیت‌اند. نام‌گذاری یعنی مالکیت نمادین. وقتی نامی از نقشه حذف می‌شود، بخشی از حافظه‌ی تاریخی نیز آرام‌آرام از ذهن عمومی پاک می‌شود.

حذف واژه‌ی «فارس» از خلیج فارس سه پیامد دارد.

نخست، پیوند تاریخی ایران با جنوب خود را کم‌رنگ می‌کند. ایران فقط کشوری فلاتی نیست؛ ایران تاریخی، دریایی هم بوده است. بنادر، جزایر، تجارت دریایی، مسیرهای هند و شرق آفریقا، و امنیت تنگه‌ی هرمز، همه بخشی از هویت تاریخی ایران‌اند.

دوم، تحریف نام، الگوی خطرناکی در نظام بین‌المللی ایجاد می‌کند. اگر نام‌های تاریخی بر اساس ثروت نفتی، فشار رسانه‌ای یا ائتلاف سیاسی قابل تغییر باشند، دیگر هیچ نام جغرافیایی از دستکاری مصون نخواهد بود.

سوم، حذف نام خلیج فارس، به نوعی پاک‌سازی نمادین است؛ نوعی ایرانی‌زدایی از حافظه‌ی منطقه. این ایرانی‌زدایی الزاماً همیشه آشکار و تهاجمی نیست. گاهی با واژه‌های ظاهراً بی‌طرف مثل «The Gulf» انجام می‌شود؛ واژه‌ای که شاید در نگاه اول حساسیت‌زا نباشد، اما در عمل می‌تواند مرحله‌ی میانی حذف نام تاریخی باشد.

 

۶. خلیج فارس و مسئله‌ی غرب؛ از دانش تا منفعت

در برخورد غرب با خلیج فارس نوعی دوگانگی دیده می‌شود. از یک سو، اسناد علمی، نقشه‌های تاریخی و نهادهای رسمی غربی برای قرن‌ها از «Persian Gulf» استفاده کرده‌اند. از سوی دیگر، در برخی مقاطع سیاسی، رسانه‌ای و نظامی، به‌ویژه به دلیل روابط راهبردی با دولت‌های عربی حوزه‌ی خلیج فارس، اصطلاحات جایگزین یا مبهم رواج داده شده‌اند.

این دوگانگی را باید دقیق دید. غربِ دانشگاهی و نقشه‌نگار، در اسناد معتبر خود غالباً نام تاریخی را حفظ کرده است. اما غربِ ژئوپلیتیک، گاهی برای منافع انرژی، امنیتی، نظامی یا تجاری، در برابر تحریف نام سکوت کرده یا آن را در قالب واژه‌های مبهم پذیرفته است. همین فاصله میان «دانش» و «قدرت» محل اصلی نقد است.

به زبان ساده، مسئله این نیست که همه‌ی غرب همیشه علیه نام خلیج فارس عمل کرده است. مسئله این است که هرجا منافع سیاسی و اقتصادی بر دقت تاریخی غلبه کرده، نام تاریخی در معرض معامله قرار گرفته است. این همان جایی است که دانشگاهیان، نویسندگان، دیپلمات‌ها و نهادهای فرهنگی باید وارد شوند و اجازه ندهند حافظه‌ی تاریخی به کالای قابل چانه‌زنی تبدیل شود.

 

۷. خلیج فارس در عصر پلتفرم‌ها؛ تحریف دیجیتال

در گذشته، نقشه روی کاغذ چاپ می‌شد و خطا یا تحریف آن آشکارتر بود. امروز، نقشه‌ها در جیب ما زندگی می‌کنند. Google Maps، Apple Maps، Wikipedia، موتورهای جست‌وجو، خبرگزاری‌ها و شبکه‌های اجتماعی، درک عمومی از جغرافیا را شکل می‌دهند. این یعنی نبرد نام‌ها وارد مرحله‌ای تازه شده است: مرحله‌ی الگوریتمی.

در این جهان جدید، اگر یک پلتفرم برای کاربران یک کشور یک نام را نشان دهد و برای کاربران کشور دیگر نامی متفاوت، عملاً جغرافیا را شخصی‌سازی و سیاسی‌سازی کرده است. نمونه‌های اخیر درباره‌ی تغییرات نام‌گذاری جغرافیایی در آمریکا، مانند بحث «Gulf of America» برای خلیج مکزیک، نشان داد که حتی نام‌های جاافتاده نیز ممکن است تحت فشار تصمیمات سیاسی و سازوکارهای پلتفرمی به چالش کشیده شوند. گزارش‌ها نشان دادند که برخی پلتفرم‌ها نام خلیج مکزیک را برای کاربران آمریکایی مطابق تصمیم دولت آمریکا تغییر دادند، در حالی که برای کاربران دیگر مناطق، نمایش متفاوتی داشتند.

این تجربه برای ایرانیان یک هشدار مهم است: اگر نام‌های جغرافیایی فقط به تصمیم پلتفرم‌ها واگذار شوند، تاریخ می‌تواند تابع بازار، سیاست و موقعیت مکانی کاربر شود. بنابراین دفاع از خلیج فارس در عصر دیجیتال، فقط دفاع از یک نام در کتاب‌های تاریخ نیست؛ دفاع از حقیقت در زیرساخت‌های داده، نقشه‌های آنلاین، پایگاه‌های دانش و هوش مصنوعی است.

 

۸. دفاع مدرن از خلیج فارس چگونه باید باشد؟

دفاع از خلیج فارس نباید فقط تکرار شعار باشد. شعار لازم است، اما کافی نیست. جهان امروز با سند، تصویر، داده، روایت و زبان بین‌المللی قانع می‌شود. بنابراین دفاع مؤثر از نام خلیج فارس باید چند ویژگی داشته باشد.

اول، باید مستند باشد. هر سخنرانی، مقاله، فیلم کوتاه، پست شبکه اجتماعی یا محتوای آموزشی درباره‌ی خلیج فارس باید به نقشه‌ها، اسناد سازمان ملل، منابع دانشگاهی و آرشیوهای معتبر ارجاع دهد.

دوم، باید زبان جهانی داشته باشد. وقتی با مخاطب بین‌المللی سخن می‌گوییم، نباید فقط از احساس ملی حرف بزنیم؛ باید نشان دهیم که نام «Persian Gulf» بخشی از نظم علمی نام‌گذاری جغرافیایی است.

سوم، باید از هنر و رسانه استفاده کند. خلیج فارس فقط موضوع کتابخانه‌ها نیست؛ می‌تواند موضوع مستند، انیمیشن، نقشه‌ی تعاملی، نمایشگاه دیجیتال، پادکست، روایت تصویری و حتی تجربه‌های واقعیت مجازی باشد.

چهارم، باید از دام نفرت‌پراکنی دور بماند. دفاع از خلیج فارس نباید به ضدیت با ملت‌های عرب تبدیل شود. مشکل اصلی، تحریف تاریخی و سوءاستفاده سیاسی است، نه همسایگان عرب به‌عنوان مردم و فرهنگ. اتفاقاً ایران و جهان عرب، قرن‌ها در همین پهنه با هم تجارت، ارتباط و همزیستی داشته‌اند. دفاع هوشمندانه از خلیج فارس یعنی دفاع از حقیقت تاریخی، بدون تولید خصومت قومی.

 

۹. خلیج فارس؛ هویت ایرانی و مسئولیت جهانی

خلیج فارس برای ایرانیان فقط آب نیست؛ آینه است. آینه‌ای که نشان می‌دهد ایران هم خشکی است، هم دریا؛ هم کوه است، هم بندر؛ هم شاهنامه است، هم نقشه‌ی دریایی؛ هم حافظه‌ی باستان است، هم مسئله‌ی امنیت انرژی امروز.

این پهنه‌ی آبی، یکی از گره‌گاه‌های اصلی جهان معاصر است. بخش مهمی از انرژی جهان از مسیر خلیج فارس و تنگه‌ی هرمز عبور می‌کند. اما اهمیت خلیج فارس فقط اقتصادی یا نظامی نیست. اگر آن را فقط از منظر نفت، ناوگان‌های نظامی، بازار انرژی و بحران‌های منطقه‌ای ببینیم، بخشی از حقیقت را از دست داده‌ایم. خلیج فارس پیش از آنکه موضوع ژئوپلیتیک امروز باشد، یک فضای تمدنی کهن است.

در این معنا، خلیج فارس یک «نام» نیست؛ یک سند است. سندی که بر نقشه‌ها مانده، در متون کلاسیک آمده، در آرشیوهای جهانی ثبت شده، در سازمان ملل به رسمیت شناخته شده و در حافظه‌ی ایرانیان زنده است. تحریف این نام، مانند برداشتن امضا از پای یک سند تاریخی است.

 

۱۰. نتیجه‌گیری: نام‌ها را باید زنده نگه داشت

در پایان باید گفت که خلیج فارس نه با هیاهو فارس شده و نه با هیاهو چیز دیگری خواهد شد. این نام از دل قرن‌ها تاریخ، جغرافیا، دانش و تجربه بیرون آمده است. اما ماندگاری نام‌های تاریخی خودبه‌خود تضمین نمی‌شود. اگر نسل‌ها از آن‌ها مراقبت نکنند، اگر دانشگاه‌ها درباره‌ی آن‌ها پژوهش نکنند، اگر رسانه‌ها آن‌ها را درست به کار نبرند، اگر نقشه‌ها و پلتفرم‌ها زیر فشار سیاست تغییر کنند، حتی روشن‌ترین حقیقت‌ها نیز می‌توانند در غبار تکرارهای غلط پنهان شوند.

بنابراین، مسئولیت امروز ما دوگانه است: از یک سو باید با آرامش، دقت و استناد از نام خلیج فارس دفاع کنیم؛ از سوی دیگر باید این دفاع را از سطح واکنش احساسی به سطح تولید دانش، تولید روایت و تولید محتوای جهانی ارتقا دهیم.

خلیج فارس متعلق به گذشته نیست؛ مسئله‌ی امروز و فرداست. هر بار که این نام را درست به کار می‌بریم، فقط از یک واژه دفاع نمی‌کنیم؛ از پیوستگی تاریخ و حقیقت دفاع می‌کنیم. خلیج فارس نامی است که بر آب نوشته نشده باشد تا موجی آن را پاک کند؛ بر حافظه‌ی تاریخ نوشته شده است.