موحدیان، کارشناس روابط بین‌الملل:

ایستادن در کنار وطن، فارغ از مرز میان «من» و «ما»

ماناسپهر - تهران- در اوج تهدیدات خارجی، ایران نیازمند حرکتی یکپارچه و راهبردی است. سه محور کلیدی امنیت ملی به عنوان خط قرمز مشترک، تبدیل همبستگی از شعار به شبکه‌های عملیاتی و بهره‌گیری از فرصت نوروز برای بازآفرینی وفاق ملی به عنوان نقشه راهی فوری و عملی برای عبور از بحران و تضمین پیروزی ملت ایران است.

در دنیای پرآشوب امروز، جایی که سایه‌ جنگ و تهدیدات خارجی بر سر ملت‌ها سنگینی می‌کند، مفهوم همبستگی ملی نه تنها یک شعار، بلکه ضرورتی حیاتی برای بقا و پیشرفت است. در شرایطی که قدرت‌های بزرگ جهانی، منافع خود را در تقابل با منافع دیگر ملت‌ها جستجو می‌کنند، انسجام داخلی یک کشور به مثابه سپری پولادین در برابر فشارهای خارجی عمل می‌کند. در همین راستا، برای واکاوی ابعاد مختلف همبستگی ملی در پرتو تنش‌های ایران و رژیم صهیونی- آمریکایی و بررسی راهکارهای عملی برای تقویت این انسجام با «احسان موحدیان» کارشناس حوزه روابط بین‌الملل به گفت‌وگو نشستیم. در این گفت‌وگو به نقش حاکمیت، مردم و نخبگان در ایجاد و حفظ همبستگی، اهمیت تبدیل شعارها به اقدامات عملی و همچنین ظرفیت‌های فرهنگی و آیینی کشورمان به ویژه آیین نوروز در تقویت وفاق ملی پرداخته شده است.

معنای ایستادن در کنار وطن در زمان تهدید خارجی

ایرنا: امروز برای ایران چه باید کرد؟ و از نگاه شما وطن و خاک چه اهمیتی دارد و فارغ از هر اندیشه و دیدگاه، چگونه باید در کنار وطن ایستاد؟

موحدیان: ایران، تنها سرزمین ما نیست و هویت جمعی، خاطرات مشترک، ریشه های فرهنگی و پیوندهای عاطفی نسل‌های متمادی از ایرانیان را دربرمی‌گیرد. اهمیت آن فراتر از مرزهای جغرافیایی است و به معنای تعلق داشتن به یک بستر تاریخی و اجتماعی مشترک است که انسان در آن معنا و زیست جمعی خود را می‌یابد.

ایستادن در کنار وطن، فارغ از هر اندیشه و نگاه خاص، به معنای فراتر رفتن از اختلافات سیاسی، قومیتی یا سلیقه ای برای حفظ عزت، آرامش و یکپارچگی سرزمین مشترک است. در شرایطی که کشوری با تهدید یا تجاوز خارجی مواجه می‌شود، معنای «ایستادن در کنار وطن» عینی‌تر و فوری تر می‌شود. این وفاداری را می توان با رعایت این نکات نشان داد:

۱. مسئولیت‌پذیری مدنی: ترک انفعال و ایجاد آمادگی همه‌جانبه

در برابر تجاوز، مسئولیت‌پذیری تنها به معنای حضور در صحنه‌های نظامی نیست؛ بلکه شامل حفظ آرامش اجتماعی، پرهیز از انتشار شایعاتی که وحدت ملی را خدشه‌دار می‌کند، تقویت سرمایه‌های اجتماعی و آمادگی برای پشتیبانی از ساختارهای دفاعی و امدادی کشور است. هر شهروند با حضور در راهپیمایی ها و گردهمایی های مدنی در دفاع از جمهوری اسلامی ایران، مدیریت مصرف منابع، همکاری در شرایط اضطراری و تقویت تاب‌آوری عمومی، نقش یک پشتیبان غیرخنثی و مسئول را ایفا می‌کند.

۲. حفظ همبستگی: حصار مستحکم در برابر شکاف‌افکنی دشمن صهیونی- امریکایی

تهاجم خارجی اغلب با هدفِ ایجاد تفرقه و بزرگ‌نمایی اختلافات داخلی طراحی می‌شود. در چنین شرایطی، ایستادن در کنار وطن یعنی هوشیاری در برابر هرگونه روایتِ قطبی‌کننده و جعلی که دشمن را به هدفش نزدیک کند. همبستگی ملی، فارغ از هر جناح و نگاه، به معنای اولویت دادن به امنیت و تمامیت ارضی کشور بر هر منافع گروهی است.

۳. خدمت بی‌چشم‌داشت: جبهه‌ای گسترده‌تر از میدان نبرد

در شرایط تجاوز، خدمت به کشور مرزهای شغلی و موقعیت‌های فردی را درمی‌نوردد. از پزشک و پرستاری که در بحران حضور بی‌وقفه دارد تا مهندسی که زیرساخت‌های حیاتی را حفظ می‌کند، از معلمی که امید و آرامش را به نسل آینده منتقل می‌کند تا نیروی امدادی که جان خود را برای نجات دیگران به خطر می‌اندازد، همه مصداق «ایستادن در کنار وطن» بدون منت و بدون چشم‌داشت سیاسی هستند. این فداکاری ها چراغ راه آینده است و دشمنان تمامیت ارضی و استقلال ایران را ناامید می کند.

۴. پاسداشت میراث ۷۰۰۰ ساله ایرانی: دفاع از هویت در برابر تهاجم ترکیبی

تجاوز تنها نظامی نیست؛ آمریکا و رژیم صهیونیستی همواره بر تهاجم فرهنگی، تحریف تاریخ و کمرنگ‌کردن هویت ملی ایران نیز تمرکز داشته‌اند و در سال‌های اخیر با وقاحت از ضرورت تجزیه ایران گفته‌اند و در جنگ اخیر حتی به موزه‌ها و میراث فرهنگی ایران حمله کرده‌اند. پاسداشت از میراث ایرانی یعنی حفظ زبان فارسی به عنوان گفتمان مشترک، پاسداری از نمادهای ملی و مذهبی که پیونددهنده اقوام مختلف هستند، و انتقال روایتی اصیل از مقاومت و تمدن این سرزمین به نسل‌های آینده. این نوع ایستادن، مرزهای نرم و فرهنگی کشور را هم در برابر تحریف هویتی و تمدنی مصون می‌دارد.

در مجموع، در مواجهه با تجاوز، ایستادن در کنار وطن یک انتخابِ فعال و چندلایه است که از تقویت انسجام داخلی تا دفاع از حافظه و هویت تاریخی را شامل می‌شود؛ جایی که مرز میان «من» و «ما» از میان برمی‌خیزد و کشور به مثابه خانه‌ای مشترک، فارغ از هر اندیشه و نگاه، در اولویت اول قرار می‌گیرد.

سهم مردم در تقویت روحیه مدافعان و انسجام ملی

ایرنا: همبستگی در شرایط بحران چه کمکی به مردم می کند و دقیقاً چه معنایی دارد؟

موحدیان: همبستگی در شرایط بحرانی و جنگ، فراتر از یک شعار اخلاقی به یکی از مؤثرترین و تعیین‌کننده‌ترین عوامل برای بقا، تاب‌آوری و پیروزی نهایی تبدیل می‌شود. اگر این همبستگی که در قالب همراهی و همدلی و تظاهرات و … متبلور شده نبود ایران در عرض سه هفته جنگ نمی توانست تا بدان حد به متجاوزان آسیب بزند که آنها دربه‌در به دنبال مذاکره و آتش‌بس باشند.

در موقعیت‌های دشوار جنگی، همبستگی به معنای واقعی یک «جان پناه جمعی» است و هم عامل بازدارنده‌ای که هزینه تهاجم را برای دشمن چندبرابر می‌کند و او را به شکست می کشاند.

برای افزایش همبستگی در بحران و جنگ باید:

۱. افزایش تاب‌آوری اجتماعی و روانی را جدی گرفت‌: جامعه‌ای که در آن اعتماد، همیاری و انسجام وجود دارد، فشار روانی جنگ را بسیار بهتر تحمل می‌کند. همبستگی باعث می‌شود مردم احساس تنهایی نکنند؛ استرس و اضطراب جمعی کاهش یابد و امید به آینده، حتی در سخت‌ترین شرایط، زنده بماند.

۲. تلاش برای کاهش آسیب‌پذیری و مدیریت بهینه منابع: در جنگ، زیرساخت‌ها و خدمات عمومی ممکن است مختل شوند. همبستگی از طریق همکاری‌های محلی (مانند پشتیبانی همسایه‌ها از یکدیگر، راه‌اندازی آشپزخانه‌های مردمی، اهدای خون، چابک سازی و سیال سازی ادارات و کمک به آوارگان و…) خلأهای ناشی از بحران را پر می‌کند و از هدررفت منابع جلوگیری می‌نماید.

۳. تقویت روحیه و انسجام نیروهای مدافع: وقتی مردم از نیروهای مسلح و مدافعان میهن خود حمایت همه‌جانبه داشته باشند، انگیزه و روحیه آنان به شدت افزایش می‌یابد. همچنین همبستگی، صحنه جنگ را از یک میدان نظامی به یک جبهه ملی تبدیل می‌کند که در آن هر شهروند به نوعی نقش‌آفرین است. شبکه‌های اجتماعی عرصه‌ای مناسب بدین منظور است.

۴. خنثی‌سازی جنگ روانی و شکاف‌افکنی دشمن: یکی از اهداف اصلی دشمن در جنگ، ایجاد تفرقه، ناامیدی و بزرگ‌نمایی اختلافات داخلی است. همبستگی ملی قوی‌ترین سپر در برابر این تهاجم روانی است. جامعه‌ای که متحد ایستاده باشد، روایت‌های دشمن را بی‌اثر می‌کند و از درون فرو نمی‌پاشد.

۵. افزایش قدرت چانه‌زنی و بازدارندگی: در عرصه بین‌الملل، یکپارچگی و همبستگی ملی نشانه‌ای از هزینه‌زایی بالای تجاوز برای مهاجم است. این انسجام، بازدارندگی کشور را بالا می‌برد و امکان فشار سیاسی و دیپلماتیک را نیز تقویت می‌کند تا جنگ فعلی تا نقطه اثر یعنی تنبیه متجاوز و کسب تضمین هایی برای عدم تکرار جنگ ادامه یابد.

همبستگی در چنین شرایطی باعث بازتعریف هویت جمعی می شود، همبستگی در بحران، یادآور این حقیقت است که «ما» ی ملی از «من» های فردی قوی‌تر است. در این معنا، تفاوت‌های قومی، زبانی، سیاسی یا طبقاتی در برابر تهدید مشترک به حاشیه می‌روند و هویت ملی به چتری فراگیر تبدیل می‌شود.

همبستگی یعنی هر فرد خود را نسبت به سرنوشت دیگری مسئول می‌داند. در جنگ، این مسئولیت از مرز خانواده فراتر رفته و به همسایه، هم‌شهری و حتی هموطنی که هیچ‌گاه ندیده ایم، گسترش می‌یابد. این همان معنای «حیات طیبه» جمعی در سخت‌ترین آزمون‌هاست.

همبستگی در بحران و جنگ، از یک سو شبکه‌ای از کمک‌های مادی، روانی و سازمان‌یافته می‌گستراند که شکاف‌های ناشی از تهدید را پر می‌کند؛ و از سوی دیگر، معنایی عمیق از تعلق، مسئولیت‌پذیری جمعی و هویت مشترک را بازآفرینی می‌نماید. در این فضا، «ایستادن در کنار وطن» از یک مفهوم انتزاعی به هزاران کنش عینی و روزمره تبدیل می‌شود که هر یک ستونی از استحکام ملی را شکل می‌دهند که برای دهه‌ها و نسل ها پابرجا می مانند.

هویت ملی؛ ریسمانی نامرئی برای عبور از دوقطبی‌ها و اتحاد در برابر دشمن

ایرنا: با توجه به نارضایتی‌ها و دوقطبی‌های گسترده در جامعه، مردم چگونه می‌توانند در این شرایط کنار هم بایستند؟

موحدیان: وجود نارضایتی‌ها و دوگانگی‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی یا بین نسلی در درون یک جامعه، امری طبیعی و حتی در بسیاری از موارد می‌تواند زمینه‌ساز پویایی باشد. اما چالش اصلی زمانی شکل می‌گیرد که این اختلاف‌ها به نقطه‌ای برسند که انسجام ملی را در برابر تهدیدات خارجی به خصوص در شرایط جنگی تضعیف کنند.

در شرایطی که جامعه با تهدیدات خارجی (مانند تجاوز یا جنگ روانی رسانه‌ای) مواجه است، ایستادن در کنار هم به معنای نفی اختلافات یا نادیده گرفتن نارضایتی‌ها نیست، بلکه به معنای مدیریت هوشمندانه تفاوت‌ها و اولویت‌بندی آنها به نفع منافع ملی است. در ادامه چند مسیر عملی برای تحقق این همبستگی پیچیده اما ممکن را بررسی می‌کنیم:

۱. تفکیک «تهدید خارجی» از «نقد داخلی»

اولین گام، تشخیص این است که امنیت و تمامیت ارضی کشور، خط قرمز مشترک همه است. می‌توان نسبت به سیاست‌های داخلی نقد داشت اما در لحظه رویارویی با تهدید خارجی، اولویت با حفظ امنیت ملی است. این تفکیک به مردم اجازه می‌دهد بدون آنکه از مطالبات خود دست بکشند، در برابر دشمن مشترک متحد شوند.

۲. تمرکز بر «اقدامات مشترک غیرسیاسی»

همبستگی همیشه در بیانیه‌های سیاسی شکل نمی‌گیرد، بلکه در میدان‌های عملی که نیاز به مشارکت جمعی دارد، جان می‌گیرد. فعالیت‌هایی مثل: کمک‌رسانی به آسیب‌دیدگان جنگ بدون نگاه به گرایش‌های سیاسی، حمایت از خانواده‌های نیازمند در مناطق محروم یا مرزی که در خطر تجاوز خارجی و سواستفاده تجزیه طلبان هستند، مشارکت در پویش‌های ملی مانند اهدای خون، همیاری در بحران‌ها و… اقداماتی است که بدون اینکه کسی را به تغییر باورهایش وادار کند، شبکه‌ای از اعتماد و همکاری میان شهروندان ایجاد می‌کند.

۳. تقویت روایت‌های فراگیر و هویت‌بخش

در شرایط دوقطبی، هر جناح ممکن است سعی کند «وطن‌دوستی» را به نفع خود مصادره کند. همبستگی پایدار زمانی شکل می‌گیرد که روایت‌های ملی براساس اشتراکات تاریخی، فرهنگی و تمدنی بازتعریف شوند. تأکید بر میراث مشترک (شاعران و ادبای بزرگ، آیین‌های ملی، افتخارات علمی و ورزشی) می‌تواند فضایی ایجاد کند که افراد با هر نگاهی خود را جزئی از یک کل بدانند.

۴. نقش میانجی‌های طبیعی جامعه: در هر جامعه‌ای، گروه‌ها و افرادی هستند که به دلیل اعتبار علمی، فرهنگی یا مذهبی می‌توانند پل‌های ارتباطی بین گروه‌های مختلف ایجاد کنند. فعال‌سازی نقش این میانجی‌ها (از پیشکسوتان تا هنرمندان متعهد و کنشگران مدنی فراجناحی) برای کاهش تنش‌ها و تأکید بر اولویت‌های مشترک، یکی از کارآمدترین ابزارهای همبستگی است.

۵. پرهیز از بزرگ‌نمایی اختلافات و دامن نزدن به شکاف‌ها

در شرایط بحرانی، هرگونه بزرگ‌نمایی اختلافات توسط رسانه‌ها یا افراد تأثیرگذار، عملاً به نفع دشمن عمل می‌کند. همبستگی ایجاب می‌کند که حتی در اوج اختلافات، از زبان و رفتاری که دیگری را «خارج از دایرهٔ ملی» معرفی کند پرهیز شود. حفظ احترام به دیدگاه‌های مخالف در عین دفاع از موضع خود، یکی از نشانه‌های بلوغ جمعی است.

۶. بازتعریف همبستگی به مثابه «انتخابی هوشمندانه»

همبستگی در چنین شرایطی نه یک احساس رمانتیک و زودگذر، بلکه یک محاسبه عقلانی و دیرپا است. مردم ایران با تجربه تاریخی خود می‌دانند که تفرقه‌افکنی و فروپاشی انسجام ملی، بزرگ‌ترین هدیه به متجاوز است. بنابراین ایستادن در کنار هم، فارغ از هر نگاه، نوعی سرمایه‌گذاری برای حفظ حداقل‌های امنیت و بقای کشور است که در نهایت به نفع همه گروه‌ها و سلایق تمام می‌شود.

مردم ایران در شرایط کنونی می‌توانند با پذیرش این اصل که «تفاوت در نگاه به راه، نباید ما را از حفظ خانه مشترک غافل کند»، همبستگی را در میدان عمل معنا کنند. این همبستگی نه به معنای نادیده گرفتن نارضایتی‌ها، بلکه به معنای اولویت‌بندی هوشمندانه و کنار گذاشتن تقابل‌های فلج‌کننده در لحظات حساس است. تجربه تاریخی ایران نشان داده که این ملت در بحران‌های بزرگ، بارها توانسته از دل اختلافات، وحدتی پویا و کارآمد بیافرینَد و دشمن همیشه همین وحدت را هدف قرار داده است.

نخبگان، سکان‌داران وحدت در طوفان بحران

ایرنا: با توجه به تحرکات و زمزمه‌های موجود، وقوع تنش و درگیری داخلی بین مردم در شرایط کنونی را چقدر محتمل می دانید و مردم و نخبگان در این شرایط به چه نکاتی باید توجه کنند؟

موحدیان: ارزیابی دقیق احتمال وقوع تنش داخلی، به دلیل پیچیدگی عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، روانی و فرهنگی کار دشواری است. آنچه مسلم است، تجربه تاریخی ایران نشان داده که در مواجهه با تهدیدات تمامیت‌خواهانه خارجی، معمولاً عقلانیت جمعی و منافع ملی بر اختلافات سلیقه‌ای غلبه کرده و همین حس عقلانیت و همبستگی عامل تداوم ۷۰۰۰ ساله ایران در برابر تهاجمات مختلف شده است. از همین روست که مردم شمالی ترین نقاط ایران برای دانش آموزان شهید شهر میناب در جنوبی ترین نقطه کشور سوگواری می کنند، آن هم در شرایطی که بعید است اکثریت آنها در عمر خود به این شهر کوچک سفر کرده باشند.

با این حال، نمی‌توان نقش «جنگ روانی» و «عملیات‌ ترکیبی» دشمن برای بزرگ‌نمایی شکاف‌ها و القای ناامیدی را نادیده گرفت. در چنین فضایی، هوشیاری و مسئولیت‌پذیری کنشگران اجتماعی تعیین‌کننده است.

مردم و نخبگان در شرایط کنونی برای اجتناب از تنش و درگیری باید به نکات زیر توجه کنند:

تقویت «سواد رسانه‌ای» و تشخیص جنگ روانی

دشمنان وحدت ملی، از طریق انتشار شایعات، دروغ های بزرگ، روایت‌های قطبی‌کننده و بزرگ‌نمایی مشکلات، به دنبال تبدیل اختلاف نظر به تقابل اجتماعی هستند. مردم باید بدانند که هر محتوای تحریک‌آمیزی لزوماً بازتاب واقعیت نیست؛ بسیاری از این روایت‌ها با هدف ایجاد انفعال یا درگیری و تشدید دو قطبی طراحی می‌شوند. پرسش از منبع خبر، تأمل در روند و پیامد انتشار هر خبر و عدم مشارکت در چرخه نشر شایعات، یک مسئولیت شهروندی است.

تفکیک «نقد» از «تضعیف»

نقد، حق مسلم هر شهروند و نشانه پویایی جامعه است. اما در شرایط بحران خارجی، باید مرز میان نقد سازنده و رفتاری که به تضعیف همبستگی ملی منجر می‌شود، تشخیص داده شود. نقد باید با هدف اصلاح باشد، نه با هدف تحقیر و تخریب. هم مردم و هم نخبگان می‌توانند با انتخاب زبان مسئولانه، از تبدیل نارضایتی به شکاف غیرقابل عبور جلوگیری کنند.

پرهیز از دوقطبی‌سازی و مسئولیت تاریخی

نخبگان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در هر دو سوی طیف، مسئولیت سنگین‌تری دارند. هرگونه بیانیه، تحلیل یا موضع‌گیری در شرایط حساس، باید با سنجش پیامدهای ملی همراه باشد تا دشمن را خوشحال نکند. تأکید بر نقاط اشتراک، خودداری از اتهام‌زنی جناحی و گروهی و اولویت دادن به منافع ملی بر منافع جناحی، از انتظارات اساسی از نخبگان در چنین برهه‌ای است.

تمرکز بر کنش‌های عینی اثبات کننده همبستگی

همبستگی زمانی معنا می‌یابد که از حرف به عمل تبدیل شود. مردم می‌توانند با حضور در عرصه‌های کمک‌رسانی، حضور در تظاهرات حمایت از نظام، حمایت از آسیب‌پذیران، پرهیز از مصرف گرایی غیرضروری در شرایط تحریم و تقویت اقتصاد خانواده، «همبستگی عملی» را نشان دهند. این کنش‌ها فارغ از هر نگاه سیاسی، انسجام اجتماعی را از کف خیابان تا نهادهای رسمی بازتولید می‌کند.

اعتماد به ظرفیت‌های تاریخی و فرهنگی ایران

ایران دارای سرمایه عظیم تاریخی و فرهنگی است که بارها باعث شده این سرزمین از دل بحران‌ها عبور کند. یادآوری این حقیقت که «ما از این نوع چالش‌ها بارها گذر کرده‌ایم»، می‌تواند از ناامیدی جمعی جلوگیری کند. ملتی با پیشینه تمدنی چندین هزارساله، ظرفیت آن را دارد که بدون فروپاشی انسجام، از پیچ‌های تاریخی عبور کند.

اولویت‌بندی منافع ملی در لحظات بحرانی

در شرایطی که مرزهای کشور مورد تهدید قرار می‌گیرد، طبیعی است که هر شهروندی صرف‌نظر از دیدگاه‌هایش اولویت را به حفظ امنیت ملی بدهد. این اولویت‌بندی به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه به معنای تشخیص «زمان و مکان مناسب» برای پیگیری مطالبات است. عقلانیت جمعی اقتضا می‌کند که در لحظه رویارویی با دشمن خارجی، صف‌های وحدت بخش داخلی را مستحکم کرد.

نوروز؛ نور امیدی برای عبور از اختلافات و تقویت انسجام ملی

ایرنا: چه عواملی باعث تقویت یا تضعیف همبستگی در بحران‌ها می‌شود؟

موحدیان: در شرایط جنگی و تهدیدات خارجی، همبستگی ملی تنها با تکرار شعارهای پیشین تداوم نمی‌یابد، بلکه نیازمند نوآوری در رفتارها و بهره‌گیری از فرصت‌های فرهنگی منحصربه‌فرد است. نوروز به عنوان بزرگ‌ترین و کهن‌ترین آیین ملی ایرانیان، ظرفیتی بی‌نظیر برای بازتعریف همبستگی در عمل دارد. در ادامه به نقش‌های مکمل سه ضلع جامعه (حاکمیت، مردم، نخبگان) با رویکردی جدید و با تأکید بر پتانسیل نوروز برای گذر از بحران کنونی می‌پردازم:

۱. حاکمیت: رفتارهایی فراتر از مدیریت بحران

الف) تحقق «شفافیت در مقابله با بحران»

در شرایط جنگ، حاکمیت با ارائه گزارش‌های روشن، صادقانه و به‌موقع از وضعیت تهدیدات، خسارت‌ها و اقدامات، می‌تواند اعتماد عمومی را که مهم‌ترین سرمایه همبستگی است، تقویت کند. پنهان‌کاری یا بزرگ‌نمایی، فضای شایعه و بی‌اعتمادی را گسترش می‌دهد. در عین حال باید از افشای جزئیاتی که ممکن است مورد سواستفاده دشمن قرار بگیرد، خودداری شود و اصل محرمانگی هم مورد توجه باشد.

ب) کاهش تشریفات دست و پاگیر که منبع نارضایتی است

در شرایط سخت اقتصادی و جنگی، هرگونه تشریفات پرهزینه، سفرهای غیرضروری یا فاصله گذاری طبقاتی آشکار، می‌تواند به سرعت شکاف‌ها را عمیق کند. حاکمیت با «همراهی با زندگی مردم» (از الگوی سفرها تا نوع مراسم) به طور نمادین نشان می‌دهد که همه در یک قایق نشسته‌اند.

ج) اعلام «عفو یا تدوین سیاست مدارای ملی» در شرایط جنگی

تجربه کشورها نشان داده که در زمان وقوع بحران‌های خارجی، اعلام عفو عمومی یا کاهش چالش های قضایی برای گروه‌های مختلف (به جز در قبال مرتکبان جرایم امنیتی صریح) می‌تواند وحدت را گسترش دهد و از بزرگ‌نمایی شکاف‌ها بکاهد. این اقدام پیام روشنی دارد: «همه در برابر دشمن در یک صفیم.»

۲. مردم: خلق شبکه‌های همبستگی خودجوش

الف) ایجاد «شبکه همبستگی محله‌محور»

مردم می‌توانند به جای انتظار از نهادهای مرکزی، در سطح محله‌ها «کمیته‌های همیاری» تشکیل دهند: شناسایی خانواده‌های آسیب‌پذیر، ذخیره مایحتاج ضروری به صورت اشتراکی، برگزاری کلاس‌های آموزشی برای کودکان در شرایط بحران. این شبکه‌ها اعتماد افقی را که پایدارترین نوع همبستگی است بازتولید می‌کنند. بسیج و شورایاری ها ظرفیت قابل توجهی برای تحقق این هدف دارند که می توان آن را به کار گرفت.

ب) پویش‌های نمادین با نشانه‌های ملی

مردم می‌توانند با ابتکاراتی مانند استفاده از «سبزه نوروزی به رنگ پرچم ایران»، «روشن گذاشتن چراغ‌های سه رنگ در شب‌های بحران به نشانه همدلی»، یا «نذری‌های جمعی برای آسیب‌دیدگان جنگ» بدون هرگونه موضع‌گیری سیاسی، وحدت خود را به زبانی فراگیر نشان دهند.

ج) تغییر الگوی مصرف و سفر در نوروز

در شرایط تحریم و جنگ اقتصادی، انتخاب سفرهای داخلی کوتاه در مسیرهای نزدیک بدون شادمانی نامعقول و با رعایت سنت ها و ارزش های جوامع محلی، خرید از بازارهای محلی مناطق کمتر توسعه‌یافته و مدیریت هزینه‌های سفر، خود کنشی همبستگانه است. همچنین «مهمانی‌های جمعی» در محله‌ها به جای تجمل‌گرایی، روحیه همدلی را تقویت می‌کند. چنانچه سفره های افطاری در محله ها چنین کارکردی را در ماه رمضان داشت.

۳. نخبگان: بازسازی روایت همبستگی

الف) تولید محتوای همبستگی‌محور به جای تحلیل‌های دوقطبی و جناحی

نخبگان رسانه‌ای و دانشگاهی می‌توانند با تمرکز بر «تاریخ مقاومت ملی در نوروزهای گذشته» (مثلاً نوروزهای دوران دفاع مقدس)، روایت‌هایی بسازند که همبستگی را نه یک الزام تحمیلی، بلکه بخشی از هویت ایرانی نشان دهد.

ب) پرهیز از «تحلیل‌های آنی و شتابزده» در بحران

گاهی تحلیل‌های لحظه‌ای که بدون در نظر گرفتن پیامدهای ملی و بر مبنای شایعات تاییدنشده منتشر می‌شوند، تبدیل به محملی برای جنگ روانی دشمن می‌گردند. نخبگان با «تأمل در گفتار» و اولویت دادن به منافع ملی به جای تعداد کلیک، رفتار مسئولانه‌ای از خود نشان بدهند.

ج) ایفای نقش «پل‌سازی» بین گروه‌های مختلف

نخبگان فرهنگی و مذهبی می‌توانند در نوروز با برگزاری نشست‌های مشترک میان اقوام، مذاهب و گروه‌های مختلف سیاسی (با محوریت آیین‌های مشترک نوروزی) فضایی برای گفت‌وگوی غیرسیاسی ایجاد کنند که سرمایه اجتماعی را افزایش داده و فرصت همدلی و همراهی و کشف ظرفیت های تازه را در نبرد با دشمن آمریکایی – صهیونی فراهم کند.

۴. پتانسیل نوروز: فرصتی برای بازسازی همبستگی

نوروز به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فردش می‌تواند به «قرارگاه ملی همبستگی» تبدیل شود:

۱. همزمانی آیین‌ها در سراسر کشور:

آیین تحویل سال تا سیزده‌به‌در، آیین‌هایی که در همه ایران با اشکال مشابه برگزار می‌شوند، بستر طبیعی برای تقویت همدلی بدون ایجاد هیچ شکاف سیاسی هستند.

۲. فرصت برای «گذر از اختلافات» :

سنت دیدوبازدید، صله‌رحم و خانه‌تکانی، تمثیلی از «زدودن کدورت‌ها» و شروع دوباره است.

سفرهای نوروزی می‌توانند با هدف حمایت از مناطق آسیب‌دیده از جنگ یا مناطق مرزی کم‌برخوردار جهت‌دهی شوند. پویش‌هایی مانند «نوروز در وطن» یا «سفر به دیار مقاومت» می‌توانند رونق اقتصادی و همدلی را توأمان ایجاد کنند.

بنابراین همبستگی ملی در شرایط جنگی نیازمند ابتکار عمل از هر سه رکن حاکمیت، مردم و نخبگان است. حاکمیت با شفافیت و کاهش فاصله‌ها، مردم با شبکه‌سازی محلی و کنش‌های نمادین، و نخبگان با روایت‌سازی مسئولانه و پل‌زنی میان گروه‌ها می‌توانند سرمایه اجتماعی را به سرمایه امنیت ملی تبدیل کنند. نوروز با ظرفیت کم‌نظیر آیینی خود، بستری فراهم می‌کند که این همبستگی نه از سر اجبار، بلکه از دل خواست و فرهنگ مشترک بازآفرینی شود. ایران در تاریخ خود بارها نشان داده که در پیچ‌های حساس، از چنین فرصت‌هایی برای عبور سربلندانه و افزایش قدرت استفاده کرده است.

ایران در بزنگاه حساس: سه اقدام کلیدی برای عبور از بحران

ایرنا: حاکمیت، مردم و نخبگان چه رفتارهایی باید برای حفظ همبستگی ملی انجام دهد؟

موحدیان: امروز برای ایران، سه اقدام محوری و فوری لازم است:

۱. اولویت دادن به «امنیت ملی» به عنوان خط قرمز مشترک

همه حاکمیت، مردم، نخبگان باید تشخیص دهند که هرگونه اقدام یا گفتاری که انسجام ملی را تضعیف کند، در شرایط جنگی و تهدید خارجی، عملاً به نفع دشمن است. تفاوت‌ها به جای خود، اما در لحظه بحران، «حفظ کشور» بر «تأکید بر تفاوت های سلیقه‌ ای» مقدم است.

۲. تبدیل همبستگی از شعار به «شبکه‌های عملیاتی»

حاکمیت: رفتار شفاف در حین بحران، کاهش تشریفات فاصله‌انداز میان ملت و دولت، و اعلام عفو یا مدارای ملی برای افزایش سرمایه اجتماعی تا حد امکان و با رعایت حساسیت های امنیتی.

مردم: ایجاد همبستگی محله‌محور، پویش‌های نمادین با نشانه‌های ملی، و تغییر جهت سفرها و مصرف به سمت حمایت از مناطق آسیب‌پذیر.

نخبگان: پرهیز از تحلیل‌های شتاب‌زده دوقطبی، تولید روایت‌های همبستگی‌محور، و نقش پل‌سازی میان گروه‌های مختلف.

۳. استفاده از «فرصت نوروز» برای بازآفرینی وفاق

نوروز با آیین‌های مشترک (از خانه تکانی تا سفره هفت سین و دیدوبازدید) بستر بی‌نظیری برای همدلی بدون حاشیه‌های سیاسی است. جهت‌دهی به سفرهای نوروزی به مناطق کم‌برخوردار، تأکید بر نمادهای ملی در سفره‌ها، و تبدیل آیین‌ها به کنش همبستگی اقتصادی و فرهنگی، می‌تواند این ایام را به نقطه عطفی برای انسجام ملی تبدیل کند.

امروز ایران نیاز دارد که «همه ما با همه تفاوت‌ها، در برابر دشمن یکی شویم». این یک انتخاب راهبردی است، نه یک احساس زودگذر. تجربه تاریخ نشان داده که این ملت در سخت‌ترین پیچ‌ها، با تکیه بر عقلانیت و میراث همزیستی، مسیر سربلندی را برگزیده است و این بار نیز قطعا ما پیروز خواهیم شد و ایران را بهتر از گذشته خواهیم ساخت.