کلاس درس تا آغوش خاک؛ سوگ بزرگ ۱۶۸ دانش‌آموز

ماناسپهر - تهران _ حمله به یک مدرسه غیرنظامی در شهر میناب، به جان‌باختن ۱۶۸ دانش‌آموز دختر انجامید؛ حادثه‌ای که آینده‌ای ناتمام را در دل خاک نشاند و غمی عمیق بر دل خانواده‌ها و جامعه برجای گذاشت.

گروه جامعه ایرنا – صبح آن روز، زندگی در کوچه‌های میناب با همان آرامش همیشگی آغاز شد. نور آفتاب بر خانه‌های ساده جنوب ایران می‌تابید و باد گرم ساحلی، درختان کوچک کنار کوچه‌ها را آرام تکان می‌داد. مادران، بند کیف دخترانشان را مرتب کردند، موهایشان را صاف کردند و پیشانی کوچکشان را بوسیدند.

 

«زود برگرد.»

این جمله ساده، آخرین بدرقه زندگی ۱۶۸ دانش‌آموزی شد که با رؤیاهای کودکانه راهی مدرسه شدند.

مدرسه «شجره طیبه» نه پایگاه نظامی بود، نه محل حضور نیروهای مسلح و نه هدفی با کاربری جنگی. این مکان تنها خانه آموزش کودکان منطقه بود؛ جایی که دیوارهای ساده‌اش با نقاشی خورشیدهای خندان، درخت‌های سبز و خانه‌های کوچک کودکانه تزئین شده بود. صدای خنده دانش‌آموزان، مهم‌ترین نشانه زندگی در این ساختمان بود.

 

اما ناگهان، سکوت شهر شکست

صدایی آمد که هیچ شباهتی به زنگ مدرسه نداشت؛ صدایی که بازی کودکانه را متوقف کرد و خنده‌ها را در میان راه برید. آسمان مدرسه در دود و گردوغبار فرو رفت و محوطه کلاس‌ها به صحنه‌ای از اندوه و اضطراب تبدیل شد.

وقتی نیروهای امدادی به محل رسیدند، نیمکت‌های کلاس هنوز دفترهای باز دانش‌آموزان را روی خود داشتند. مدادهایی که در میانه نوشتن متوقف شده بودند، کیف‌هایی که زیپشان نیمه‌باز مانده بود و کفش‌های کوچکی که کنار هم افتاده بودند، تصویری تلخ از زندگی‌های ناتمام ساختند.

در این حادثه، ۱۶۸ دانش‌آموز دختر جان خود را از دست دادند؛ کودکانی که هر کدام رؤیایی در دل داشتند. یکی آرزوی پزشک شدن و درمان دردهای مردم شهرش را داشت، یکی می‌خواست معلم شود و الفبا را به نسل بعد بیاموزد، و یکی تازه نوشتن نام خود را تمرین می‌کرد.

حادثه میناب بار دیگر توجه‌ها را به مسئله امنیت غیرنظامیان در مناطق درگیری جلب کرد. بسیاری از کارشناسان تأکید دارند که کودکان، آسیب‌پذیرترین گروه در هرگونه تنش نظامی هستند و حفاظت از جان آنان باید یکی از مهم‌ترین اولویت‌های جهانی باشد.

در روزهای پس از حادثه، مردم شهر در کنار یکدیگر ایستادند. شمع‌ها در کوچه‌های میناب روشن شد، عکس دختران کوچک بر دیوارها نشست و خانواده‌ها در سکوت، خاطرات فرزندانشان را مرور کردند. شهر زخمی است، اما ایستاده است؛ اشک می‌ریزد، اما امید را فراموش نکرده است.

شاید ساختمان مدرسه فرو ریخته باشد،اما یاد ۱۶۸ دانش‌آموز شهید در حافظه این سرزمین باقی خواهد ماند.

چرا که خون کودک، هرگز به فراموشی سپرده نمی‌شود.