جنگ روایت‌ها؛ میدان تازه‌ای که برنده‌اش حقیقتِ به‌موقع است

تحلیلی بر نقش روایت در شکل‌دهی حافظه جمعی، مدیریت بحران و اعتماد عمومی *سودابه خانی

ماناسپهر - هر جامعه برای درک گذشته، فهم حال و ترسیم آینده به روایت نیاز دارد؛ روایت‌هایی که فراتر از شرح رخدادها، حافظه جمعی را شکل می‌دهند و معنا می‌بخشند. در هر میدان جنگ، اتاق سیاست، حادثه شهری یا بحران ملی آنچه در ذهن مردم می‌ماند، تنها آنچه اتفاق افتاده نیست، بلکه آنچه روایت شده است.

روایت صادقانه و به‌موقع ستون اعتماد عمومی و محرک حرکت اجتماعی است، اما روایت ناقص، تحریف‌شده یا دیرهنگام جای خود را سریع به شایعات و تصویرسازی‌های جعلی می‌دهد. در عصری که اطلاعات با سرعتی فراتر از ضربان جامعه جریان می‌یابند، فاصله میان یک رویداد و روایت آن، فرصت طلایی شکل‌دهی افکار عمومی را تعیین می‌کند. به تعبیر بسیاری از رسانه‌شناسان، «سکوت طولانی‌ترین دروغ است». بنابراین اهمیت «روایت صحیح و به‌موقع» به‌وضوح نمایان می‌شود؛ روایت نه‌تنها حامل حقیقت، بلکه حافظ امنیت روانی و اعتبار اجتماعی است.

روایت صحیح، محصول دقت، راستی‌آزمایی و اتکا به منابع معتبر است. خبرنگار راوی واقعه و نگهبان حقیقت است. در جهانی که اخبار جعلی و اطلاعات غیرمستند مرزهای شناخت را مخدوش کرده‌اند، روایت درست باید سه ویژگی کلیدی داشته باشد؛ اول، صحت اطلاعات؛ هر داده باید از دو یا چند منبع مستقل تأیید شود. دوم، پرهیز از اغراق و جهت‌گیری؛ بزرگنمایی یا حذف عمدی واقعیت، روایت را آلوده می‌کند. سوم، پایبندی به اصول اخلاق روزنامه‌نگاری؛ رعایت بی‌طرفی، راستی‌گویی، احترام به کرامت انسانی و پرهیز از قضاوت زودهنگام است.

روایت صحیح نه قهرمان‌سازی بی‌مورد است و نه سیاه‌نمایی است بلکه بازتابی شفاف از حقیقت است؛ حقیقتی که گاهی تلخ، گاهی امیدبخش و همواره راهگشا است.

زمان، عنصر پنهانی است که کیفیت روایت را می‌سازد یا نابود می‌کند. روایت درست اگر دیر بیان شود، عملاً ناقص یا بی‌اثر خواهد بود. در جهان شبکه‌های اجتماعی، خلأ خبری حتی چند دقیقه‌ای می‌تواند شایعه‌ای را به هزاران ذهن تزریق کند. تأخیر در روایت این پیام را به مخاطب می‌دهد که «چیزی پنهان شده است»، حتی اگر واقعیت چنین نباشد.

پیامدهای روایت دیرهنگام سه‌گانه است: میدان دادن به روایت‌های جعلی، کاهش اعتماد عمومی و ضعف قدرت اقناع است. سرعت به‌تنهایی نمی تواند کافی باشد، اما ترکیب سرعت و دقت جوهره اقتدار رسانه‌ای است. رسانه‌ها و خبرنگاران باید این واقعیت را جدی بگیرند؛ هر لحظه تأخیر فرصتی است که ممکن است از دست برود.

رسانه‌ها نقش حیاتی در انتقال روایت دارند. آنها نه تنها مخبر هستند، بلکه در بحران‌های روانی جامعه نیز مدیر محسوب می‌شوند. انتشار روایت درست و به‌موقع جامعه را آرام نگه می‌دارد و عدم توجه به آن، اضطراب جمعی ایجاد می‌کند.

در بحران‌ها(زلزله، سیل، آتش‌سوزی، جنگ یا حوادث شهری) روایت صحیح می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد. خبرنگاران حرفه‌ای باید هم‌زمان از منابع رسمی و میدانی بهره ببرند، سرعت را فدای دقت نکنند، چارچوب‌های اخلاقی را رعایت کنند و در مواجهه با اطلاعات نامشخص نه سکوت بلکه گزارش محدودیت‌های دسترسی را اعلام کنند.

جامعه با حادثه‌ها تنها روبه‌رو نیست، بلکه با «روایت حادثه» مواجه است. این روایت است که حافظه جمعی را می‌سازد و جهت‌گیری اجتماعی و سیاسی جامعه را شکل می‌دهد. تاریخ نشان داده است که بسیاری از تحولات بزرگ با قدرت نظامی، نبوده بلکه با قدرت روایت رقم خورده‌اند.

در دنیای امروز این پدیده به «جنگ روایت‌ها» تعبیر می‌شود. هر گروه تلاش می‌کند روایت خود را غالب کند، و روایت غالب است که افکار عمومی را هدایت می‌کند. جامعه‌ای که روایت درست ندارد، حافظه جمعی آن مخدوش و در برابر بحران‌ها آسیب‌پذیر خواهد بود.

روایت نادرست یا دیرهنگام آثار ماندگار دارد. ایجاد بی‌اعتمادی، تشدید بحران، انحراف افکار عمومی و آسیب به حافظه تاریخی تنها بخشی از پیامدهای آن هستند. رسانه یا نهادی که اعتماد از دست بدهد، بازسازی آن دشوار است. حتی روایت صحیحی که دیر ارائه شود، قدرت اثرگذاری خود را از دست می‌دهد و جای خود را به روایت‌های غلط می‌دهد.

در جنگ تحمیلی ایران و عراق، روایت‌های میدانی خبرنگاران نقش حیاتی در حفظ روحیه مردم و انتقال واقعیت جبهه‌ها داشت. گزارش‌های صادقانه و به‌موقع بخشی از مدیریت افکار عمومی در سخت‌ترین روزهای تاریخ معاصر ایران بود.

همچنین در فاجعه چرنوبیل (۱۹۸۶)، سکوت اولیه دولت شوروی و روایت دیرهنگام هزینه‌های انسانی و زیست‌محیطی فاجعه را دوچندان کرد و اعتماد مردم را کاهش داد.

در حملات ۱۱ سپتامبر (۲۰۰۱)، روایت سریع رسانه‌ها باعث شد افکار عمومی در ساعات نخست بحران، تصویر نسبتاً یکپارچه‌ای از حادثه دریافت کند و آشفتگی اجتماعی کاهش یابد.

در درگیری‌های سوریه هر بازیگر منطقه‌ای و جهانی تلاش کرد روایت خود را غالب کند؛ اختلاف روایت‌ها موجب سردرگمی جهانی و دشوار شدن تحلیل واقعیت شد.

و نیز در بحران کرونا (۲۰۱۹–۲۰۲۲)، کشورهایی که روایت صادقانه و سریع ارائه کردند، توانستند افکار عمومی را آرام نگه دارند، در حالی که روایت دیرهنگام یا پنهانکاری، موج بی‌اعتمادی و شایعات را تشدید کرد.

روایت صحیح و به‌موقع فراتر از یک مهارت رسانه‌ای، یک وظیفه اخلاقی، ملی و اجتماعی است. جامعه‌ای که حقیقت را به‌موقع می‌شنود، در برابر بحران‌ها ایمن‌تر، در برابر شایعات مقاوم‌تر و در مسیر توسعه پایدارتر حرکت می‌کند.

برای تقویت روایت در رسانه‌ها و نهادهای اطلاع‌رسانی، توصیه‌های کلیدی شامل تقویت سواد رسانه‌ای مخاطبان، آموزش خبرنگاران برای روایت دقیق و سریع، افزایش شفافیت نهادهای رسمی، ایجاد سازوکار مدیریت بحران و پایبندی به اخلاق حرفه‌ای است.

حقیقت اگر دیر گفته شود، گاهی دیگر حقیقت نیست. روایت صحیح و به‌موقع پاسداری از حقیقت است؛ حقیقتی که ستون اعتماد، سرمایه اجتماعی و حافظه جمعی یک ملت را می‌سازد./سودابه خانی