از معلولیت «فرهنگ» تا فرهنگ «معلولیت» ✍️ اسلام انصاری فر

ماناسپهر - مقدمه / در جهانی که سرعت، کارآمدی و حضور فیزیکی معیار ارزش‌گذاری انسان‌ها شده، آنان که به‌ناچار در خانه مانده‌اند، نه به‌دلیل ناتوانی، بلکه به‌دلیل نادیده‌انگاشته‌شدن، اغلب از نگاه جامعه محو می شوند.

به گزارش ماناسپهر، معلولیت، در بسیاری از موارد، نه در جسم که در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی، در دیوارهایی که دیده نمی‌شوند اما مانع می‌شوند، در سکوت‌هایی که فریاد نیاز را خاموش می‌کنند، و در فرهنگی که هنوز نتوانسته تنوع انسانی را به رسمیت بشناسد، ریشه دوانده است.

شعار «معلولیت محدودیت نیست» اگرچه امیدبخش است، اما تا زمانی که فرهنگ نتواند بستری برای حضور، معنا و مشارکت فراهم کند، این جمله چیزی بیش از یک آرمان نخواهد بود.

فرهنگ، اگر زنده باشد، باید بتواند از مرزهای جسم عبور کند و به دل‌ها برسد. باید بتواند خانه‌نشینی را به تجربه‌ی زیستن، نه انزوا، بدل کند.
این مقاله، تلاشی‌ست برای بازخوانی مسئولیت فرهنگی جامعه در قبال افراد دارای معلولیت، به‌ویژه آنان که از حضور فیزیکی محروم‌اند، اما همچنان در متن زندگی‌اند.

از «معلولیت فرهنگ» تا «فرهنگ معلولیت»، سفری از نادیده‌انگاری به همدلی، از ساختار به معنا، و از انزوا به مشارکت است.

***

شعار «معلولیت محدودیت نیست» سال‌هاست که در فضای اجتماعی و رسانه‌ای تکرار می‌شود؛ شعاری که در نگاه نخست، امیدبخش و انگیزشی‌ست. اما آیا این جمله، در بطن زندگی روزمره‌ی همه‌ی افراد دارای معلولیت، به‌ویژه آنان که زمین‌گیر خانه‌اند، معنا و مصداق واقعی دارد؟ آیا جامعه، به‌ویژه در حوزه‌ی فرهنگ، توانسته است مسئولیت خود را در قبال این گروه از شهروندان به‌درستی ایفا کند؟
پرداختن به مسئله‌ی حضور فرهنگی افراد خانه‌نشین دارای معلولیت باید جدی گرفته شود؛ آنان که در متن اجتماع زندگی می‌کنند، اما از دایره‌ی رفت‌وآمد و تعاملات روزمره بیرون مانده‌اند.

فردی که به دلیل شرایط جسمی‌اش زمین‌گیر خانه است، ممکن است از بسیاری از امکانات فیزیکی و اجتماعی محروم باشد، اما محرومیت بزرگ‌تر، شاید همان غیبت فرهنگی باشد.

نبود فرصت برای مشارکت در تجربه‌های جمعی، در جشن‌ها، در هنر، در گفت‌وگو و در خاطره‌سازی حتی برای یک غیرمعلول هم ملال آور است.
جامعه‌ای که تنها به زیرساخت‌های فیزیکی توجه کند، ممکن است ساختمان‌ها را قابل دسترس کند، اما دل‌های زمین‌گیر را همچنان در انزوا نگه می دارد.

فرهنگ، برخلاف بتن و فولاد، باید بتواند از دیوارها عبور کند و به دل‌ها برسد.
طبق گزارش‌های منتشرشده توسط سازمان بهزیستی، حدود ۱۱ درصد از جمعیت ایران دارای نوعی از معلولیت هستند.

از این تعداد، درصد قابل توجهی به دلیل محدودیت‌های حرکتی یا شرایط جسمی، خانه‌نشین هستند و دسترسی محدودی به فعالیت‌های فرهنگی دارند.
در پژوهشی که توسط مرکز تحقیقات معلولیت انجام شده، بیش از ۶۰ درصد افراد دارای معلولیت شدید اعلام کرده‌اند که دسترسی کافی به محتوای فرهنگی و هنری ندارند.

تنها ۲۵ درصد از افراد خانه‌نشین دارای معلولیت، در سال گذشته در رویداد فرهنگی آنلاین شرکت کرده‌اند.
مطالعات جهانی از جمله گزارش سازمان جهانی بهداشت نشان داده‌اند که مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی می‌تواند تا ۴۰ درصد در کاهش احساس انزوا و افسردگی در افراد دارای معلولیت مؤثر باشد.

وظیفه‌ی فرهنگی جامعه در قبال افراد خانه‌نشین دارای معلولیت، تنها تولید محتوا یا ارائه خدمات نیست؛ بلکه ایجاد حس تعلق، معنا، و مشارکت است.
فرهنگ باید بستری برای گفت‌وگو، همدلی، و حضور از راه دور باشد.
هنر، ادبیات، موسیقی، و رسانه باید به گونه‌ای طراحی شوند که افراد زمین‌گیر نیز بتوانند در آن سهیم باشند.

مشارکت فرهنگی نباید تنها به حضور فیزیکی در رویدادها محدود شود؛ بلکه می‌تواند از طریق خلق، تعامل مجازی، و حتی دریافت معنا شکل بگیرد.
ایجاد شبکه‌های فرهنگی مجازی همانند جلسات شعرخوانی، قصه‌گویی، نمایشگاه‌های هنری و نشست‌های فکری که با حضور آنلاین افراد خانه‌نشین برگزار شوند، مؤثر خواهد بود.

حضور گروه‌هایی از هنرمندان، نویسندگان یا فعالان فرهنگی در خانه‌ی افراد دارای معلولیت و برقراری تعامل فرهنگی با آنان هم راهکاری مناسب به شمار می رود.
تولید محتوای اختصاصی برای مخاطبان خانه‌نشین همانند پادکست‌های انگیزشی، کتاب‌های صوتی، ویدیوهای آموزشی و هنری که با زبان دل و احترام تهیه شوند، از دیگر راهکارهای مثبت است.

با آموزش و توانمندسازی خانواده‌ها برای تبدیل شدن به واسطه‌های فرهنگی، فرد معلول می تواند در جریان زندگی اجتماعی قرار بگیرد.

برگزاری جشنواره‌های مشارکتی با محوریت تجربه‌ی زیستی معلولان هم راهکاری شایسته است؛ جشنواره‌هایی که نه فقط برای معلولان، بلکه با حضور و روایت آنان شکل بگیرد تا فرهنگ، بازتاب‌دهنده‌ی تنوع انسانی باشد.

معلولیت، اگرچه ممکن است محدودیت جسمی ایجاد کند، اما فرهنگ می‌تواند پلی میان تن و دل، میان خانه و اجتماع باشد.
وظیفه‌ی فرهنگی جامعه، نه فقط در فراهم کردن امکانات، بلکه در ساختن معناست؛ معنایی که دل‌های زمین‌گیر را به زندگی پیوند می‌زند.

فرهنگ، اگر زنده باشد، می‌تواند پرنده‌ای باشد که از قفس تن عبور و در آسمان معنا پرواز کند.
و این پرواز، نه فقط برای فرد معلول، بلکه برای همه‌ی ما، نشانه‌ای از بلوغ اجتماعی و انسانی‌ست.

•••

منابع:
– گزارش سالانه سازمان بهزیستی ایران درباره وضعیت معلولان
– پژوهش‌های مرکز تحقیقات معلولیت دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی
– گزارش‌های بین‌المللی از سازمان جهانی بهداشت (WHO) درباره مشارکت اجتماعی افراد دارای معلولیت
– آمارهای منتشرشده توسط مرکز آمار ایران درباره جمعیت معلولان و وضعیت اشتغال و مشارکت فرهنگی