دل های مردم استان ایلام بزرگ تر از مرزها *فرشته قاسمیان

ماناسپهر - هر ساله با فرارسیدن ایام اربعین، استان ایلام رنگ و بوی دیگری به خود می‌گیرد؛ گویی تمام این دیار بیدار می‌شود برای میزبانی از دلدادگان حسین (ع)، شهری مثل مهران که در روزهای عادی، آرام و کم‌رفت‌وآمد است، ناگهان به نقطه تلاقی میلیون‌ها عاشق تبدیل می‌شود؛ عاشقانی که با دل‌هایی بی‌قرار و گام‌هایی استوار، راهی کربلای عشق‌اند.

به گزارش ماناسپهر، اما در این میان، چیزی که بیش از هر چیز نگاه را جلب می‌کند، فقط ازدحام جمعیت یا شور حرکت نیست، آنچه این مسیر را متفاوت می‌کند، قلب‌های بزرگی‌ست که در مسیر، بی‌وقفه می‌تپند برای خدمت به زائران. و هیچ‌کجا این قلب‌ها گرم‌تر و دست‌ها گشاده‌تر از مردم استان ایلام نیست.

مردم ایلام، مردمانی‌ هستند آشنا با رنج، با سختی، با سال‌ها دفاع مقدس و زندگی در مرز، اما در کنار این همه استقامت، صفتی در وجودشان ریشه دوانده که بی‌اغراق می‌توان گفت در هیچ جا به این شکل دیده نمی‌شود؛ مهمان‌نوازی بی‌قید و شرط در ایام اربعین، خانه‌های این مردم نه فقط باز، بلکه گشوده‌اند؛ سفره‌هایشان نه فقط گسترده، که پربرکت‌اند؛ و دل‌هایشان، آماده پذیرش هر مسافر خسته‌ای‌ست که از راه می‌رسد.

در مسیر مهران تا مرز، صدها موکب مردمی برپاست؛ نه به دستور، نه با بودجه‌های کلان، بلکه با ایمان. موکب‌هایی که نه فقط غذا می‌دهند، که محبت می‌بارند، از غذای گرم گرفته تا پاشویه‌ی زائران، از کولرهای دستی تا شارژر موبایل، از تخت برای استراحت گرفته تا وان برای شستن لباس، همه چیز هست… آن هم با لبخند.

بارها دیده‌ام که پیرزنی با چادری ساده، در گوشه‌ای از مسیر نشسته و ظرفی از خرما و آب‌لیمو در دست دارد؛ می‌گوید نذر کرده‌ام تا آخر عمرم، در اربعین خدمت کنم و یا مردی که با موتور شخصی‌اش ساعت‌ها دنبال زائران جامانده می‌گردد، تا حتی یکی را هم پشت مرز نماند، کودکان دبستانی، با لباس موکب‌دارها، بین زائران شیر توزیع می‌کنند، و نوجوانان داوطلب، مسئول نظافت سرویس‌های بهداشتی‌اند.

ایلامی‌ها، خادمان خاموش این مسیرند؛ کسانی که شاید نامشان جایی ثبت نشود، اما دلشان ثبت است در دفتر عشق حتی آن‌هایی که موکب ندارند، در حیاط خانه‌شان چادری علم کرده‌اند تا زائری بی‌سرپناه نماند، زنانی که شبانه‌روز آشپزی می‌کنند، کودکانی که با شوق لیوان آب بین جمعیت می‌گردانند، جوانانی که مسیرهای پرجمعیت را مدیریت می‌کنند… همه و همه، خادمان این کاروان‌اند.

ایلام، فقط یک استان نیست؛ سرزمین ادب و ایمان است؛ جایی که مردمش هر سال، امتحان محبت را با نمره‌ای ممتاز پشت سر می‌گذارند، در گرمای طاقت‌فرسای مهران، در ازدحام خیره‌کننده‌ی زائران، در کمبود امکانات… باز هم صدای مهربانی مردم این خطه بلند است، زائر از ایلام عبور نمی‌کند؛ از دل مردم ایلام عبور می‌کند.

و این راز بزرگ مسیر اربعین است؛ که اگرچه مقصد، کربلاست، اما در مسیر، قلب‌هایی چون ایلام، کربلای دیگری می‌سازند، کربلایی از ایثار، از مهربانی، از لبخندهای بی‌منت.

شاید هیچ رسانه‌ای نتواند تمام این صحنه‌ها را ثبت کند، اما آن زائر خسته‌ای که در مرز مهران، از دست یک نوجوان ایلامی یک لیوان آب گرفته و با لبخند، مسیرش را ادامه داده، تا آخر عمرش این مهر را فراموش نخواهد کرد.