نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
ماناسپهر – ظهر روز یکشنبه سی ام اردیبهشت ماه بود که خبری عجیب با این مضمون در فضای مجازی در حال انتشار بود! هلی کوپتر حامل رئیس جمهور رئیسی در حال بازگشت در استان آذربایجان شرقی مفقود شده!! با خواندن این خبر به خیالم شیطنت های فضای مجازی است و به سادگی از کنارش گذشتم. اما دیدم که نه، همه جا پخش است. تلویزیون که روشن شد دیدم که نه، شایعه نیست!! می گویند بالگرد حامل رئیس جمهور فرود سخت داشته و سرنوشتش نامشخص است. در آن شرایط و با شنیدن این خبر از رسانه ی رسمی، حساسیت ها بیشتر شد اما با خود گفتیم مگر چه شده، حتما جایی به اضطرار فرود آمده و به زودی خبری می شود از پیدا شدنش.
اما لحظات به سرعت سپری می شدند و با وجود آنکه شب شده بود، از هلی کوپتر و سرنوشت سرنشینان خبری نبود. می گفتند منطقه ای که در آن مفقود شده سرد و مه آلود است و جست و جو سخت، کم کم نگرانی ها جدی شد، تا صبح دعا می کردیم که با فرود سختی که داشته اند خدا کند از سرما جان سالم به در برده و در سلامت باشند. دریغ از اینکه سرنوشت چیزهای دیگری رقم زده بود و خواست خدا چیز دیگری بود. حوالی صبح و با طلوع خورشید، هلی کوپتر سوخته در آتش پیدا شد.
چقدر غریبانه، رئیس جمهور مظلوممان و یاران مظلموم تر از خویش، در دل آتش و در دل جنگلی عمیق و سرد و بارانی در دره ای پر از مه، پرواز کردند، در آن شب رویایی ابر، باران و مه، این پرنده های بهشتی را به سوی آسمان بدرقه کردند آن هم در چه شبی،در شب میلاد امام هشتم. بغض سراسر وجودم را فرا گرفت. از مظلومیت شخصی که سراسر وجودش پر از تقلا و تلاش و حرکت در راه اهدافش بود.
لحظه ای سکون و خستگی نداشت، مدام در حال سفر، و در پایان راه، یکی از همین سفرها، پایان سفر دنیوی و تازه شروع سفر اخروی ش بود. دلم از مظلومیت و سادگی اش گرفت. چقدر در میان ما مظلوم بود و چقدر مظلومانه ترکمان کرد، در حالی که ناسپاس بودیم و نیش و کنایه اش می زدیم.
به راستی شهید جمهور برازنده ی توست، تویی که با تمام سادگی و اخلاصت، لحظه ای از فکر مردم و مشکلات غافل نبودی و همه ی توانت در راه خدمت به این مردم بود.
کاش می دانستم، در آن لحظات پرواز عاشقانه ات به چه چیزی می اندیشی!؟ بدوشک به پروژه های که باید تمامشان می کردی، به روستاهایی و شهر هایی پرت و دور افتاده ای، که باید سر می زدی، می دانم در آن لحظات آخر هم به فکر ملت بودی، آه از آن شب حادثه، در شب میلاد کسی که خالصانه در خدمتش بودی و به خادم ایشان معروف بودی.
می دانم در آن لحظات آخر هیچ اضطراب و دلهره ای نداشتی، بلکه اشتیاق و خنده بر لب داشتی، چرا که در دل جنگل عمیق و باران خورده، عزیزی به دیدارت شتابان می آمد که همه ی عمر افتخار خادمی اش را داشتی و در اشتیاق لحظه ای بودی که دیدارش کنی. و البته که در آن لحظات و در آن مکان عجیب، چه کسی جز ایشان می توانست به استقبالت بیاید.
کاش خنده زیبایت را می دیدم وقتی که آهوان زیبا در میان مه آمدند تا تو را مژده دهند که سر در آغوش یار داری، و چه لحظات شیرینی را تجربه کردی، فارغ بودی از حرکت، از نگرانی برای محرومان، از دغدغه های جمهوریت و از نگرانی های دنیایت. چقدر سبک شدی و سبک بودی در آن لحظات دیدار.
آری سرنوشت تو با کسی جز خودت قابل قیاس نیست. گریه برای تو فقط از غم فقدان تو در دنیای ماست چرا که تو هم اکنون شادی و در جایی، و در حضور کسانی هستی که لحظه ای در خواب دیدنشان برای هر کسی، آرزویی ست که شاید به خاطرش حاضرند همه ی هستی خود را بدهند. اما برای تو چقدر خاص شد. به راستی چه جایی میعادگاه تو و حضرت رضا شده بود!! غریب، ساکت، بارانی و سبز. چه جایی بهتر از این مکان. پایان ماموریتت چقدر حماسی شد و حماسه وار از میان ما پر کشیدی، شهادتت مبارک #شهید_جمهور
ماناسپهر - تهران- سرمربی تیم ملی فوتبال ایران گفت: بازیکنان ایران روح بزرگی دارند و با وجود تمام مشکلات، در دیدار مقابل بلژیک با تلاش زیادی بازی کردند. البته از تعویضیها راضی نیستم.
ماناسپهر - تهران - رئیس هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی ایران با انتشار یکی از تصاویر پربازدید بازی تیم ملی فوتبال ایران با تیم بلژیک در شبکه ایکس نوشت: ما اینگونه از سرزمینمان دفاع میکنیم.
ماناسپهر - تهران - آهنگساز و نوازنده پیشکسوت تار با اشاره به جایگاه استیون بلام موسیقیدان آمریکایی و پژوهشگر نامدار موسیقی ایرانی گفت: او برای ما مانند یک هموطن است؛ گویا از ابتدا ایرانی بوده است، کسی که با فرهنگ ما محرم شده است. موسیقی و هنر اساسا همین کار را میکنند و مرزها را از میان برمیدارند.
ماناسپهر - تهران - دروازهبان تیم ملی فوتبال ایران با نمایشی خیرهکننده مقابل بلژیک، عنوان بهترین بازیکن زمین را از آن خود کرد و جایزه ویژه فیفا را دریافت کرد.