بحران آب و برخوردهای شعارگونه! * سودابه خانی

  توجه شما را به چند حقیقت جلب می‌کنم، برداشتها و شعارسازی هم بر عهدۀ خودتان: -ما از نظر جغرافیایی در یک محیط خشک و نیمه‌خشک قرار داریم.به مرور وبعداز گذشت سالیان مقدار آب این مناطق کاهش می یابد همچنین وزش باد و کمبود رطوبت هوا برشدت و حدت خشکسالی این محیط می افزایدکه نابود […]

 

توجه شما را به چند حقیقت جلب می‌کنم، برداشتها و شعارسازی هم بر عهدۀ خودتان:
-ما از نظر جغرافیایی در یک محیط خشک و نیمه‌خشک قرار داریم.به مرور وبعداز گذشت سالیان مقدار آب این مناطق کاهش می یابد همچنین وزش باد و کمبود رطوبت هوا برشدت و حدت خشکسالی این محیط می افزایدکه نابود شدن اقتصاد وکشاورزی را در پی دارد و در آخر باعث مهاجرت ،قحطی وکمبود موادغذایی ومرگ می شود.
-سبک زندگی ما اصلاً مناسب این شرایط اقلیمی نیست.افزایش جمعیت تاثیر مستقیم بر کم آبی دارد ،۵۰درصد از جمعیت کشور در مناطق ی اسکان گزیده اند که فقط ۲۰ درصد آب ومنابع آبی وحود دارد.
-هر کشوری که بیش از ۴۰ درصد منابع تجدیدپذیر خود را مصرف کند با بحران روبرو می‌شود.ایران اگر بتواند گذار به اشکال نوین وجدید انرژی را شروع کند سوای اشتغال پایدار به راحتی از بحران آب نیز عبور می کند.
-ما بیشتر از ۷۵ درصد منابع آبمان را مصرف کرده‌ایم.باتوجه به استفادهی غیراصولی وبی رویه از آب می طلبد برنگاه کارشناسانه و دقیق تر بر بهبود وضع موجود و همت وتلاشی درخور برای غلبه واستیلا بر شرایط بحرانی تر.
-سیاستهای جلوگیری از هدر رفتن آب، فقط به این معنی نیست که موقع مسواک زدن شیر آب را ببندیم.درک مشکلات زیست محیطی از یک طرف واستفاده ی بیهوده از آب در حالی که منابع محدود پاسخگو نیست.
-افزایش بی‌رویۀ جمعیت در محیطی که از نظر منابع بسیار محدود است، حماقت است.تمرکز جمعیتی در بعضی شهرها ومناطق خاص سبب بی قاعدگی شدید شده که خسارت جبران ناپذیری را به بار آورده است.
-منابع را نمی‌توان به سادگی افزایش داد اما جمعیت را می‌شود کنترل کرد.
-انتقال آب به جایی که رسماً کویر است، حماقت است. کویر گلستان نمی‌شود که هیچ، سرچشمۀ آب هم کویر خواهد شد.چرا که انتقال آب وعملیات شیرین سازی هزینه های بسیار هنگفتی دارد.
جمعیت ایران به سوی میانسالی وپیری می رود آیا نیاز وفوریت بخشیدن به آب یک عامل بازدارنده برای افزایش جمعیت می تواند باشد؟
-طبق تجربه‌های قبلی، اگر در جایی که به محل زندگیتان نزدیک است سدی احداث شد، در اسرع وقت تیمم کردن را یاد بگیرید(این یکی بیشتر توصیه بود).
-امروز دیگر فکر نمی‌کنم هیچ تالابی را بتوانید پیدا کنید که آب داشته باشد، از هورالعظیم گرفته تا گاوخونی و ارومیه.
انتقال آب ریسکی جنجالی است که نه تنها ضرر وزیان به راه ها ،زمین ها ومراتع را بدنبال دارد خسارت به محیط زیست را نیز در پی دارد هرچند در بعضی شرایط با وجود انتقال آب اوضاع بدتر از قبل شده است.
ساختن سدها به دلایل عوض شدن وتغییر وتحولات در شرایط آب وهوایی منجمله طوفان شن و گرد وغبار و در نهایت بطلان کشاورزی است.
-آبهای زیرزمینی در حال شور شدن هستند.این آبها بعنوان مخزن های آب شیرین بخاطر استفاده وبرداشت بیش از اندازه از سفره های زیرزمینی باعث کم شدن و در نتیجه شور شدن آنها شده است،آب های زیرزمینی بحرانی در خفا که در مرز شکنندگی هستند.
-با توجه به عبارتهای قبلی، و با توجه به هدررفت آب، دلخوش بودن به چند بارانِ «خوب» که در طول سال(یا در طولِ چند سال!) می‌بارد، «احمقانه» است.
-منابع را نمی‌توان به سادگی افزایش داد اما کارهای احمقانه را می‌شود کاهش داد.
حرف بنده تمام است. این جملات تمام چیزی نبود که می‌شد گفت، اما برای اینکه فکر کنیم کافی است. امیدوارم حداقل این فکر دوباره همان مسیری را نرود که از آن این مصیبتها درست شد./سودابه خانی