نمازت را بخوان

  نمازت را بخوان! نقل است که شاعری در انجمنی نشسته بود. نوبت شعر خواندن که به او رسید، از حاضرین پرسید: چه بخوانم که تا به حال نخوانده ام؟ . یکی از گوشه ی انجمن با تبسمی گفت: نمازت را بخوان! این حکایت که در لفافه ی لطیفه آورده شده، به درستی به اهمیت […]

 

نمازت را بخوان!

نقل است که شاعری در انجمنی نشسته بود. نوبت شعر خواندن که به او رسید، از حاضرین پرسید: چه بخوانم که تا به حال نخوانده ام؟ . یکی از گوشه ی انجمن با تبسمی گفت: نمازت را بخوان!

این حکایت که در لفافه ی لطیفه آورده شده، به درستی به اهمیت نماز خواندن اشاره کرده است.

حال بیان این حکایت بر این مبنا نیست که شاعران نماز نمی خوانند، بلکه سیری در بیان اهمیت نماز در انبوه ابیاتی است که در گذشته و حال به زیور نظم آراسته اند.

سنگ از پشت نمازم پیداست

سهراب سپهری شاعران را ” وارث آب و خرد و روشنی” دانسته و این وارثان در طول تاریخ بلند ادبیات همواره در قنوت واژه ها سعی بر آن داشته اند تا راز و نیاز با معبود بی نیاز را به نظم درآورده و روح مخاطب خود را در آسمان دعا و مناجات به پرواز درآورند.

“سهراب” هم با الهام و استعاره از طبیعت، به زیبایی با خدای رنگ ها راز و نیاز می کند:

من مسلمانم

قبله ام یک گل سرخ

جانمازم چشمه ، مهرم نور

دشت سجّاده ی من

من ، وضو با تپش پنجره ها می گیرم

در نمازم جریان دارد ماه، جریان دارد طیف

سنگ از پشت نمازم پیداست

تصاویر دل انگیزی همچون چشمه ای که جانماز و دشتی که سجاده است، روح مخاطب را به منتهای الوهیت می رساند.

در شعر حافظ نیز که قرآن را از بر بوده، جایگاه نماز بسیار باشکوه است. عرفان حافظ بسیار بلیغ و دوست داشتنی است و به دل می نشیند.

استاد شهید مرتضی مطهّری، در کتاب «تماشاگه راز» خویش در مورد حافظ و شعرش اینچنین آورده است: “حافظ سالکی است کامل و به همین دلیل شاخص های شعری او گستره‏ ی گیج کننده‏ ای از مراحل مختلف سلوک را در برگرفته و به نمایش گذاشته است، شعر حافظ با ارائه چنین شاخص هایی است که در تاریکی ادبیات عالم از خود نور ساطع می‏کند، و چون در شنزار لغات پا نگرفته، هیچ بادی اگر چه سخت نتوانسته پریشان و پراکنده اش کند. غزل حافظ با تکیه بر شاخص‏ هاست که این رمز و لطافت فزاینده را یافته، و هر خواننده ای در صحنه‏ های آن احساس امنی ملکوتی می‏ یابد.”

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود

…

حافظ در شعرش به دعای صبح و آه شب اشاره می کند و می فرماید که این دو ، کلید گنج مقصود است و کسی که به وصال دلدار مشتاق است باید این راه و روش را سرلوحه قرار دهد:

سحر با باد می‏گفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصودست
بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

در شعر شهریار هم از نماز صبح آورده شده است. شاید در عصر کنونی ما بسیاری خواب ناز را به خواندن دورکعت نماز صبح ترجیح می دهند، اما شهریار در غزلی فرموده آن هنگام که مرغ سحر شروع به آواز می کند، خواب ناز را ترک کنید و در بیت آخر هم آورده که اگر به حرف شهریار گوش دهید، به شور و طرب خواهید رسید:

صلا زدند که برگ صبوح ساز کنید
به ساز مرغ سحر ترک خواب ناز کنید
می‌خمار شکن می‌دهند کز سرها
خمار چون شکن زلف یار باز کنید
سرود بدرقه‌ی کاروان شب خوانید
در ای قافله‌ی صبح پیشواز کنید
به ساز زهره، سماوات می‌دهد پیغام
که گوش دل به مناجات اهل راز کنید
وضو به چشمه‌ی صهبای صبحدم سازید
به سوی قبله‌ی میخوارگان نماز کنید
چو بلبلان بهاری به اهتزاز نسیم
هوای شور و نوایی به سوز و ساز کنید
یگانه راز و نیاز قبول اهل دل است
دو گانه‌ای که به درگاه بی‌نیاز کنید
سر نیاز فرود آورید و نذر قبول
به زیر قبه‌ی این بارگاه ناز کنید
نگین خاتم جم در نماز می‌بخشند
نظر به حلقه‌ی رندان پاکباز کنید
یگانه راز عروج مقام قرب اینست
که از گروه عزازیل احتزاز کنید
به زلف یار اگر دست یافت آه سحر
بسا که پرچم عزت به اهتزاز کنید
یکی است نغمه اگر زخمه‌ها به زیر و بم است
به پرده‌های حقیقت رهِ مجاز کنید
اگر به ساز دل شهریار گوش دهید
جهان پر از طرب و شور و شاهناز کنید

…

نماز در قنوت کتابها

همان گونه که هنرمندان و اهل قلم در حکایات، داستان‌ها، متل ها و به بیان‌ مختلف در قالب های ادبی و هنری مثل نقاشی در جهت شناخت اهمیت نماز و ترویج فرهنگ‌نمازخوانی بسیار توجه داشته اند، شاعران نیز در بازی واژه ها رسالت خویش را در ذکر معبود به انجام رسانده اند.

آن هنگام که شعر نماز به کتاب های درسی وارد شد، اهمیتش را به شکلی دیگر نشان داد. دانش آموزان با حس و موسیقی که در شعر وجود دارد، بیشتر با مقوله ی نماز ارتباط پیدا می‌کنند.

در کتاب فارسی کلاس سوم دبستان آمده است:
ای کودک خوش خبر / ای دختر و گل پسر
وقت نماز خوندنه / بگو الله ا کبر
وقت نماز رسیده / گوشات چه خوب شنیده
صدای بانگ اذان / لباس بپوش پاکیزه
خبر بده به دوستات / با شادی و با نشاط
برو به سمت مسجد / تا مستجاب شه دعات
…
در این شعر سعی شاعر بر این است تا از ابتدا تا انتها به شکلی روایی اصول اصلی نمازخواندن را برای بچه ها به تصویر بکشد.

در طول انقلاب شاعران کودک و نوجوان اشعار بسیاری را در توصیف و آموزش نمازش سروده اند.

از جمله این شاعران می توان به مریم اسلامی، شاعر مجموعه کتاب های «ما کودکان مسلمان»، اشاره کرد.

این کتاب ها توسط «مامک رزم گیر» برای گروه سنی خردسال و کودک، تصویرگری شده است.

شاعر با توجه به موضوع هر کتاب اشعاری را در این کتاب ها آورده است تا کودکان را با آموزه های دینی همانند دروغ نگفتن و پاکیزه بودن پیوند دهد.

از عناوین جلدهای این مجموعه می توان به «رازداری»،« خوش قولی»، «امانت داری»، «نیکی به پدر و مادر»، «راستگویی»، «شکرگزاری»، «پاکیزگی»، «مراقبت از خود»، «نماز»، «قرآن»، «روزه» و «حق همسایه»، اشاره کرد.

مادرم توی حیاط / در کنار حوض آب
می نشیند مثل گل / زیر نور آفتاب

شیر آب خانه مان / باز شرشر می کند
مشت خود را مادرم / زیر آن پر می کند

تا وضو می گیرد او / غصه اش کم می شود
صورتش مثل گل است / قطره شبنم می شود

شاعر در این شعر به زیبایی لحظه ی وضوگرفتن مادر را به تصویر می کشد و در آن قطره های آب را به شبنم تشبیه کرده که بر صورت چون گل مادر ریخته است.

کلام آخر

امروز در بحبوبه ی دغدغه های ریز و درشت وقتی دست به دامان‌ خدای رحمان می شویم، آرامشی عظیم بر دلهایمان مستولی می شود. خداوند فرموده است که ” بخوانید مرا، تا اجابت کنم شما را”.
نماز پل ارتباطی انسان با خداست. وقتی پنجره ی راز و نیاز با خالق هستی باز است، واژه ها رنگ الهی به خود می گیرند و در مقابل عظمتش در بیکرانه اش اوج می گیرند.
واژه باید خود باد
واژه باید خود باران باشد
چشمها را باید شست
جور دیگر باید دید

آری، باید آن جور ببینیم که خدا می خواهد. با خدا باشیم، زیرا خدا هر لحظه ها با ماست و در انبوه واژه ها به طبع مان الهام می بخشد.