نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش ایرنا، تقویم دهم مرداد ۱۴۰۵ را نشان میدهند و خورشید در آسمان مهران بیامانتر از همیشه میتابد.
اینجا در نقطه صفر مرزی، گرما بیداد میکند و موجهای حرارت از سینهکش آسفالت به هوا برمیخیزد اما در میان این حجم از التهاب و عطش حکایتی دیگر در جریان است.
اینجا قطبنمای دلها، منطق فیزیک و جغرافیا را برهم زده و حرارتِ عشق، بر سوزانندهترین روزهای سال پیروزی یافته است.
مسیر پیادهروی اربعین، تنها جاده خاکی یا آسفالته برای رسیدن به مقصدی در آنسوی مرزها نیست، شریانی از حیات است که قلبهای بیشماری را از گوشه و کنار این آبوخاک به هم پیوند میدهد.
از پیرمردهای خستهجانی که با تکیه بر عصا گام برمیدارند تا نوزادانی که آرام در کالسکهها خوابیدهاند، همه در این مسیر همسفر شدهاند تا راوی یک جنون شیرین باشند.
در این جاده، واژههایی چون «خستگی» و «رنج» معنای روزمره خود را از دست میدهند و هر گام به تسبیحی در دستان زائران تبدیل میشود.
برای لمس این حقیقت شگرف، نیازی به کلمات پیچیده و استعارههای دور و دراز نیست، کافی است در گوشهای از پایانه مرزی مهران بایستی، چشم ببندی بر هیاهوی دنیا و تماشاگر این سمفونی بینظیر از دلدادگی باشی.
آنچه در ادامه میخوانید، برشی کوتاه از این اقیانوس بیکران است؛ چند قاب زنده، ساده و بیواسطه از آدمهایی که در دل تابستان سوزان مهران، رنج راه را به جان خریدهاند تا در حریم یار آرام بگیرند.
جنون شیرین
پرده یکم: عصایی که تکیهگاه عشق شد
درهای اتوبوس شهری که در میدان اربعین مهران باز میشود، موجی از هوای داغ به صورت مسافران سیلی میزند.
در میان جمعیت خسته اما شتابان، مردی با کولهپشتی سنگینی بر دوش، توجهها را جلب میکند، او لنگلنگان از پلههای اتوبوس پایین میآید.
پای راستش یاری نمیکند و تمام وزن بدنش را روی عصای فلزیاش میاندازد، صدای برخورد عصا با آسفالت داغ، ریتم منظمی به خود گرفته است.
دانههای درشت عرق روی پیشانی آفتابسوختهاش نشسته، اما چشمانش به مسیر پایانه شهید قاسم سلیمانی خیره مانده است.
با هر گامی که با زحمت برمیدارد، زیر لب زمزمه میکند: «یا حسین.»
گویی این نام خنکایی است که بر جان خستهاش مینشیند و به آن پاهای رنجور، توانی مضاعف برای پیمودن این مسیر طولانی میبخشد.
پرده دوم: جوشش عشق در میان بخار و شعلهها
بیرون از خیمه آفتاب بیرحمانه میتابد، اما درون آشپزخانه موقت موکب، وضعیت طاقتفرساتر است.
زیر سقفی از جنس برزنت ضخیم که با لولههای داربست سرپا شده، فضایی صد متری که به کوره بخار تبدیل شده است.
شعلههای آبی و زرد اجاقهای گاز با شدت میسوزند و بخار غلیظ دیگهای بزرگ غذا، نفس کشیدن را سخت کرده است.
آشپز موکب، مردی میانسال با چهرهای که از شدت گرما سرخ و متورم شده، پای دیگ ایستاده است.
چفیهای نخی بر گردن دارد که هر چند دقیقه یکبار با آن، سیل عرقهای روی صورتش را خشک میکند.
با هر دو دست، ملاقه آهنی بزرگی را گرفته و محتویات دیگ را هم میزند.
به او نزدیک میشوم، در میان صدای غُلغُل دیگ و هیاهوی موکبداران، صدای نجوای او بغض به گلو میآورد.
با سوزی عجیب و از ته دل، مدام تکرار میکند: «یا حسین… یا حسین.»
در چهرهاش هیچ اثری از گلایه نیست، او خستگیاش را در دیگهای عشق هم میزند.
پرده سوم: دستانی گرهخورده در مسیر بهشت
از سمت دروازههای ورودی یعنی آنها که از کربلا بازمیگردند، دو پیرمرد سالخورده آرامآرام گام برمیدارند.
قامتشان زیر بار سالها زندگی خمیده شده، اما دستهایشان محکم در هم گره خورده است.
شباهت چهرهها و ریشهای کاملا سپیدشان نشان میدهد برادرند، روی لباسهایشان غبار راه نشسته است.
برادر کوچکتر کلاهی سبز و نازک بر سر دارد تا از آفتاب در امان بماند و برادر بزرگتر، پیشانیبندی با عبارت مقدس «یا ابوالفضل» به سر بسته است.
با لبخندی که چین و چروک صورتشان را عمیقتر میکند، میگویند عاشق نام علمدارند.
تعریف میکنند که با وجود درد پا و کهولت سن، نیمی از مسیر نجف تا کربلا را پیاده رفتهاند.
با لهجهای شیرین از مهماننوازی بیدریغ عراقیها تعریف میکنند و دست به آسمان میبرند و برای سربلندی نظام و کشور دعا میکنند.
برادر بزرگتر نگاهی پر از مهر به برادرش میاندازد و میگوید: «سالها آرزو داشتیم دوتایی و با هم در این راه قدم بگذاریم، رفتیم زیارت کردیم، خدا و امام حسین (ع) از ما و پاهای خستهمان بپذیرند.»
پرده چهارم: رنج شیرین در داغترین ساعت روز
ساعت دقیق ۱۴:۳۵ دقیقه بعدازظهر است، زمانی که آفتاب مهران عمود میتابد و هوا به اوج گرمای خود میرسد.
در نزدیکی در خروجی مهران به سمت مرز زرباطیه، یک خانواده چهارنفره برای لحظاتی توقف کردهاند، پیراهن پدر خانواده از شدت عرق کاملا خیس شده و به تنش چسبیده است.
مادر با چهرهای خسته اما آرام، بطری آب نیمگرمی در دست دارد.
پسربچهای چهار پنج ساله دست در دست پدر دارد و نوزادی هم در کالسکه زیر سایهبان کوچک آن به خواب رفته است.
با تعجب میپرسم: در این ساعت روز و با این بچههای خردسال، گرما شما را اذیت نمیکند؟
مرد نگاهی به گنبد طلایی رنگی که بر تصویرهای روی دیوار نقش بسته میاندازد و با چشمانی پرامید میگوید: همه این سختیها فدای تار موی حسین (ع).
من و همسر و بچههایم فدای او، ما هرچه داریم از برکت نام اوست و کسی که در این راه گام میگذارد، میداند که این رنجها، شیرینترین بخش سفر است.
همسرش که در حال مرتب کردن پارچه روی کالسکه است، با لبخندی حاکی از رضایت به شوهرش نگاه میکند و میگوید: «حسین آقا، بلند شو برویم تا بچهها بیشتر از این گرما اذیت نشوند.»
و مرد یا حسینی میگوید و دوباره راه میافتند.
پرده پنجم: مسافرانی از دیار باران در آغوش کویر
از شمال کشور آمدهاند، از سرزمین جنگلهای مهآلود و هوای خنک و بارانی، افزون بر یکهزار کیلومتر راه را پشت سر گذاشتهاند تا به این نقطه خشک و سوزان مرزی برسند.
گروهی متشکل از چند خواهر و برادرند که کولهپشتیهایشان را یکشکل انتخاب کردهاند، روی هر کدام پارچه نوشتهای منقش به تصویر رهبر شهید با جمله «باید برخاست.»
این چهارمین باری است که رنج سفر را به جان میخرند تا در حماسه اربعین حاضر باشند.
وقتی از انگیزهشان میپرسم، چشمان یکی از خواهرها پر از اشک میشود.
میگوید: همیشه با پدر و مادرمان میآمدیم اما امروز جایشان در این مسیر خیلی خالی است و داغ رهبر از همه برای ما گرانتر.
ما به نیابت از آنها آمدهایم تا ثواب هر گامی که برمیداریم به روح آنها برسد.
تفاوت آبوهوای شمال با مهران برایشان آزار دهنده نیست، آنها حرارت قلبهایشان را با این سفر تنظیم کردهاند.
پرده ششم: قدمهایی به نیابت از لالههای خفته
در میان جمعیت، ناگهان شور و هیاهویی به پا میشود.
گروهی از جوانان و دانشجویان تهرانی با انرژی و حرارتی وصفناپذیر وارد محوطه پایانه میشوند، روی کولههایشان تصویرهایی از شهدا نقش بسته است.
آنها مسافت طولانی را طی کردهاند تا حامل یک پیام بزرگ باشند.
میگویند قدمهایشان در این مسیر به نیابت از ۱۶۸ شهید کودک مظلوم میناب و همچنین به نیابت از آقای شهید ایران است.
در حالی که به سمت دروازههای خروجی حرکت میکنند، با صدایی رسا و هماهنگ، شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر میدهند تا نشان دهند مسیر کربلا، همچنان مسیر مبارزه با استکبار است.
پیش از عبور از مرز، در صحنهای غرورآفرین، پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را در آغوش میکشند، بر آن بوسه میزنند، با احترام از زیر قرآن کریم عبور میکنند و راهی سرزمینی میشوند که بوی سیب میدهد.
آفتاب در مهران به غروب نزدیک میشود، اما جاده منتهی به پایانه مرزی شهید سلیمانی رنگ خلوتی به خود نمیبیند.
اینجا مرزها تنها خطوطی بیجان روی نقشه نیستند که دروازههایی برای عبور دلها به شمار میروند.
در این نقطه از خاک ایلام، روز و شب به هم پیوند خورده و جریان پرخروش زائران با ضربآهنگ نام حسین(ع) میتپد.
از عصای چوبی آن پیرمرد خسته تا شعار پرشور جوانان دانشجو، از قطرههای عرق نشسته بر پیشانی خادم موکب تا چهره آرام کودک خفته در کالسکه، همه و همه در یک موج عظیم حل شدهاند.
این قابهای پراکنده، در نهایت یک تصویر باشکوه میسازند، تصویری از گردهمایی بزرگ که هیچ مانعی، حتی گرمای طاقتفرسای تابستان، یارای ایستادگی در برابر آن را ندارد.
در این مسیر، هر زائر به تنهایی یک رسانه است که پیام ایستادگی و عشق را با گامهای خود مخابره میکند.
دفتر این گزارش در اینجا بسته میشود اما حکایت مهران و زائران آن همچنان باز است تا زمانی که این جاده پابرجاست، قدمهای بیشماری راوی این دلدادگی بیکران خواهند بود.
مهران این دروازه آسمانی ایلام، همچنان با آغوش باز چشمانتظار مسافرانی است که رنج راه را به شوق رسیدن به کربلا میپذیرند و زیباترین صحنههای ایثار و همدلی را در نقطه صفر مرزی خلق میکنند.
ماناسپهر - ایلام - امام جمعه مهران گفت: فرهنگ حسینی و اربعینی روحیه ذلتناپذیری را در جامعه ما نهادینه کرده است و برخلاف کشورهای زیر سلطه استکبار که هیچ ارادهای از خود ندارند، ملت ایران به برکت مکتب سیدالشهدا (ع) در برابر هرگونه تحقیر و تجاوز ایستادگی میکند.
ماناسپهر -ایلام -مجموعه ارتش جمهوری اسلامی ایران امسال نیز همچون سالهای گذشته با برپایی مواکب مختلف در خدمت زائران اربعین مهران است و نیروی هوایی ارتش با برپایی موکب پذیرایی و درمانگاه سلامت به زائران مرز شهید سلیمانی مهران خدماترسانی میکند.
ماناسپهر - ایلام -مدیرکل راهداری و حملونقل جادهای ایلام از تردد ۷۰۰ هزار و ۳۹۹ خودرو در راههای استان از ابتدای ماه صفر تا روز گذشته خبر داد و گفت: تاکنون افزون بر دو میلیون زائر برای سفر به عتبات عالیات از گذرگاه مرزی مهران عبور کردهاند.
ماناسپهر - ایلام -استاندار ایلام با اشاره به ثبت بیش از ۵۲۳ هزار تردد در ۴۸ ساعت گذشته از مرز مهران و رشد ۲۱ درصدی آن نسبت به سال گذشته، بر برخورد بدون چشمپوشی با دلالان بخش حملونقل و تقویت موکبها برای موج بازگشت زائران تاکید کرد.