راه‌های دور، مقصدی مشترک/ مهمانانی از قومیت‌های مختلف که برای آخرین وداع آمده‌اند

ماناسپهر - تهران - بعضی شب را در راه گذراندند، بعضی با نخستین قطار یا اتوبوس خود را به تهران رساندند و برخی دیگر از شهرهای دور، کیلومترها مسیر را پشت سر گذاشتند تا تنها چند دقیقه در مراسم وداع با رهبر شهید حضور داشته باشند. مقصد همه اما یکی بود؛ مصلی تهران، جایی که برای آخرین بار پیکر رهبر شهید را در آغوش گرفته است.

گروه جامعه ایرنا- امروز در تهران به ویژه اطراف مصلی امام خمینی (ره) غوغایی برپا است که تا فردا (یکشنبه، ۱۴ تیرماه) ادامه دارد. امروز آیین بزرگ وداع با رهبر شهید برگزار می شود آیینی که هزاران انسان با فرهنگ، آداب و لهجه های مختلف را دور هم جمع کرده است، برخی کیلومترها راه را پیموده اند تا خود را به مراسمی برسانند که فرشتگانی از بهشت میزبان آن هستند.

برای برخی، این سفر تنها یک جابه‌جایی از شهری به شهر دیگر نبود، بلکه سفری بود از دلتنگی برای وداع، از ساعت‌ها پیش از آغاز مراسم، خیابان‌های منتهی به مصلی تهران پر از مردمی بود که از گوشه و کنار ایران خود را به پایتخت رسانده بودند، چهره‌هایی خسته از راه، اما مشتاق آخرین دیدار.

در میان جمعیت، لهجه‌های مختلف به گوش می‌رسد، هر کدام روایت شهری را با خود آورده‌اند، اما امروز همه به یک زبان سخن می‌گویند، زبان اندوه و دلبستگی. یکی از جنوب آمده، دیگری از شمال، آن یکی از غرب و دیگری از شرق کشور. کیلومترها فاصله، مانعی برای حضور در این وداع نشده است، همه عاشقانه پای در راهی گذاشته اند که نه تنها فاصله بلکه گرمای طاقت فرسای تابستان هم مانع آنها نشده است، می دانند که باید برخاست تا کشور را پیروز و قدرتمند نگه داشت.

بسیاری از آنان شب گذشته را در مسیر یا اطراف مصلی سپری کرده‌اند، برخی روی صندلی اتوبوس خوابیده‌اند، برخی تمام شب را رانندگی کرده‌اند و بعضی دیگر، پیش از طلوع آفتاب، خود را به محل مراسم رسانده‌اند تا مبادا لحظه‌ای از این وداع تاریخی را از دست بدهند، زیرا برای آنان این لحظات نابی است که می خواهند با همه وجود هوای آنرا به درونشان بکشند.

در چهره این مهمانان دوردست، خستگی راه دیده می‌شود، اما اشتیاق حضور این خستگی را کمرنگ کرده است. بطری آبی در دست، کوله‌ای بر دوش و پرچمی که در میان جمعیت برافراشته‌اند، تنها نشانه‌های سفرشان نیست، مهم‌تر از همه، دلی است که آن‌ها را از صدها کیلومتر دورتر به اینجا کشانده است تا با رهبر شهیدشان وداع کنند.

تهران این روزها فقط میزبان شهروندان خود نیست، میزبان مردمی است که از سراسر ایران آمده‌اند تا بگویند وقتی پای عشق و وفاداری در میان باشد، فاصله معنای خود را از دست می‌دهد. خیابان‌های اطراف مصلی، نقشه‌ای از ایران شده است، جایی که همه راه‌ها به یک مقصد ختم می‌شود، امروز تهران به ایران کوچکی تبدیل شده که جمعیت زیادی از قومیت های مختلف را در خود جای داده است.

در میان جمعیت، هر لهجه‌ای داستانی از یک سفر را روایت می‌کند، خانواده‌ای که از جنوب کشور راهی تهران شده‌اند، جوانانی که از شهرهای غربی خود را به مراسم رسانده‌اند، پیرمردی که از شمال آمده و زنی از شرق ایران، همه در یک نقطه به هم رسیده‌اند، کنار پیکر رهبر شهید.

شاید فردا هر کدام دوباره به شهر و دیار خود بازگردند، اما خاطره این سفر با آن‌ها خواهد ماند، سفری که نه برای تفریح بود و نه برای کار، بلکه برای ادای احترام و آخرین بدرقه. گاهی ارزش یک راه طولانی به مقصد آن نیست، به دلی است که انسان را راهی می‌کند و امروز هزاران دل، از دورترین نقطه‌های این سرزمین راهی شده اند و در مکانی به نام مصلی تهران به هم رسیده اند تا با مشتی محکم که از اجماع قومیت های مختلف شکل گرفته به دنیا نشان دهند که مردم ایران از هر گوشه و کنار در هر شرایطی کنار هم خواهند بود و دوشادوش همدیگر پیش می روند تا ایران عزیز همیشه سربلند و استوار باشد.

بر چهره بسیاری، خستگی ساعت‌ها سفر پیداست، اما هیچ‌کس از طولانی بودن راه گلایه‌ای ندارد، برای آن‌ها مهم این است که امروز اینجا باشند، در آخرین دیدار، در آخرین وداع. بعضی هنوز ساک سفر را بر دوش دارند، بعضی مستقیم از ترمینال یا ایستگاه راه‌آهن خود را به مصلی رسانده‌اند و برخی شب را در مسیر گذرانده‌اند تا پیش از آغاز مراسم به جمع عزاداران بپیوندند.

اینجا فاصله‌ها رنگ باخته‌اند، از دورترین شهرها تا قلب تهران، همه راه‌ها به یک مقصد ختم شده است، وداعی که کیلومترها جاده را پشت سر گذاشته تا در چند لحظه اشک و سکوت خلاصه شود.

این روزها شب و روز خیابان های تهران به ویژه اطراف مصلی امام خمینی به هم وصل شده است، با شوری که در میان جمعیت وجود دارد، شب در روز و روز در شب ادغام شده است، همه عاشقان بدون توجه به گذر زمان بر سر و صورت می زنند، خادمان بدون تامل خدمت رسانی می کنند، نیروهای امدادی و خدماتی بی وقفه و خستگی ناپذیر در تلاشند تا هیچ عزاداری دچار مشکل سلامتی نشود.

عاشقانی که برای وداع با پیکر رهبر شهید در مصلی تهران گرد هم آمده‌اند، با سر دادن شعار «لبیک سید مجتبی»، احساسات و باورهای خود را ابراز می‌کنند. همزمان، زنان و مردان عزادار با چشمانی اشکبار و در حالی که بر سر و سینه می‌زنند، گام‌به‌گام به سوی مصلی حرکت می‌کنند تا در آخرین بدرقه حضور داشته باشند.

در میان زمزمه‌ها و نوحه‌ها، برخی نیز با خواندن «بیت جدید مبارک در خطه خراسان»، حال و هوای مراسم را با نوای مرثیه و سوگواری درهم می‌آمیزند، فضای مصلی و خیابان‌های اطراف، آکنده از اندوه، اشک و زمزمه‌هایی است که از دلدادگی و سوگواری حاضران حکایت دارد.