نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش ایرنازندگی – برای بسیاری، این فقط یک مراسم تشییع یا وداع نیست؛ قرار است مردی بدرقه شود که سالها او را نه فقط در جایگاه رهبر، که در جایگاه تکیهگاه، پدر و صدای آرامشبخش روزهای سخت شناختهاند. مردی که حالا دیگر قرار نیست صدایش از قاب تلویزیون شنیده شود، قرار نیست در روزهای بحران و نگرانی، با چند جمله، آرامش را به خانههای مردم بازگرداند و قرار نیست بوی حضورش در این شهر بپیچد.
مردم خود را برای وداع با «پدر امت» آماده میکنند
از چند روز قبل در شبکههای اجتماعی، گروههای خانوادگی و جمعهای دوستانه، مردم از ساعت حرکت، مسیرهای حضور و چگونگی رسیدن به مراسم میپرسند. برخی از پنجشنبه و جمعه خود را به تهران رساندهاند و برخی دیگر، شب را به امید حضور در مراسم، در راه خواهند گذراند. برای بسیاری از آنها، این حضور نه یک انتخاب، که یک وظیفه عاطفی و تاریخی است.
فاطمه، ساکن تهران، یکی از همین آدمهاست. او میگوید: «برای من حضور در این مراسم فقط شرکت در یک تشییع نیست؛ احساس میکنم باید برای قدردانی از سالها رهبری و همراهی ایشان آنجا باشم. شاید هیچوقت از نزدیک ایشان را ندیدم، اما بسیاری از سخنرانیهایشان برایم امیدبخش بود و حس میکردم مثل بزرگتر خانواده با مردم صحبت میکنند.»
فاطمه میگوید: «واقعاً حرف زیادی ندارم؛ فقط دلم میخواهد بگویم آقاجان، جای شما برای ما خالی است و برای مردم ایران دعا کنید.»
مهدیه، ۳۸ ساله، میگوید از همان روزهای اول تصمیمش برای حضور در مراسم را گرفته بود: «احساس کردم این فقط یک مراسم تشییع نیست؛ یک لحظه تاریخی است که باید در آن حضور داشته باشم. دوست نداشتم سالها بعد از خودم بپرسم چرا در این روز کنار مردم نبودم.»
محسن، ساکن تهران، هم میگوید برایش تردیدی وجود نداشت که باید در مراسم وداع حضور داشته باشد: «واقعیتش هنوز هم باورش برایم سخت است. سالها بود هر وقت کشور روزهای سختی را پشت سر میگذاشت، با شنیدن صحبتهای ایشان آرام میشدیم. حالا احساس میکنم باید بروم و برای آخرین بار ادای احترام کنم. شاید خیلیها مثل من هیچوقت از نزدیک ایشان را ندیده باشند، اما همیشه احساس میکردیم در روزهای سخت، یک پشتوانه و پناه برای مردم هستند. دلم نمیآمد روز وداع در خانه بمانم.»
از شهرهای دور تا قلب تهران؛ برای آخرین دیدار
این حس، فقط به تهران محدود نمانده است. از شهرهای دور و نزدیک، مردم راه افتادهاند؛ بعضی با خانواده، بعضی با دوستان و بعضی تنها، اما با یک مقصد مشترک: بدرقه مردی که احساس میکنند بخشی از تاریخ و زندگیشان با او گره خورده است.
علی، اهل کرمان، چهارشنبه شب همراه خانوادهاش راهی تهران شده است. او میگوید: «دلم آرام نمیگرفت اگر فقط از تلویزیون مراسم را میدیدم. احساس کردم باید برای آخرین بار ادای احترام کنم.»
فاطمه از زنجان، نیز با همین احساس راهی پایتخت شده است. او سالها آرزو داشته رهبر انقلاب را از نزدیک ببیند، اما این فرصت هرگز برایش فراهم نشده است. حالا آمده تا دستکم در آخرین بدرقه کنار مردم باشد. او که برای حضور در مراسم به تهران آمده، میگوید: «اگر قرار بود فقط یک جمله به آقا بگویم، از ایشان میخواستم دعا کنند که شرمنده خون شهدا و زحماتشان نشویم.»
محمد اهل بندرعباس، یکی از کسانی است که مسیر طولانی جنوب تا تهران را برای حضور در مراسم طی کرده است. او میگوید سهشنبه شب، در گرمای سنگین و شرجی بندرعباس، سوار اتوبوس شده و پس از ساعتها سفر، بعد از ظهر چهارشنبه به تهران رسیده است. او میگوید: «خیلیها گفتند میتوانی مراسم را از تلویزیون دنبال کنی، اما دلم قبول نمیکرد. احساس کردم باید خودم را به این وداع برسانم؛ باید کنار مردم باشم. شاید سهم من از این همه دلتنگی، فقط همین چند ساعت حضور در مراسم باشد.»
پایتخت، میزبان دلدادگان
در کنار مردمی که از سراسر کشور راهی تهران شدهاند، پایتخت نیز این روزها رنگ و بوی دیگری گرفته است. تهران فقط خود را برای بزرگترین بدرقه تاریخ آماده نمیکند؛ بلکه همزمان مهیای بزرگترین میزبانی خود نیز شده است. در محلههای مختلف شهر، خانوادههای زیادی با شوق از آمادگی خود برای پذیرایی از زائران تشییع رهبر شهید خبر دادهاند و میگویند افتخار میکنند که میزبان هموطنانی باشند که از شهرهای دور و نزدیک برای این مراسم به تهران آمدهاند.
در روزهای گذشته، در فضای مجازی و گروههای مردمی، دهها فراخوان برای اسکان و پذیرایی از زائران منتشر شده است. برخی از شهروندان، خانههای خود را برای اقامت مهمانان در اختیار آنان قرار دادهاند، عدهای ظرفیت مساجد، حسینیهها، مدارس و مراکز فرهنگی را برای اسکان آماده کردهاند و گروهی دیگر نیز با توزیع آب، غذا، راهنمایی زائران و هر کمکی که از دستشان برمیآید، تلاش دارند سهمی در این میزبانی داشته باشند.
وداعی شبیه بدرقه یک پدر
شاید آنچه این روزها بیش از هر چیز در میان مردم دیده میشود، نه فقط اندوه، که نوعی دلتنگی عمیق و خانوادگی است؛ دلتنگی برای کسی که بسیاری از مردم، او را هرگز از نزدیک ندیده بودند، اما احساس میکردند در سختترین روزها، حضورش را در زندگی خود حس کردهاند.
حالا تهران آماده میشود تا سه روز، شاهد وداع مردمی باشد که برای بدرقه رهبر شهیدشان آمدهاند؛ وداعی که برای بسیاری، شبیه بدرقه یک پدر است. پدری که سالها در قاب تلویزیون، در سخنرانیها، در روزهای جنگ و بحران، در جشنها و عزاداریها حضور داشت و حالا نبودنش، بهتدریج و لحظهبهلحظه، بیشتر احساس میشود.
روز دوشنبه، پیکر رهبر شهید در تهران تشییع خواهد شد و سپس برای وداع نهایی و خاکسپاری، راهی مشهد و حرم مطهر امام رضا(ع) میشود؛ شهری که قرار است آخرین منزلگاه زمینی او باشد.
اما شاید برای مردمی که این روزها خود را به مراسم میرسانند، مسئله فقط بدرقه یک رهبر نیست؛ آنها آمدهاند تا با بخشی از خاطرات جمعی خود وداع کنند. آمدهاند تا بگویند بعضی آدمها، حتی وقتی دیگر در میان ما نیستند، باز هم در خانههای ما، در خاطرههای ما و در تاریخ یک ملت، حضور دارند.
و تهران، این روزها، بیش از هر زمان دیگری، شبیه خانهای است که برای بدرقه پدرش آماده میشود.
ماناسپهر - ایلام -پیکر سرمایهگذار شیرازی که به دنبال واژگونی تراکتور در بستر رودخانه سیمره غرق شده بود، عصر امروز (جمعه) پس از سه روز جستوجو در هشت کیلومتری پاییندست محل حادثه و محدوده روستای «چمنمشت» شهرستان درهشهر پیدا شد.
ماناسپهر - تهران - آیین تشییع و وداع با پیکر شهید مصباح الهدی باقری کنی داماد رهبر شهید انقلاب با حضور ملت شهیدپرور تهران در غرب تهران برگزار شد.
ماناسپهر - ✍️ جامعه اسلامی کارمندان به مناسبت وداع و تشییع حضرت آیتاللهالعظمی امام سیدعلی خامنهای، بیانیه ای بشرح زیر صادر کرد.
ماناسپهر - لندن – تهران امروز (جمعه) با حضور نمایندگان، شخصیتها و گروههای مردمی از حدود ۱۰۰ کشور، صحنه بدرقه جهانی رهبر شهیدی شد که پرچم مقاومت، عدالتخواهی و دفاع از مظلومان را فراتر از مرزهای ایران برافراشت.