نقد چیست، عیب‌جویی کدام است ✍️محمدامین احمدبیگی

ماناسپهر - در سال ۱۵۷۹ در انگلستان و در دنیای روزنامه‌نگاری اتفاقی افتاد که هنوز هم در حافظه تاریخ ماندگار است. در این سال فردی به نام "جان استابز" که خود را روزنامه‌نگاری آزادی اندیش می‌نامید و مخالف سیاست‌های دربار بود، مقاله را در نقد ازدواج پیشنهادی ملکه با "دوک انژو" چاپ می‌کند. این امر به مذاق ملکه الیزابت و همچنین درباریان خوش نیامد و به هیمن دلیل و نیز برای بازداشتن استابز از فتنه‌جویی، دستور می‌دهند دست راست وی را قطع کنند.

به گزارش ماناسپهر، در پی این اتفاق حالا که استابز فهمیده بود منافع‌اش در کجا تامین می‌شود، دیگر دستش را بالا می‌برد و برای سلامتی ملکه دعا می‌کند.

تمکین وی، یکی از هزاران اتفاقاتی است که حرفه روزنامه‌نگاری را تحت تاثیر قرار می‌دهد. پس از آن اتفاق برای استابز نگون بخت، افراد فعال در این حوزه به این فکر افتادند که با استفاده از چه تدابیری می‌توانند روزنامه‌نگاران را وادار به انتشار مطالبی کنند که تجاوز به حریم خصوصی نباشد، مغرضانه نباشد، خلاف واقع نباشد، حرف مفت نباشد، عیب‌جویی نباشد و در نهایت آن چیزی باشد که خبر نام دارد و آن شد که بنای اخلاق در رسانه رقم خورد.

کانال رسمی مدرسه علوم انسانی در مقاله‌ای با عنوان “چگونه نقد کنیم”، تفاوت نقد و عیب‌جویی را اینگونه آورده است: نقد یعنی بررسی منصفانه و علمی برای نشان دادن هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف با هدف رشد و اصلاح.عیب‌جویی یعنی تمرکز یک‌سویه بر ضعف‌ها بدون توجه به ارزش‌ها و اغلب با نیت تخریب یا سرزنش.نقد سازنده و آگاهی‌بخش است، اما عیب‌جویی مخرب و بازدارنده”.

صد حیف در این وانفسا و در دنیای بی‌حد و مرز برخی از روزنامه‌نگاری با ادبیاتی سخیف و لخت و برهنه در قالب غرض و مرض بر ساحت نقد چنگ انداخته و رویش را ریش ریش کرده‌اند. نقد، عیب‌جویی‌نیست، گلایه نیست؛ حرف بی‌حساب کتاب هم نیست. نقاد هم پرچم نیست که با هر بادی آویزان شود و رو به سوی دیگر کند چرا که باد با او موافق است.

همه یقین داریم نقد سوزنده و سوزاننده هست، اما اگر خواستگاه نقد هرآنچه را عقده می‌نامیم نباشد، با آنکه نقد می‌سوزاند، ولی مرحم است بر زخم‌های سرباز زده که دردشان تا عمق جان نفوذ یافته است. نقدی که از روی صلاح و با قصد و نیت صالح و سالم گفته شود، حتی در خشکسالی زمان می‌تواند برشکوفد و برشکوفاند و به برگ و بار نشیند و نشاند و آب و آبادانی بیاورد؛ می‌تواند سینه سیاه شب را ستاره باران کند و سردی رخوتبار سکوت راغزل باران و از دل کویر خشک ترک خورده، جنگل پر گیسوی سبز برویاند و اما اگر چنان که می‌خواهیم نشد نیز به قول خداوند سخن و شیخ اجل:
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
اگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم.