حیات وحشِ ایران از نگاه «پسر طبیعت»

ساری-برای این‌که نام «پسر طبیعت» در فهرست کنش‌گران و هنرمندان اثرگذار محیط زیست ایران جاودانه شود ۱۰ سال کافی بود؛ زنده‌یاد «بهراد فرخنده» که از ۱۰ سالگی تا ۲۰ سالگی تلاشی مستمر برای فرهنگسازی پیرامون محیط زیست و ثبت تصاویری ناب از حیات وحش و طبیعت ایران داشت و خرداد ۱۴۰۰ هنگام عکاسی در ارتفاعات شهرستان ساری جان باخت و حالا چهار سال پس از درگذشتش نمایشگاهی از عکس‌هایش در مازندران برپا شد.

به گزارش ایرنا، کاخ ساحلی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس در شهرستان نور در روزهای ۲۱ و ۲۲ آبان میزبان نمایشگاه تعدادی از عکس‌های ثبت شده از حیات وحش و طبیعت ایران شد که در دهه ۹۰ توسط زنده‌یاد «بهراد فرخنده» ثبت شده است. نمایشگاهی با عنوان «پسر طبیعت» که به عنوان یکی از برنامه‌های سومین همایش مستندسازان حیات وحش و تنوع زیستی ایران برگزار شده و در آن حدود ۵۰ عکس زیبا از حیات وحش و طبیعت مناطق مختلف ایران که حاصل تلاش و سفرهای محیط زیستی زنده‌یاد «بهراد فرخنده» است به نمایش در آمد.

بهراد که اکنون از او با عنوان «پسر طبیعت» یاد می‌شود، ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ به دنیا آمد و با راهنمایی‌های پدرش «محمدرضا فرخنده» از ۱۰ سالگی پس از آشنایی با پرنده‌نگری وارد کنش‌گری محیط زیست شد. او به مرور گستره فعالیت‌ها و پیگیری‌ها و مطالعاتش در زمینه محیط زیست را گسترش داد و پس از مدتی در همان سنین نوجوانی عکاسی از طبیعت و حیات وحش را آغاز کرد.

در کنار درس و فعالیت‌های پژوهشی و مطالعاتی که داشت، سفر به مناطق مختلف ایران و آشنا شدن با کنش‌گران محیط زیست را نیز دنبال کرد و کمی بعد هم دست به دوربین شد تا صحنه‌های ناب حیات وحش و طبیعت ایران را برای نشان دادن به جامعه ثبت کند. حاصل تلاش او در عکاسی از طبیعت و حیات وحش ایران، صدها قاب کم‌نظیر از گونه‌های ارزشمند جانوری و مناطر زیبای طبیعت ایران شد. اما مرگ اجازه نداد تا فعالیتش را در دهه سوم زندگی‌اش نیز آغاز کند و ادامه دهد.

بهراد پس از ۱۰ سال تلاش و ثبت تصاویری ناب از حیات وحش و طبیعت ایران، یکم خرداد ۱۴۰۰ و کمیش پیش از این‌که ۲۰ سالگی‌اش را جشن بگیرد، در ارتفاعات «سیوگوسره» کیاسر از توبع شهرستان ساری، بر اثر سقوط از کوه جان باخت. حالا نمایشگاهی از عکس‌های پسر طبیعت در مازندران برپا شده است. نمایشگاهی که قاب‌هایی زیبا و منحصربه‌فرد از طبیعت و حیات وحش ایران را از نگاه «پسر طبیعت» روایت می‌کند. به بهانه برپایی این نمایشگاه در نور با «محمدرضا فرخنده» پدر زنده‌یاد «بهراد فرخنده» که شهریور پارسال این نمایشگاه را در گالری بهار خانه هنرمندان تهران نیز برگزار کرده بود گفت‌وگو داشتیم:

چه شد که چهار سال پس از آن حادثه در مازندران، عکس‌های بهراد باز هم راهی این استان شد؟

امسال سومین همایش مستندسازان حیات وحش و تنوع زیستی ایران در نور برگزار شد. این رویداد از ۲۱ آبان آغاز شده و تا فردا -۲۳ آبان- ادامه دارد. برنامه‌های متعددی مانند پخش فیلم، نشست‌های تخصصی و میز گفت‌وگو برای این همایش تدارک دیده شد. به دعوت انجمن مستندسازان حیات وحش و تنوع زیستی ایران قرار شد که نمایشگاهی از عکس‌های بهراد را در این همایش برگزار کنیم.

بهراد به واسطه عکس‌هایش و فعالیت‌هایی که داشت بین بسیاری از مستندسازان و کنش‌گران شناخته شده است و آثارش نیز همواره مورد تحسین قرار گرفته است. شهریور پارسال نیز همین نمایشگاه به مدت یک هفته در خانه هنرمندان تهران برپا شد که مورد استقبال اقشار مختلف اعم از هنرمندان، کنش‌گران محیط زیست، مردم و هنردوستان قرار گرفت.

چه تعداد عکس از آثار بهراد در این نمایشگاه عرضه شده است؟

محوریت نمایشگاه فقط عکس‌های حیات وحش که بهراد ثبت کرد نیست. حدود ۵۰ تابلوعکس از آثار بهراد همراه با تعدادی از عکس‌های خودش هنگام عکاسی از طبیعت و حیات وحش در این نمایشگاه به نمایش در آمده است. بخشی از این آثار مربوط به عکس‌هایی از بهراد در سنین مختلف و هنگام عکاسی یا فعالیت‌های محیط زیستی است. به این شکل خواستیم به کودکان و نوجوانان و جوانان نشان دهیم که می‌توانند در همین سن نیز پرتلاش و اثرگذار باشند.

بهراد تمام فعالیت‌های محیط زیستی‌اش را از ۱۰ سالگی تا ۲۰ سالگی انجام داد. می‌خواهیم به بچه‌ها بگوییم که ببینند و بدانند می‌توانند کاری که دوست دارند را در همین سن و کنار تحصیل‌شان آغاز کنند. هدف من این است که راه اثرگذاریِ بهراد را به هم‌نسل‌های او و کودکان و نوجوانانِ امروز نشان دهد.

بهراد را بیشتر باید کنش‌گر محیط زیست بشناسیم یا عکاس این حوزه؟

در زمینه عکاسی محیط زیست عکاسان بسیار حرفه‌ای داریم. خود بهراد هم دنبال این نبود که بگوید عکاس محیط زیست است. البته برای آموختن در این مسیر تلاش زیادی کرد و استعداد خوبی هم داشت. اما عکاسی برای او هدف نبود، بلکه ابزاری برای کمک به محیط زیست و فرهنگسازی در این عرصه بود.

آن‌هایی که بهراد را می‌شناختند او را به خاطر تنوع کارهایش دوست داشتند. از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ بیش از ۲۵۰ هزار کیلومتر سفر زمینی و چندین سفر هوایی به نقاط مختلف ایران رفته بود و توانست از ۴۶۰ گونه پرنده عکاسی کند.

اما بهراد در فعالیت‌هایش به مسائل حفاظتی توجه کرده بود. دلش می‌خواست در کنار فعالیت‌هایی که برای آشنایی با حیات وحش و محیط زیست داشت، با عکاسی از حیات وحش و محیط زیستِ ایران در مسیر نشان دادن زیبایی‌های کشورمان و فرهنگسازی برای حفاظت از این گونه‌ها و طبیعت حرکت کند.

می‌گفت تا ۲۰ سالگی برای عکاسی از حیات وحش و محیط زیست سفر می‌کنم، اما از ۲۰ سالگی به بعد می‌خواهم سفرهایم برای انجام کارهای حفاظتی و ترویج و فرهنگسازی باشد. افراد زیادی در ایران بدون توجه به حمایت شدن یا نشدن مشغول فعالیت محیط زیستی هستند. بهراد در سفرهایش این آدم‌ها را پیدا می‌کرد و سعی می‌کرد به دیگران معرفی‌شان کند و از فعالیت‌شان بگوید. هدفش این بود که زنجیره کنش‌گران برای حفاظت از محیط زیست و فرهنگسازی در این زمینه را گسترش دهد و محکم‌تر کند.

یعنی برای آینده‌اش ترسیم کرده بود که یک کنش‌گر محیط زیست باشد؟

بله. اما نه صرفا یک کنش‌گر که به دنبال فرهنگسازی است. همیشه دنبال راه‌حل چالش‌ها می‌گشت. مثلا وقتی قرار بود برای دانشگاه انتخاب رشته کند، همه تصور می‌کردند یک رشته مرتبط با محیط زیست را انتخاب می‌کند. اما رشته مهندسی مکانیک را انتخاب کرد و در دانشگاه تهران قبول شد. به جز من که می‌دانستم چرا این رشته را انتخاب کرد، همه از انتخابش تعجب کرده بودند. می‌گفت «ما مشکلات را می‌شناسیم و باید راه حل‌ها را پیدا کنیم. باید دانش لازم را داشته باشم تا برای کمک به محیط زیست راه حل پیدا کنم.» برای همین سراغ مهندسی مکانیک رفته بود تا بتواند از دانش مهندسی برای کمک به چالش‌های محیط زیستی کمک بگیرد.

حتی در انتخاب دانشگاه نیز اهداف مربوط به کنش‌گری محیط زیستی برایش معیار بود. رتبه‌اش در ترازی بود که برای رشته مهندسی مکانیک در دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شود. اما دانشگاه تهران را انتخاب کرد. می‌گفت: «دانشگاه صنعتی شریف فضایی کاملا فنی و صنعتی دارد، اما دانشگاه تهران به دلیل فعالیت دانشکده‌های مختلف امکان تعامل من با اندیشه‌های غیرفنی را هم می‌دهد. در دانشگاه تهران می‌توانم از دانشجویان رشته‌های غیرفنی هم چیزهایی یاد بگیرم و با افراد بیشتری تعامل محیط زیستی داشته باشم. اگر یک دانشجوی حقوق به کنش‌گر محیط زیست تبدیل شود، می‌تواند روی حقوق محیط زیست متمرکز شود یا اگر یک گرافیست دغدغه محیط زیستی داشته باشد می‌تواند با تولید آثار مختلف به انتقال مفاهیم و آگاهی‌بخشی در جامعه کمک کند.» همه چیز برای کمک به محیط زیست و طبیعت و حیاتِ طبیعی ایران می‌خواست و تمرکزش بر فرهنگسازی برای محیط زیست بود.

عشق ایران و کار کردن برای کشور را داشت. می‌گفت شاید برای تحصیلات تکمیلی زمانی از ایران بروم، اما برمی‌گردم و همینجا کار می‌کنم. معتقد بود که حیات وحش و طبیعت ایران هنوز جا برای کار کردن و نجات یافتن از چالش‌ها دارد. هدف زندگی‌اش حفاظت از محیط زیست بود. حتی گفته بود: «دوست دارم مرگ من در طبیعت باشد.» همین اتفاق هم افتاد.

این همه تلاش و فعالیت در دهه دوم زندگی او را خسته نمی‌کرد؟

شوق عجیبی برای این کارها داشت. عاشق زندگی بود و از ثانیه به ثانیه زندگی‌اش استفاده کرد. در کنار همه این فعالیت‌ها، سعی می‌کرد از هنر دور نماند. در دوران دانشجویی وارد هنر تئاتر شد. در یک نمایش مدیر صحنه بود و در نمایشی دیگر نیز دستیار کارگردان. در زمینه موسیقی هم فعالیت داشت. اهل کتاب و تماشای فیلم بود. از کودکی به فرزندانم گفتم که از طبیعت انرژی بگیرند؛ طبیعت را باغ نبینند و مصرف نکنند. بلکه در طبیعت غرق شوند. به آن‌ها آموخته بودم که پاسخ پرسش‌های‌شان را باید در کتاب‌ها پیدا کنند.

بهراد زمان زیادی را برای مطالعه و پژوهش و شناختن صرف می‌کرد. من فکر می‌کنم در همین مدت زندگی به هدفی که می‌خواست رسید. توانست اثرگذار باشد. من هم تلاش می‌کنم که به جای سوگواری و غرق شدن در غم از دست دادنش، به شیوه‌های گوناگون راهی که بهراد انتخاب کرده بود و هدفش را به جامعه بشناسانم تا به جریان حفاظت از محیط زیست به عنوان دغدغه اصلی او کمک شود. هرچند که محیط زیست و جوانان ایران یک الگوی عالی را از دست دادند، ولی من تلاش کردم راه بهراد را با این روش و تلاش زنده نگه دارم.